آرامش در حضور دیگران؛ تقوایی در نمای درشت

در کنار‌ باشو‌ غریبه‌ کوچک (بیضایی)، گوزن‌ها (کیمیایی) و گاو (مهرجویی)، آرامش در حضور دیگران محبوب‌ترین اثر انتخابی منتقدان و نویسندگان‌ سینمایی نسل پس از انقلاب است که به رغم عدم امکان نمایش عمومی‌ و صرفاً با اتکا به‌ نسخه‌هایی با کیفیتِ نامطلوب، جایگاهی چنین رفیع (یکی از فیلم‌های برتر تاریخ سینمای ایران) یافته است. بازتابی چنین مقتدرانه و حیرت‌انگیز تأکیدی است بر نقش بسیار مؤثر تفکّر و ذهنیت خلاق و پویای ناصر تقوایی‌ به عنوان کارگردان در عرصه سینمای ایران. بررسی نقش کارکرد آرامش… به عنوان برترین فیلم تاریخ سینمای ایران و ناصر تقوایی به عنوان یکی از برجسته‌ترین کارگردانان این سینما، هدف و موضوع این نوشته نیست. اشاره‌ به‌ این نقش صرفاً به منزله تعیین جایگاه این فیلم‌ساز گران‌قدر و از این مجرا، ورود به حیطه سینمای تقوایی و نگاهی سریع به شاخص‌ترین فیلم او -آرامش… است.
در نگاه از منظری آرمان‌گرایانه، محدوده‌ و چارچوب سینمای آقای تقوایی، نمونه مثال زدنی از سینمایی مطلوب در ارتباط با توده تماشاگر و نیز سرشار از وجوهی کارکردگرا در ارتباط با روشنفکران و اهل تفکر و قلم و کتاب است. نقطه‌ اوج دستیابی تقوایی به حد مطلوب در دو اثر دایی‌جان ناپلئون و ناخدا خورشید به وضوح متجلّی است. این امر طبعاً حاصل بینش و نگاه سینمایی و رویّه و روشی مطلقاً حرفه‌ای در‌ برخورد‌ با ‌«رسانه» (مدیوم) از سوی فیلم‌ساز‌ است. وجوه‌ مذکور، درعین‌حال مبیّن یک لایه اساسی و بسیار مهم در شخصیت است که به سادگی و روشنی از ورای آثار‌ خلق‌ شده‌ قابل ‌رویت، بازیافت و بازشناسی است: آگاهی این جنبه‌ از‌ شخصیت تقوایی را صرفاً نه به عنوان یک شاخص، بلکه باید به منزله نقطه عزیمتی جهت راه‌یابی به-و نیز، دریافت‌ محدوده‌ و ظرفیت‌ ذهنی، حد سواد و دانش، میزان التزام ذهنی و هم کارکرد عملی‌ تعهّد هنرمند نسبت به ذات هنر و وسیله بیانی مورد استفاده در وهله اول و در مرتبه بعدی، چگونگی پایبندی‌ هنرمند‌ به‌ ایده‌آل‌ها و آرمان‌های متعالی و متجلّی ساختن آن در آثارش (به نحوی که‌ نسبت‌ هنرمند به جامعه بشری -و به ویژه خاستگاه و زیستگاهش- را در پهنه‌ای شفّاف به عیان بتوان دید) قلمداد‌ کرد. آگاهی‌- و نه فقط تسلّط بر ابزار بیانی و احاطه و دانش نسبت به رسانه- صفت‌ برجسته‌ متمایز‌ کننده ناصر تقوایی از دیگر فیلم‌سازان آگاه و باشعور سینمای ایران است. تأکید و اصرار بر‌ برخورداری‌ بینش‌ و روش تقوایی از عنصر آگاهی فقط بر مبنای ارزش‌گذاری صرف به شخصیت یک هنرمند‌ آگاه‌ و فیلم‌ساز خوب نیست، بلکه کوششی است در جهت شناخت و روشن ساختن دامنه تأثیرات‌ آگاهی‌ بر‌ آثار خلق شده توسط یک روشنفکر آگاه و نیز نقش و تأثیر این آثار بر زمینه‌ تفکّر‌ اجتماعی جامعه. هدف نهایی نوشته حاضر تبیین نقش فیلم‌ساز در قبال مردم و تأثیرات‌ و تأثرات‌ متقابل‌ هنرمند و جامعه است.
نیمه دوم دهه چهل سال‌های حرکت جهشی سینمای ایران و آغاز مسیری است‌ که‌ در طی سال‌های نیمه اول دهه پنجاه به ثمر می‌رسد. در طی‌ یک‌ دهه‌ سینمای ایران به سوی شکل‌گیری یک هویت ملی گام برمی‌دارد. کم‌وبیش در طی همین سالیان‌ است‌ که‌ برترین آثار خلق شده در محدوده سینمایی با هویت ایرانی پدید می‌آید. تأکید‌ بر این زمینه ده ساله، به واقع اشاره به بستری است که سینمای پدید آمده در‌ پس‌ انقلاب از آن تغذیه کرده است. پدیدآورندگان آثار کم‌وبیش قابل اعتنای سینمای‌ مرسوم‌ به نوین این سال‌ها جز یکی دو‌ تن، همگی‌ به نوعی از شاگردی خالقان سینمای مرسوم‌ به‌«موج نو»ی دهه پنجاه می‌آیند. ناصر تقوایی یکی از پرچم‌داران سینمای باهویت ایرانی‌ است‌ که گذشته از دستیاری ابراهیم‌ گلستان‌ در خشت‌ و آینه، کار‌ عملی خود را در سینما از‌ امکان‌ پدید آمده توسط تنی چند از روشنفکران (از جمله رهنما، غفاری) در‌ تلویزیون‌ می‌آغازد. سینمای مستند به عنوان محملی جهت‌ ابراز عقاید سیاسی و اجتماعی‌ فیلم‌سازان‌ روشنفکر مناسب‌ترین بستر فعالیت در‌ این‌ زمینه است. از همین روست که تقوایی با بهره‌گیری از این بستر مناسب در‌ سال‌های‌ نیمه دوم دهه چهل سیزده‌ اثر‌ مستند‌ خود را خلق‌ می‌کند‌ که قسمت اعظم آن‌ها‌ در‌ آرشیو تلویزیون باقی می‌مانند و با ممنوعیت نمایش مواجه می‌شوند. عدم نمایش فیلم‌ها و جلوگیری از‌ امکان‌ دیده شدن البته فقط به نظام‌ ممیزی‌ بازنمی‌گردد. با توجه‌ به‌ مجموعه‌ نوشته‌ها در باب آثار‌ مذکور بر این باورم که این فیلم‌های کوتاه گزارش و مستند آثاری خام‌دستانه و فاقد هرگونه جوهره‌ خلاق‌ و نمایش هستند و جز به کار محک‌ زدن‌ ارزش‌های‌ جامعه‌شناختی‌ آن‌ها، به درد‌ هیچ‌ کاری نمی‌خورند. فارغ از ارزش‌های جامعه‌شناختی آثار فوق اما چند اثر مطلقاً متفاوت این مجموعه‌ (نخل، بادجن، اربعین و مشهد قالی) که درعین‌حال‌ به‌ دفعات‌ امکان‌ نمایش‌ عمومی‌ یافته‌اند، در ردیف بهترین آثار خلق شده در سینمای ایران بوده و کماکان تأثیرات خود را بر نسل‌های بعدی بر جای می‌گذارند. این همه طبعاً نشأت گرفته از درایت فنی و نگاه و تفکّر به سینمای فیلم‌ساز و حاصل کارورزی ذهنی است که می‌کوشد همه تمنیات‌ اجتماعی و سیاسی خود را به واسطه مدیوم و از طریق صرفاً زبان خاص آن منتقل سازد. استعانت فیلم‌ساز از زمینه و زبان یک قالب هنری دیگر (ادبیات) که به شکل متن گفتار سه فیلم‌ از‌ این مجموعه درآمده، هرچند به قوّت و تأثیرگذاری آثار افزوده اما‌ ‌هیچ‌گاه از محدوده کاملاً جا گرفته در ساختمان هر یک از فیلم‌ها فراتر نرفته و به عنوان قالبی مستقل عمل نکرده است. پس بنابراین‌ با توجه‌ به توان و ابعاد بصری این آثار و نتایج و تأثیرات حاصل از آن در شکل پرداخت و روند فیلم‌سازی فیلم‌سازان هم‌زمان و متأخر باتقوایی، به روشنی این نکته بدیهی حاصل می‌شود که تقوایی‌ پایه‌گذار‌ سینمای منزّه و قابل‌اعتنای مستند ایران است. وی به یمن همین چند اثر معدود، پایه‌گذار قالب و زبان سینمای مستندی است که صرفاً به ثبت مستندات و مشاهدات نمی‌پردازد بلکه از‌ ورای‌ آن‌ موقعیت و وضعیت انسانی را مورد‌ مداقه‌ قرار‌ می‌دهد؛ و در این مسیر البته که فیلم‌ساز برخلاف یک نظریه رسمی و تحمیلی از سوی محافل و البته به نگاه‌های مسلط ضدمردمی موضعی‌ بی‌طرف، خنثی‌ و منفعل ندارد. در نگاهی دوباره به این چند‌ اثر‌ درخشان تقوایی، ابداعات فنی و ساختار قوام‌یافته و پرورده آن‌ها بسیار نظرگیر جلوه می‌کند. با وجود این سراغ آرامش در حضور دیگران می‌رویم که شالودۀ تمام تجربیات و نگرش‌های فیلم‌ساز است. فیلم به رغم این‌که در زمینه نگرش و نسبت ایدئولوژیک‌اش وامدار دو نظام فکری منعکس در دو اثر ماندگار سینما: (خشت و آینه) و ادبیات: (واهمه‌های بی‌نام‌ونشان) این سرزمین و خالقان یکّه آن‌هاست‌ اما از حیث‌ ساختار و تجلّی مبانی زیبایی‌شناختی مبتنی بر انگاره‌های بصری‌اش قائم به ذات و مستقل است. چه با وجود رجوع‌ به متن ساعدی و اقتباس از آن، زبان مورد استفاده و استناد فیلم‌(در‌ قالب‌ فیلم‌نامه) در چارچوب وجوهی کاملاً متمایز از لحن و زبان ادبیات (مستقر در اثر ساعدی)، قالب ساختمان و شکل ‌‌زبان‌ اثری خلق شده برای سینما را به خود می‌گیرد و راه را برای مصور‌ ساختن‌ و پدیداری‌ اثری متّکی به شکل‌پردازی و زبان تصویری و در نهایت مدیومی جدید هموار می‌سازد. در قالب پدید‌ آمده جدید: سینما-هم اما فیلم‌ساز با پرهیزی آگاهانه، آشکارا با پی‌ریزی و خلق‌ زبانی ویژه، جداایستادگی‌ دستگاه‌ و نظام فکری و مبانی کارکردی ساختمان بصری اثرش را از اثری که به شدّت از آن متأثر است: خشت و آینه-به صراحت اعلام و آن را به رخ می‌کشد؛ و به این ترتیب، تقوایی با‌ آرامش… به عنوان یک فیلم‌ساز هوشمند و مستقل، اعتبار و هویتی یگانه برای خود کسب می‌کند. آرامش… جدا از همه ارزش‌های منحصربه‌فرد بصری و حساسیت‌های زیبایی‌شناختی اثر و ارزش سینمایی‌اش آغازگر شاخص جریان‌ سینمایی است‌ که با عنوان «سیاسی» از نمونه‌های سینمای موسوم به «اجتماعی» قابل تمیز و بازشناسی است. پیگیری بروز و تجلّی این مفهوم در سینمای منتسب به موج نو، تماشاگر را به دیدن دوباره‌ اثر‌ دیگر تقوایی: رهایی-ترغیب می‌کند. دو اثر مهرجویی: پستچی و دایره مینا- و آثار یگانه بیضایی (رگبار)، کیمیایی (گوزن‌ها)، امیر نادری (سازدهنی)، کیمیاوی (سیندرلا)، اصلانی (چنین کنند حکایت و کودک و استثمار)، شیردل‌ (اون‌ شب که بارون اومد و سه‌گانه قلعه، ندامتگاه، تهران پایتخت ایران است) و… از آثار مثال زدنی این دوره هستند. تداوم این جریان در سینمای این سال‌ها، جدا از انعکاسش در‌ دو‌ اثر‌ تقوایی: ناخدا خورشید و ای ایران‌- در‌ آثار‌ مخملباف (بایکوت و سلام سینما). اعلامی (نقطه‌ضعف)، بیضایی (مرگ یزدگرد)، مهرجویی (مدرسه‌ای که می‌رفتیم)، محمدعلی سجادی (گنج)، کیارستمی (همسرایان)، رسول‌ ملاقلی‌پور‌ (پناهنده) و… نیز انبوه فیلم‌های منتسب به جریان فکری و ایدئولوژیک‌ غالب‌ دو دهه اخیر قابل‌ردیابی و کنکاش است. با این‌همه و کماکان، آرامش… به دلیل ‌ ‌برخورداری از ویژگی‌ها و خصوصیاتی منحصربه‌فرد، جایگاه خود را به ‌عنوان بهترین نمونه ساخته‌شده در این زمینه، همچنان‌ حفظ کرده است. اصلی‌ترین ویژگی آرامش… در ترسیم و خلق چهره انسان و جامعه معاصر ایرانی است. درعین‌حال، قالب‌ اتخاذ‌ شده برای بیان چنین معنای گسترده‌ای، در یک خودانگیختگی آگاهانه و عامدانه‌«روشنفکرانه» است. خصیصه اخیر حتی غالب‌ترین وجه فیلم و بارزترین زمینه‌ای است که ساختار اثر با اتّکا‌ به‌ آن‌ ریخت خود را یافته و منظر هستی زیبایی‌شناختی آن شکل گرفته است: لحن‌ روایی‌ که در پرداخت قالبی یافته که آن را متأثر از سینمای مستند نشان می‌دهد. زبان‌ و لحن‌ و قالب ساختمان و کالبد استتیک و اساس صورت‌بندی ساختار به تمامی روشنفکرانه آرامش…، آن را به‌ یک‌ پدیده استثنایی در تاریخ سینمای ایران مبدل ساخته است.

آخرین مقالات منتشر شده

دارودسته بوشهری

عبدی‌پور که پیش‌ترها در تنهای تنهای تنها، پاپ و تیک‌آف، به سراغ داستان‌های مردم جنوب کشور رفته بود، در میجر، به سراغ گنگسترهای بوشهری می‌رود که در تقابل با بارخوس‌ها

ادامه مقاله »

تکنولوژی و هویت سینما

لف مانوویچ نظریه‌پرداز معروف رسانه‌های نوین در دهه‌های آخر قرن بیستم گفته است، رسانه‌های مبتنی بر کامپیوتر، هویت سینما را باز‌تعریف خواهند کرد. در واقع، با جایگزینی منطق جدید دیجیتال

ادامه مقاله »

اخبار سینمای ایران

سینما در مشاغل گروه ۲ با مذاکرات و پیگیری‌های حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی و سمعی و بصری با ستاد ملی مبارزه با کرونا، شغل سینما از مشاغل گروه ۳

ادامه مقاله »

شاید اتاق گاز هدایت به ما رسید

احمد بهرامی که با فیلم پناه، نامزد دریافت جایزه ویژه جشنواره مدیترانه‌ای کن شده بود با دشت خاموش توانست عنوان بهترین فیلم را در بخش افق‌های هفتادوهفتمین دوره جشنواره بین‌المللی

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist