یک دور دیگر: «بهترین فیلم خارجی» زیر ذره بین

«یک دور دیگر» با این عبارت آغاز می‌شود: «عشق چیست؟ محتوای یک رؤیا». نقل‌قولی از سورن کی‌یِرکگور بر بلندای سینمایی که می‌کوشد با شکاف مرزها، دور از هیاهوی موج حرکت کند. وینتربرگ با این نقل‌قول و سرخوشی آغازینش، آزمونی تصویر می‌کند به نوشیدن و باز-نوشیدن –شاید برای بازیابی همان رؤیا، و انگار دارد پای «آیرونی» را پیش می‌کشد. داستان فیلم حول چهار معلم دبیرستان می‌گردد که در روزمرگی و گذران عمر خویش گرفتار شده‌اند. بنا به مقتضیات سینمای «دگما» شخصیت‌پردازی بسیار فشرده و آشنایی با این سوژه‌ها، در ‌سطح کمینه صورت می‌پذیرد. محور داستان البته معلم تاریخ، مارتین (مس میکلسن) است. فیلم روایت انجماد و بی‌معنایی زندگی او را با نماهایی متمرکز بر چهره، خرده مناسباتش در کلاس و گفت‌وگو با خانواده نمایان می‌کند. سه معلم دیگر (معلم روانشناسی، موسیقی و ورزش) نیز با مشکلات مشابهی درگیرند. هرچند وینتربرگ هیچ مکث معناداری بر زندگی آن‌ها نمی‌کند امّا قراردادِ دراماتیک بیننده را وامی‌دارد به پذیرش. برش‌های پراکنده‌ای از رابطه نامتناسب دبیر روانشناس با همسرش، تنهایی معلم ورزش و موقعیت ناامید معلم موسیقی به نمایش درمی‌آید تا متقاعد کند آن‌چه از پی خواهد آمد دلیلی موجه دارد. در عین حال، فضا و موقعیت داستان به خودیِ خود متقاعدکننده هست. این چهار شخصیت تصمیم می‌گیرند نظریه یک پزشک را آزمایش کنند: حفظ سطح الکل مشخص در خون: بنا به گفته پزشک-روانشناس داستان، اگر سطح الکل خون به میزان مشخص حفظ شود، می‌تواند نوعی سرخوشی مداوم را وجود آورد. بنابراین اپیزودهای طناز، مینیمال و بازیگوش، اساس این آزمون است. برمی‌گردم به نخست: شروع متن با گزین‌گویه‌ای خاص، معمولاً به معنای حضور روح معنایی آن گفتار در سطور مفصل‌بندی شدۀ بدنه اصلی متن است؛ بنابراین نقل از کی‌یِرکگور که با نمای مسابقه نوشیدن آغازین فیلم همراه می‌شود، باید رد و نشان خویش را در کلیت متن داستان بازیابد. اما رویکرد فیلم‌ساز به شخصیت‌پردازی و کمینه کردن موقعیت‌ها، اجازه مفصل‌بندی معنایی وجود شناختی را در قالب تصویر سینمایی سد می‌کند. در واقع نه مشکلی با میراث «دگما» و سبک وینتربرگ وجود دارد و نه تعارضی با حرف و معنای کی‌یِرکگور بلکه مسئله از کنار هم گذاشتن این دو است؛ یعنی محدودیت سبکی مانع از پی‌جویی معنایی گزین‌گویه آغاز می‌شود و از این روی نمی‌تواند عمق فرجام کار را برساند و در سطح می‌ماند. چنین است که در سطح کلانِ داستان، محتوای یک رؤیا -که همان وضعیت مستی چهار معلم است به معنای عشق برای مارتین ختم شده می‌شود. ایجازِ توی متن قادر نیست تجربه هستی‌شناختی «مستی» در طول اثر را به تجربه زیبایی‌شناختی انتقال دهد و در سطح ساده‌انگار باقی می‌ماند. به عبارت دیگر فیلم قادر نیست امکان این گسست از روزمرگی، درافتادن به اعتیاد الکل و گشایش ذات وابستگی به دیگری (درباره مارتین، باز-کشف همسر و بازیابی خانواده‌اش) را برای بیننده حاضر سازد.

فیلم حتی در لحن شوخ و کنایه‌آمیز هم گاه موفق نمی‌شود. شوخی‌های قابل پیش‌بینی و تکرار نماها که قرار است مقوله «تکرار» کی‌یِرکگور را تداعی کند، به سرعت اثر بخشی خود را از دست خواهد داد. وینتربرگ گزاره فیلسوف را به این عبارت ساده ترجمه کرده است: برای فهم زندگی باید به آن بی‌توجه بود! یا اگر می‌خواهی زندگی کنی باید خود را رها کنی! کلمات ابتدایی و تعاریف مقدماتی از مفهوم «آنگست» یا اضطراب وجودی. این رویکرد توی بست‌سلرها یا سریال‌های ردۀ ب جواب می‌دهد امّا نه برای خالق همه‌چیز درباره عشق و شکار و دور از اجتماع خشمگین. در کار آخر وینتربرگ، همه‌چیز قابل پیش‌بینی است. مرد که از آینده و فراغت تحصیل ناامید شده، در اصل دچار اضطرابی وجودی نسبت به وضعیت طبیعی خود است. اما الکل و حمایت معلم موسیقی، ایدۀ کی‌یِرکگوری را در او فعلیت می‌بخشد: انسان جایزالخطا است و باید خود را ببخشد! و از این دست تعاریف سطحی در فیلم مدام تکرار می‌شود. مثلاً اصرار رفقا به رقصیدن مارتین به سبک پاپ، که در نمای پایانی تحقق می‌یابد، یکی دیگر از ساده‌کردن‌های آشکار و متعارف است: رقصیدن، رها کردن و زندگی را دربر گرفتن! واقعاً ایدۀ کی‌یِرکگور در نهایت به رقص از سرِ رهایی و بی‌خیالی می‌رسد؟ یا وینتربرگ این‌بار فیلمی واکنشی و عصبی ساخته و از طریق آیرونی مدنظر کی‌یِرکگور، موقعیت تراژیک را با فضایی شوخ و شنگ آمیخته است؟ در نهایت فیلم به محصولی ایدئولوژیک در کنار انواع کتاب‌های موفقیت، قورباغه خوردن و چگونه خوشبخت باشیم سقوط می‌کند. حتّی بحران معرفتی معلم تاریخ که درباره انقلاب صنعتی سخن‌پردازی می‌کند، به میانجی سرمستی چرچیل و آیزنهاور، به سرخوشی مصرف‌گرایانه ختم می‌شود. جوانان ابتدای فیلم از نو در پایکوبی خیابانی انتهای فیلم، فراغت از تحصیلشان را جشن می‌گیرند و مام میهن را از نو پاس می‌دارند. بحران «افسردگی»، بی‌توجهی به تاریخ ملی و بسیار ایده‌های فلسفی همگی در رقص پرجنب و جوش مارتین ادغام می‌شود. «یک دور دیگر» در نهایت، نوعی مخدر تضعیف شده است برای حل تمامی مشکلات، اعم از مشکلات خانوادگی، ملی، تحصیلی، سیاسی و … است و می‌گوید باید دل را به دریا زد، خود را بخشید و اضطراب وجودی را به معنای فرصتی تازه برای زندگی تفسیر کرد. اگر خود فیلسوف این فیلم را می‌دید احتمالاً آن را به عنوان بهترین نمونه از «امید مبتذل و کاذب» در کتاب‌هایش برمی‌گزید! امّا حالا و با این تعاریف، فیلم وینتربرگ فیلم بدی است؟ نه واقعاً، و اتفاقاً جذابیت‌های بسیار دارد. هرچند بحث محدودیت سبک در برابر «معنا» مطرح است و کارگردان در محدودۀ جهان‌بینی‌اش از پس معنای برگزیده‌اش برنمی‌آید امّا به واقع اگر فیلم را کسِ دیگری می‌ساخت نه توماس وینتربرگ، این‌قدر عذاب‌آور نبود که اکنون.

آخرین مقالات منتشر شده

دارودسته بوشهری

عبدی‌پور که پیش‌ترها در تنهای تنهای تنها، پاپ و تیک‌آف، به سراغ داستان‌های مردم جنوب کشور رفته بود، در میجر، به سراغ گنگسترهای بوشهری می‌رود که در تقابل با بارخوس‌ها

ادامه مقاله »

سوتفاهم پیچیدگی

کار در فرماسیونی از درام‌های پیچیده و از همه مهم‌تر پیشبرد یک قالب ضدپیرنگ همیشه در سینمای ایران دچار فراز و فرودهای متجانس و متضادی شده است، به طوری که

ادامه مقاله »

شاید اتاق گاز هدایت به ما رسید

احمد بهرامی که با فیلم پناه، نامزد دریافت جایزه ویژه جشنواره مدیترانه‌ای کن شده بود با دشت خاموش توانست عنوان بهترین فیلم را در بخش افق‌های هفتادوهفتمین دوره جشنواره بین‌المللی

ادامه مقاله »

اخبار سینمای ایران

انتخاب «گوزن ها» برای نمایش در جشنواره فیلم رتردام ۲۰۲۱ احسان خوشبخت در این سال‌ها برای شناخت و سپس شناساندن سینمای ایران در سطح جهانی بسیار کوشیده و حاصل کارش

ادامه مقاله »

نقد سینمای جهان

صدای متال / داریوس ماردر [ مریم اصفهانی ] گرایش موسیقاییِ روبن چیزی بیش از یک واسطه نیست؛ پلی بین دنیای پر از هیاهوی و فریاد و دنیای سرشار از

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist