گاه نامه ویکی تماس شماره 1 – ویکی سینما

منتشر شده در 15 شهریور 1399
گاه نامه ویکی تماس شماره 1

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 1 – ویکی سینما

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

کرونـا، سینما و نشریات سینمایـی

مهدی رحیمیان

در ایامی که می‌گذرانیم بخاطر همه‌گیری کووید‌۱۹ هیچ چیز بر روال عادی خود نمی‌چرخد. دستگاه سینما هم از این قاعده بیرون نیست و همه‌چیز رنگ و بویی متفاوت بخود گرفته است. وقتی فیلم‌ها با نگرانی تولید می‌شوند یا تولیدشان به تعویق می‌افتد، وقتی نوری بر پرده‌‌ی سالن‌های سینما نمی‌تابد و جشنواره‌های سینمایی متوقف می‌شوند، برای متولیان سینما و فیلمسازان، منتقدان و پخش‌کنندگان فیلم، صاحبان سالن و اهالی سینما و البته بیش از همه برای مخاطب سینما، تعطیلی و توقف واژه‌های غم‌انگیزیست. اما بنظر می‌رسد که چاره‌ای نیست. باید شرایط جدید را پذیرفت و به انتظار روزی نشست که یک صاحب سینمای با ذوق اوکلندی(سینما گراند لیک) با نوشته سردر سینمایش از آن تصویر ذهنی جذابی ساخته است: بزودی در این سینما، دو فیلم با یک بلیط: «مرگ ویروس کرونا» و «پایان دانالد ترامپ»!

تازه‌های سینمای ایران

الناز دیمان

بعد از گذشت ۴ ماه از تعطیلی سینماها روز ۴ تیرماه سینماها بازگشایی شدند تا با حفظ پروتکل‌های بهداشتی به کار خود ادامه دهند. اگرچه اغلب سینماگران تمایلی به اکران فیلمهای‌شان در اوضاع کرونایی نداشتند اما در نهایت دو فیلم «شنای پروانه» و «خوب بد جلف ۲ » داوطلب اکران شدند. این فیلم‌ها حتی به صورت محدود اکران‌های ویژه هم داشتند و به نظر می‌رسید سینماها و اکران به حالت عادی بازگشته است اما متاسفانه با شروع موج دوم کرونا و بالا رفتن تعداد قربانیان این ویروس دیگر خبری از اکران فیلم‌های جدید نیست. فیلم‌های «خوب بد جلف۲» و «شنای پروانه» در مجموع بیش از چهار میلیارد فروش داشته‌اند که در شرایط فعلی فروش متوسطی محسوب می‌شود.

نقد فيلم «خانه ي پدری»؛ ساخته ي كيانوش عياری

عزیزالله حاجی مشهدی

فيلم در ساختار روايي خود در پنج بخش به ظاهر مستقل اما به هم پيوسته – از دوره ي قاجار تا عصر پهلوي و زمانه ي ما – با تاكيد بر انواع ستم هايي كه بر زنان جامعه ي ما رفته است، شكل مي گيرد.براي غنا بخشيدن به اين روايت درهم تنيده از چند نسل ، تصاوير فيلم نيز به كمك مي آيند و با استفاده از وجه نمادين يك تاب در حياط خانه كه گذشت زمان و دگرگوني فصل ها و نسل ها را آشكارا به نمايش مي گذارد- دوربين «داريوش عياري» نيز به خوبي در فضاسازي اثر همراهي مي كند و با نزديك شدن به هر حادثه يي كه در فيلم جريان دارد ، بسيار جزيي نگرانه و واقع نما عمل مي كند. جايي كه بايد پشتِ در بماند ، بي دليل به فضاي دروني خانه يا زير زمين سرك نمي كشد. جايي كه بايد دركنج ِ زير زمين در انتظار وارد شدن شاهدي تازه، چشم به راه بنشيند، درنگ مي كند .اگرچه در هرلحظه ، در رفت و آمد اهالي خانه ي پدري به آن زير زمين با بي تابي هاي و دلشوره هايشان همراه مي شود ، با اين همه ، ما حضورش را كم تر احساس مي كنيم.

نظریه بازنمایی در سینما

دکتر محمد هاشمی

دیدگاهی ویتگنشتاینی، در صدد برقراری توازنی میان دو دیدگاه ارائه شده تاکنون، یعنی دیدگاه بازنمایی مبتنی بر «شباهت» و مبتنی بر «قرارداد» است. بنا بر این دیدگاه، آثار هنری چون می توانند قوه ی تخیل ما را وادارند تا چیزی را همچون چیزی ببینیم، یا در چیزی، چیزی دیگر ببینیم، ارزشمند هستند. ویتگنشتاین طرحی را مثال می زند که می توان از سویی آن را همچون یک «مرغابی» و از سوی دیگر همچون یک «خرگوش» دید. با نظریه ی «قرارداد محور» بازنمایی نیز از این نظر مخالفت شده که در بسیاری از موارد می توان دید که آثار هنری حتما نشانه چیزی نیستند بلکه می توانند تنها فرصت هایی برای ارائه ی تجربه هایی ادراکی باشند. مثلاً فیلم های انتزاعی چون «باله ی مکانیکی» اثر فرنان لژه، نه شباهتی عین به عین به امور بیرونی دارند و نه بنا بر قرارداد می توانیم تناظری بین عناصر این فیلم های تجربی با جهان بیرون بیابیم بلکه به نظر می رسد که این فیلم ها در تلاش اند تا تجربه های ادراکی خاصی را به ما ارائه دهند که نه نشانه ی چیزی هستند و نه شباهتی به چیزی دارند.

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 1- ویکی سینما
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

تازه‌های سینمای جهان

عباس نصراللهی

پیش از آن‌که همه‌چیز در سال بیست‌بیست این‌چنین نابه‌هنجار بنماید، می‌توان گفت همه‌چیز خوب بود. مخصوصاً برای بونگ جون-هو و فیلم معروفش انگل که پای خود را به سینماهای جهان باز کرده و به توفیق قابل توجهی در گیشه دست یافته بود. هم‌چنین نظرات مثبت منتقدان را جلب و چند جایزۀ معتبر دریافت کرده بود. همه‌ی این‌ها تا پیش از آمدن کرونا ادامه داشت؛ امّا به ناگاه قطع شد. حالا خبر دیگری درباره‌ی این فیلم این به گوش می‌رسد. بونگ جون-هو قصد دارد در روزهای آخر ماه جولای، نسخه‌ی سیاه و سفید فیلمش را به بازار ارائه کند. پوستر و تریلر اختصاصی این نسخه که هر دو سیاه و سفید هستند نیز عرضه شده و گفته می‌شود این نسخه تمرکز خاصی روی مخاطبان دوستدار سینمای آلفرد هیچکاک دارد و در تاریخ بیست‌وچهارم جولای نمایش آنلاین خود را آغاز می‌کند.

نقد سینمای جهان

گروه نویسندگان

جوکـردیوانـه ای اسـت که خـودش را شـکل دلقک هـا کـرده و لباس هـای عجیـب و غریبی میپوشـد و در کمـال آرامش، یک جنون ذاتـی دارد. جوکـر، پلید اسـت و سـیاهی، تمام زندگـی اش را گرفتـه و از کشـتن پـدر و مادری جلـوی فرزنـدش و یـا لـه کـردن یـک پسـر نوجـوان زیـر مشـت و لگـدش ابایی نـدارد. تیم او بـه دختـر رئیس پلیـس شـهر تجـاوز میکند و او را علیـل میکنـد و فیلم هـای ایـن تجـاوز را بـرای پـدر دختـر جـوان بـه نمایش میگـذارد. او دو کشـتی پـر از جمعیـت آدم را بمبگذاری میکنـد و سـاکنین هر دو کشـتی را بـه جان هم میانـدازد تـا دیگـری را از بیـن ببرنـد و در طی سـرقت از یـک بانـک، تقریبا تمام همدسـتانش را میکشـد تـا پول هـا به خـودش برسـد. اینها بخشـی از اقدامات شـرورانه این شخصیت است و بـا مرور کـردن آنها به این نکتـه پی میبریم کـه جوکر برای تمامی دنبـال کنندگانش یک شـخصیت منفی اسـت و نه لزوما یک شخصیت برخاسـته از کاغذهـای کتابهـای کمیک.

الیزا هیتمن؛ فیلم‌ساز نوظهور سینمای آمریکا

فاطمه شاه بنده

نمای دور موجود نیست. تمامی قاب‌ها بسته است. این بی‌مکانی نشان می‌دهد آتم –نوجوان بحران‌زده- می‌تواند نماینده‌ی تمام زنان باشد. در فصل سوال و جواب میانِ پزشک و آتم، دوربین بی‌تحرک است و روی چهره‌ی او ثابت مانده. اول برای این‌که حواس بیننده لحظه‌ای از گفت‌وگو منحرف نشود دوم، آتم بسیار کم حرف است: بیننده نه از میان جواب‌ها بلکه با تغییر حالت چهره‌ی او پس از هر پرسش باید به پاسخ مورد نظر برسد -این بار هیتمن در جهت دهی به مخاطب به کشف معنا بسیار عالی عمل کرده است. چهره‌ی دو دختر و مصیبتشان برای پیشبرد هدف کافی ‌است. هیتمن متوجه شده احتیاجی به عریان نشان دادن تعرض یا روابط نه‌چندان عاطفی آتم ندارد و همین قاب بسته از چهره‌ی او باعث می‌شود مخاطب خود را در غم او شریک بداند. می‌تواند در ذهن خود اتفاقی که برای او افتاده را تجسم کند و با این تصور یا ممکن است به تجربه‌ای مشترک برسد یا به شفقت. در هر دو صورت اثر در ایجاد همذات‌پنداری مؤثر است و رفتار و احساس او قابل استنباط. در هرگز، به‌ندرت، گاهی، همیشه، نه فقط احساسات زنان بلکه رفتار و مَنش نهادهای مسئول نیز تصویر شده و مورد نقد قرار گرفته است. در همان فصل نامبرده، پزشک چندین بار تاکید می‌کند (می‌خواهم مطمئن شوم محل زندگی‌ات امن است) از پاسخ‌ها و چهره‌ی آشفته‌ی آتم کاملا مشخص است که محل زندگی او دارای امنیت کافی برای یک دختر نوجوان نیست. قطعا پزشک نیز این مساله را فهمیده اما جز پرکردن فرم‌های بیمارستان کاری برای او نمی‌کند.

#می_‌تو؛ نگاهی به هرگز، به ندرت گاهی، همیشه

علی فرهمند

هرگز، به‌ندرت… جغرافیای مشخص ندارد. محل زندگی دخترک اگر پنسیلوانیاست و مقصد اگر نیویورک، نه خلوتِ خیابان‌های این معلوم و نه شلوغِ ازدحام آن قابل رویت است. راهبرد بصری، ‌‌بی‌مکانی است: نمای بسته غالب است و چهره‌ها نزدیک و چهرۀ دخترک -آتم- (سیدنی فلانیگان) نزدیک‌تر. مکان‌ها آشنایی نمی‌دهد زیرا آتم روایت‌گر ماجراست و جهان جمله‌گی در نگاه او مرده به نظر می‌رسد؛ درست مثل نامش -Autumn- که «خزان» یا «برگ‌ریزان» معنای می‌شود. در این میان شیطنت‌های کلیشۀ این ‌دست آثارِ زن‌-محور و در حال و هوای معضلات زنان، مردان را افرادی هوس‌باز نشان می‌دهد و نقش آنان چیزی جز شهوت‌پراکنی نیست: از متصدی بدون چهرۀ فروشگاه که از لمس دست‌های دخترکان نمی‌گذرد تا پسر جوان هوس‌باز. این تک‌صحنه‌ها قادر است تا موقعیت آتم -دختری در کلوزآپ- را به موقعیت «دخترانِ رنج‌کشیده» تغییر دهد و موضع فیلم را از تقبیح مردِ متجاوز به «مردانِ میل‌پرست» تبدیل کند. و پس از نمایش صحنۀ تعرض به دوست آتم و دست‌های نمادینِ دختران در دستِ هم، برای نخستین بار جغرافیا در اثر درک می‌شود: نیویورک شلوغ می‌نماید و زن خود را میان باقی آدم‌ها می‌یابد -آدم‌هایی از دو قطب: مردان پلشت و زنان رنج‌دیده؛ امّا الحق که الیزا هیتمن این تفکر لوس و تین‌ایجری را درست و اثرگذار تصویر کرده است. و برخلاف آثاری با چنین مضمون، فیلم از جنس مقالات اجتماعی مصور نیست. در عمل چیزی فراتر از شکل‌گیری جنبش‌هایی چون «می تو» است و در جهان‌بینی، از هشتگ‌ها جلوتر نمی‌رود و سعادت‌مندی‌اش در این تناقض را می‌توان معلول آزمون و خطاهای پیشین هیتمن و خلاقیت‌هاش در خلق چنین فضاهای آشنا دانست.

بررسی نظریه فلسفی هویت شخصی در فیلم مِمِنتو

دکتر ابوالفضل عابدی

نظریه روح یکسان همخوان‌ترین نظریه برای تبیین امکان زندگی پس از مرگ است. از این دیدگاه، به لحاظ نظری ممکن است من پیش از ایجاد بدنم وجود داشته باشم، همان‌طور که به لحاظ نظری ممکن است پس از تجزیه بدنم کماکان وجود داشته باشم. لذا باید گفت واضح نیست چطور می‌توان نظریه روح یکسان را درباره ممنتو به کار برد. روح، به دلیل ماهیتش، از نوع چیزهایی نیست که بتوان حسش کرد. روح‌ برعکس بدن که قابل مشاهده است، محسوس نیست. حتی حافظه از دیدگاه خود شخص قابل مشاهده است، اما روح قابل مشاهده نیست و نمی‌توان بر این اساس فیلم ممنتو را بررسی کرد.

بودن یا نبودن؛ معرفی کتاب «سینما و مرگ» نوشته میلاد روشنی پایان

دکتر رامتین شهبازی

کتاب دارای ۶ فصل است. نویسنده در هریک از این فصول کوشیده است یکی از تجلیات سینما درباره مرگ را به نمایش بگذارد و طبیعی است که در هر فصل به فیلم هایی اشاره می شود تا بتواند نگاه نویسنده را وضوح بیشتری بخشد. روشنی پایان در شیوه بیان مسئله و استدلال خود، که با نثری روان ، روایت می شود تنها به حوزه سینما محدود نمانده و سعی دارد در قالب بینامتن ها به سراغ هنرهای دیگری نیز که بر سینما تاثیر گذارده نیز ارجاعاتی داشته باشد. او در این راستا نگاه سینماگر و یا فیلمساز مورد نظر خود را نیت خوانی نمی کند،بلکه تلاش دارد ارتباط معرفت شناسانه این ارتباط را به بحث بنشیند

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist