گفتگو با کریم لک زاده، کارگردان جوان سینمای ایران

کریم لک‌زاده از آن‌ گروه کارگردانان جوانی است که با ساختن فیلم‌های کوتاه متعدد کار خود را آغاز کرده و در ساخت این فیلم‌ها تلاش داشته تا سینمایی متفاوت و منحصر به خودش را ارائه دهد و تجربه‌گرایی و ساخت فیلم با بودجه‌های کم و در فضاهای متفاوت را به ثمر بنشاند. سیر کاری او از ابتدا تا کنون نشان می‌دهد که در دستیابی به بسیاری از اهدافش موفق بوده و استمرار او در این مسیر باعث شده تا نامش به عنوان کارگردانی جوان و خوش‌ذوق که در آینده کارهای بهتری هم می‌تواند انجام دهد، در بین مخاطبان دهان به دهان بچرخد. این حضور مستمر و این شکل از فیلم‌سازی بهانه‌هایی شدند تا با او به گفتگو بنشینم و درباره مسائل مختلف سینمایش با یکدیگر صحبت کنیم.

 

  • از این‌جا آغاز می‌کنم، شما کار فیلمسازی را از کجا شروع کردید؟

من در شیراز و در هنرستان تئاتر می‌خواندم و سپس در دانشکده صدا و سیما پذیرفته شدم و در همان ترم‌های اول دانشگاه فیلمی ساختم به نام غم‌ها و غریزه‌ها، که مورد توجه هم قرار گرفت و از آن پس به شکلی جدی‌تر کار فیلمسازی را دنبال کردم.

  • چه‌چیزی بیش از همه شما را به سمت فیلم‌سازی سوق داد؟

حقیقتا هرچیزی که رخ‌داده آگاهانه نبوده است، من از آن دسته‌ای نیستم که بگویم از کودکی عاشق سینما بودم و یک روز به سینما رفته باشم و همین باعث این شده باشد که فیلمساز شوم، یا این‌که با خواندن کتابی مسیر زندگی‌ام تغییر کرده باشد. خاطرم هست اولین کتاب غیردرسی‌ای که در زندگیم خواندم «مکبث» بود، آن هم در هنرستان و زمانی که اتفاقی تئاتر قبول شدم، البته سطح درسم بد نبود، اما آن‌طور هم نبود که بتوانم ریاضی یا تجربی بخوانم و اصلا علاقه‌ای هم نداشتم. در واقع من بیشتر نسبت به چیزهایی که علاقه نداشتم آگاه بودم و آرزویم این بود که فوتبالیست شوم و خوب هم بازی می‌کردم، اما بنا به دلایلی فوتبال را ادامه ندادم و خیلی اتفاقی در همان سال تئاتر قبول شدم و اصلا هم آگاهی‌ای نسبت به آن نداشتم. آن‌جا و برای یکی از کلاس‌هایمان باید کتاب مکبث را می‌خواندم. من هیچ دیدی نسبت به آن‌چیزی که بناست پیش رویم قرار بگیرد نداشتم، اما هرچه روبه‌ جلو رفتم، متوجه شدم که استعدادها و علایقی دارم و به همین دلیل ادامه دادم.

  • اولین فیلمی که ساختید را به یاد می‌آورید؟

اولین فیلمی که به شکل یک فیلم قابل ارائه باشد را در همان کارهای کلاسی دانشگاه ساختم. البته زمانی که در هنرستان تئاتر می‌خواندم، برای درس کارآموزی، یک فیلم کوتاه با هندی‌کم ساختم. اما فیلمی که بتوان عنوان فیلم را روی آن گذاشت، در ترم اول دانشگاه و پیش از فیلم غم‌ها و غریزه‌ها ساختم که نامش صبح کنار جاده بود و باید بگویم شاید برای آن زمان و شروع کارم فیلم بدی هم نبود، اما آن‌قدر هم خوب نیست که قابل ارائه باشد.

  • شما در ساخت فیلم کوتاه بسیار فعال و پرکار بوده و هستید، اساسا چه تفاوت عمده‌ای بین فیلم کوتاه و بلند وجود دارد؟ البته منظورم از لحاظ پروسه ساخت و دیگر ساختارهای سینمایی است. آیا اصلا تفاوتی وجود دارد؟

تفاوت بین فیلم کوتاه و بلند، چندان ربطی به سینما ندارد. یعنی سینما، سینماست، چه فیلم کوتاه باشد یا بلند یا هر شکل دیگری از فیلم، اما چون بحث مالی در آن‌ها متفاوت است، آدم‌هایی که در این بین بهره مالی می‌برند و اقتصاد سینما در دست آن‌هاست، اتفاقاتی غیرسینمایی را رقم می‌زنند که تاثیرات به‌سزایی را روی ایجاد این تفاوت‌ها می‌گذارد. اگر بحث پول‌سازی ستاره‌ها و مسائلی از این قبیل را کنار بگذاریم و به ذات سینما نگاه کنیم، از لحاظ تولید، فیلم کوتاه تنها از لحاظ زمانی با یک فیلم بلند متفاوت است. اما موضوعی که خیلی‌ها به آن اشاره می‌کنند و البته من به آن اعتقادی ندارم، این است که در فیلم کوتاه شجاعت بیشتری وجود دارد، که به نظرم این شجاعت حاصل ماجرای تولید است، و اگر شجاعتی در ساخت فیلم کوتاه وجود دارد، باید برای ساخت فیلم بلند نگه‌داشته شود. بسیاری از فیلم‌سازان این‌گونه فکر می‌کنند که اگر فیلم بلندی می‌سازند باید شبیه به فیلم‌های دیگر باشد و اگر شجاعتی هست باید وارد دنیای فیلم کوتاه کنند، و این یک نگاه از بالا به پایین به فیلم کوتاه است. اما چون پول‌شویی در سینمای فیلم کوتاه رخ نمی‌دهد، این‌گونه رفتار می‌شود. این‌که کسی فیلم کوتاه می‌سازد و به او گفته می‌شود ان‌شاالله روزی فیلم بلند هم خواهی ساخت، شبیه به این است که به یک داستان‌نویس حرفه‌ای داستان کوتاه بگویی داستان کوتاه بنویس، تا شاید روزی بتوانی داستان بلند هم بنویسی، این در حالی است که تخصص آن شخص نوشتن داستان کوتاه است. باید بگویم تفاوت را نظام تولید و تهیه به‌وجود آورده است.

  • به سراغ «کله‌سرخ» برویم، ایده این فیلم از کجا آمد؟

به این فکر کرده بودم اساسا چه‌چیزهایی به انسان به ارث می‌رسند. یک سری عوامل ژنتیکی به ارث خواهند رسید و یک‌سری موارد مادی و زمان‌هایی هم خون و خصلت به ارث خواهند رسید. جرقه اصلی درباره ارث و به ارث‌رسیدن چیزهای مختلف بود. اما در پروسه ساخت ذره ذره این وجه کمتر و کمتر شد و بیشتر از هرچیزی آن فرم روایت که کمتر به رویدادهای اجتماعی سینمای ما وصل است مورد توجه من قرار گرفت. آن‌چیزی که در کله‌سرخ رخ می‌دهد زاییده اجتماع و آن‌چیزهایی است که در درون ما رخ می‌دهند، یعنی مباحثی درونی به اضافه یک موضوع کاملا اجتماعی چون ارث و میراث با هم تلفیق شدند و باعث شدند تا به سمت این فیلم‌نامه و ساختن کله‌سرخ بروم.

  • این که چنین فیلمی با این فضای نامانوس بسازید را کاری با ریسک بالا در سینمای ایران نمی‌پنداشتید؟

بله ریسک است، اما برای من، چون آن فیلم با پول سالم، با پول کم و آدم‌هایی عاشق سینما ساخته شده ریسکی ندارد. آن کسی ریسک می‌کند که پول کلانی را وارد کار کرده و ستاره‌ و سلبریتی درون فیلم بازی می‌کنند و حالا پول فیلم باید برگردد. فیلمی که با پولی به اندازه پول یک فیلم کوتاه ساخته می‌شود، و می‌داند برای چه مخاطبانی ساخته شده، ریسکی ندارد. چون در نهایت آن مسیر خود را در پروسه تولید پیدا می‌کند و جنس مخاطبانش هم با سایر فیلم‌ها فرق دارند و طبیعتا با چنین اثری رابطه می‌گیرند و اتفاقا ساختن فیلمی مستقل ریسک کم‌تری دارد.

  • فضای مابین رویا/واقعیت ظاهرا از مورد علاقه‌های شماست. و این‌که بتوانید این فضا را در روزمرگی‌های شخصیت‌ها حل کنید، در تمام آثارتان دیده می‌شود، چگونه به چنین نگاه و استراتژی‌ای رسیدید؟

اگر بخواهم صادقانه جواب بدهم باید بگویم این ساختار رویا/واقعیت چیزی نیست که حاصل یک استراتژی سینمایی باشد، بلکه حاصل دل‌سپردن به علاقه‌های شخصی است. به هرحال تاویل در ادبیات و موسیقی و هنرهایی که تصویر در آن‌ها نمی‌بینید، بلکه تصویر سازی در ذهن رخ می‌دهد، تصویرسازی بیشتری هم وجود دارد. اما سینما چون زبان تصویر است و با تصویر مواجه هستید وچشم همواره در حال دیدن است، راه خیال بسته می‌شود. مثلا زمانی که شما جمله خورشید در غروب آتش گرفت را بخوانید، می‌توانید این را به شکل‌های مختلف تجسم کنید، اما اگر من بخواهم یک پلان از چنین چیزی را نشان دهم، باید یک خورشید نارنجی و یاقرمزفام را به تصویر بکشانم. حالا آن‌چیزی که برای من جالب است این است که آن کلمات رها در ادبیات، چگونه می‌توانند به مدیوم سینما تعمیم یابند. همین اتفاق مانع این می‌شود تا بتوانم فیلمی کاملا ساختارمند و موردپسند مخاطب عام را بسازم که به عنوان مثال، سکانس‌های فیلم در اینترنت وایرال شوند، و من هم علاقه‌ای به ساخت چنین فیلمی ندارم. در ازای این فیلمی ساخته می‌شود که درست است در آن ساختارها قرار نمی‌گیرد، اما لحظاتی دارد که سخت در زندگی معمولی تجربه می‌شوند و اگر من بتوانم چنین لحظاتی را در فیلم‌هایم خلق کنم، برایم کافی است.

  • شما خودتان را فیلم‌سازی مستقل می‌دانید؟ اصلا تعریف فیلم‌ساز مستقل در سینمای ما چیست؟

بله، من خودم را فیلم‌سازی مستقل می‌دانم. تا پیش از شیرجه بزرگ هر فیلمی ساختم، یا با سرمایه خودم بوده یا از سرمایه یکی از دوستانم، و همواره از پول خانه، ماشین و زندگی شخصی‌ام فیلم ساخته‌ام. اما مستقل‌بودن به این مورد ختم نمی‌شود، ممکن است یک نفر با پول خودش فیلمی غیرمستقل بسازد. غیرمستقل آن است که مصلحت‌اندیشی کند و برای موفقیت و حسابگرانه فیلم بسازد و یا فیلمی بسازد که متکی به یک جریان باشد، برای این‌که راهی برایش باز شود تا به جریان اصلی سینما برسد. این شکل فیلم‌سازی به هیچ‌وجه مستقل نیست حتی اگر پول فیلم را نیز خود شخص بدهد. اما دسته‌ای که من خودم را جزوی از آن می‌دانم، این‌گونه تعریف می‌شود، حتی اگر پول فیلم از جای دیگری تامین شود، یعنی از اسپانسرهای مختلف، یک لحظه، یک دیالوگ، یک قاب و هر المان دیگری در فیلم به سفارش هیچ‌کس و هیچ مصلحتی نبوده و حتی به سفارش خود من هم نبوده باشد، بلکه فیلم برای خودش بوده است و در ساخت اثر به این فکر نکرده‌ام که با کدام پلان می‌توانم آدم موفق‌تری باشم. حتی سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده و بازیگران هم سفارشی در فیلم نداشته‌اند. با انتخاب صد در صدی و علاقه خودم و به نفع فیلم، من کنار می‌روم و این فیلم می‌تواند مستقل باشد و اگر من به عنوان فیلم‌ساز چنین اثری خلق کنم می‌توانم نام خودم را مستقل بگذارم. در واقع در خیلی از کشورهای اروپایی و آمریکایی، خیلی از فیلم‌سازان مستقل، پول فیلم را از جای دیگری می‌گیرند، اما در نهایت فیلم‌های مستقلی می‌سازند. همین‌طور است که هم‌چنان فیلم‌سازی چون جیم جارموش مستقل خوانده می‌شود، چون فیلم‌های خودش را می‌سازد، با آن‌که سرمایه فیلم را از جای دیگری تامین می‌کند.

  • تحت تاثیر چه فیلم‌سازی بوده و یا هستید؟ جان کاساوتیس؟

طبیعتا هر فیلمسازی تحت تاثیر فیلم‌سازان، نقاشی‌ها، موسیقی‌ها و چیزهایی که به آن‌ها علاقه دارد قرار می‌گیرد، من هم این‌گونه هستم. اما در واقع فیلم‌های من کمتر شبیه به فیلم‌های فیلم‌سازانی است که آن‌ها را دوست دارم. یعنی شاید در فرم شبیه به کاساوتیس باشم، اما آن‌ مرز عجیبی که او بین رویا/واقعیت قائل می‌شود و در لحظه‌ای از فیلم به شکل استادانه‌ای این مرز بین جهان واقع و رویا را برمی‌دارد، نه تنها در توان من نیست که در توان هیچ کس دیگری هم نیست تا چنین عمل کند. من فکر می‌کنم هیچ‌کسی توانایی رسیدن به چنین نقطه‌ای را با این استادی و ظرافت ندارد. یا مثلا کسی چون تونی گاتلیف که فیلم‌ساز مورد علاقه من هست، به شکلی غیرمستقیم روی من تاثیر گذاشته است. فیلم‌سازانی چون بونوئل، فلینی و دیگر بزرگان روی من تاثیر گذاشته‌اند، اما آن‌ها آن‌قدر بزرگ هستند که اگر بگویم من تحت تاثیر آن‌ها هستم، یک‌جور اعتبار غیرمستقیم به خودم داده‌ام که خودم را در چنین سطحی نمی‌بینم.

  • «شیرجه بزرگ» و اکرانش به کجا رسید؟

همین حالا که با شما صحبت می‌کنم فیلم در جشنواره فانتاس بوآ برزیل شرکت کرده و در دو نمایش در این جشنواره با استقبال خوبی مواجه شده است و سالن پر بوده، دو سه نقد خیلی مثبت هم در مجله‌های برزیلی روی فیلم نوشته شده است. در داخل که هیج، اما فیلم در خارج از ایران، مورد تشویق قرار گرفته است. و این‌که اکران فیلم به کجا می‌رسد، باید بگویم که آن‌قدر نام‌های بزرگ، البته نه به معنای سینمایی و در معنای عرصه جریان اصلی سینمای این روزهای ما، در صف اکران هستند که شیرجه بزرگ جای کوچکی در این صف دارد و معلوم نیست چه اتفاقی برای آن بیفتد و به دلیل حضور جشنواره‌های پیش روی فیلم، امکان اکران آنلاین آن هم وجود ندارد. و همان‌طور که در این شرایط از فردای زندگی خود بی‌خبر هستیم، از فردای این فیلم هم نمی‌توانم چیزی بگویم.

  • با تشکر از شما برای وقتی که گذاشتید.
آخرین مقالات منتشر شده

کلاسیکهای مرمت شده

“ایتالو کالوینو” نویسندۀ ایتالیایی کتابی دارد با عنوان «چرا باید کلاسیک‌ها را خواند». در این کتاب او به مهم‌ترین آثار ادبی کلاسیک جهان اشاره می‌کند و در آن فصلی را

ادامه مقاله »

نقد سینمای جهان

کوچ‌نشین/ کلویی ژائو محمد زرینه معدود فیلم‌های تولید شده در این سال‌ها می‌تواند تداعی کننده احساسات غریب و خفته در آدم باشد. کوچ‌نشین به این دسته از فیلم‌ها تعلق دارد؛

ادامه مقاله »

نقد سینمای جهان

صدای متال / داریوس ماردر [ مریم اصفهانی ] گرایش موسیقاییِ روبن چیزی بیش از یک واسطه نیست؛ پلی بین دنیای پر از هیاهوی و فریاد و دنیای سرشار از

ادامه مقاله »

اخبار سینمای ایران

سینما در مشاغل گروه ۲ با مذاکرات و پیگیری‌های حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی و سمعی و بصری با ستاد ملی مبارزه با کرونا، شغل سینما از مشاغل گروه ۳

ادامه مقاله »

سوتفاهم پیچیدگی

کار در فرماسیونی از درام‌های پیچیده و از همه مهم‌تر پیشبرد یک قالب ضدپیرنگ همیشه در سینمای ایران دچار فراز و فرودهای متجانس و متضادی شده است، به طوری که

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist