بسیاری از مردم بر این عقیده‌اند که تلفات هولناک ناشی از ویروس کرونا از عجز و درماندگی بشر در برابر قدرت طبیعت حکایت دارد. اما واقعیت این است که بشر به‌هیچ‌وجه درمانده نیست. علم بیماری‌های همه‌گیر را به چالشی مهار شدنی تبدیل کرده و این بیماری‌ها دیگر قوای مهارناپذیر طبیعت نیستند.
نوح هراری، مورخ و فیلسوف در مقاله‌ای که در ۲۶ فوریه ۲۰۲۱ در روزنامه‌ی تایمز مالی لندن به چاپ رسید، این سؤال را مطرح می‌کند که چرا در پی بیماری کوئید – ۱۹ در جهان شاهد این‌همه مرگ و رنج بوده‌ایم؟
درگذشته وقتی جهان با بیماری‌های همه‌گیر مواجه می‌شد، از علت شیوع و یا نحوه درمان آن اطلاعی نداشت. اما وقتی برای اولین‌بار در اواخر سال ۲۰۱۹ خبر شیوع بیماری همه‌گیر جدیدی در جهان پیچید تنها پس از چند ماه دانشمندان موفق شدند بیماری را شناسایی کرده و در کمتر از یک سال تولید انبوه واکسن آغاز شد. برای اولین‌بار در طول تاریخ دانشمندان موفق شدند برتری علم را در مبارزه با بیماری‌های همه‌گیر به رخ بکشند. در سال ۲۰۲۰ میلادی، مراقبت دیجیتال امکان نظارت و ردیابی ناقلان را سهل‌تر و مؤثرتر کرد و در بخش عمده‌ای از جهان پیشرفته، انقلاب دیجیتال همه چیز را تحت تأثیر قرارداد.
به‌عنوان‌مثال در بخش کشاورزی، هزاران سال ۹۰ درصد از مردم به این امر اشتغال داشتند، اما امروز به‌رغم اینکه تنها ۵/۱درصد از مردم آمریکا به کشاورزی مشغول‌اند، این کشور به یکی از صادرکنندگان عمده مواد غذایی تبدیل شده است. در قرن چهاردهم میلادی، هر کشاورز در روز تقریباً ۵ کیلوگرم محصول درو می‌کرد، درحالی‌که در قرن جاری یک ماشین می‌تواند روزانه ۳۰ تن محصول درو کند؛ لذا بیماری کوئید تأثیر چشمگیری بر تولید جهانی محصولاتی چون گندم، ذرت و برنج نداشته است.
در طول تاریخ، تجارت یکی از عوامل اصلی شیوع بیماری‌های همه‌گیر بوده است. طاعون از طریق جاده ابریشم از شرق آسیا به خاورمیانه رسید و سپس با کشتی‌های تجاری به اروپا منتقل شد. اما در سال ۲۰۲۰ میلادی، حجم تجارت دریایی تنها ۴ درصد کاهش یافت. در اواخر قرن شانزدهم میلادی ظرفیت ناوگان تجاری بریتانیا حدود ۶۸ هزار تن بود و ۱۶ هزار دریانورد در این بخش فعالیت داشتند درحالی‌که امروز در یک کشتی باربری با ظرفیت ۲۰۰ هزار تن تنها ۲۲ نفر کار می‌کنند.
اما فناوری دیجیتال در بخش خدمات نیز تأثیرات شگرفی داشته است. کمتر کسی فکر می‌کرد ادارات، مدارس و دادگاه‌ها بتوانند در شرایط قرنطینه به کار خود ادامه دهند. قبل از همه‌گیری کرونا، بشر در دنیای مادی می‌زیست ولی امروز بسیاری از جهانیان در دودنیای مادی و مجازی زندگی می‌کنند. در سال گذشته شاهد بودیم که به‌رغم انتقال شبه فعالیت‌ها به فضای مجازی، دنیای دیجیتال به‌خوبی از عهده این چالش برآمد و نشان داد که حتی در شرایط قرنطینه سراسری زندگی می‌تواند به کمک زیرساخت دیجیتالی ادامه یابد.
شیوع بیماری کوئید این واقعیت را نیز آشکار کرد که علم نمی‌تواند جایگزین سیاست شود و این سیاستمداران هستند که باید همه‌ی ملاحظات از جمله درمانی، اقتصادی و اجتماعی را در نظر گرفته و سیاستی جامع ارائه دهند. البته دیجیتالی شدن جهان حریم خصوصی جهانیان را به خطر انداخته و راه را برای حکومت‌های تمامیت‌خواه باز می‌کند؛ لذا سه اصل می‌تواند از مردم در مقابل دیکتاتورهای دیجیتال محافظت کند.
اول اینکه داده‌های مردم فقط در راستای کمک به آنان مورداستفاده قرار گیرد نه برای کنترل و سلطه بر آنان. دوم اینکه نظارت باید دوسویه باشد نه فقط از بالا به پائین، چون در این صورت سرانجام به دیکتاتوری خواهد انجامید. اصل سوم آن است که نباید اجازه دهیم همه‌ی اطلاعات در یک جا متمرکز شود چون انحصار دسترسی به داده‌ها در نهایت به دیکتاتوری خواهد انجامید.
اما موفقیت‌های چشمگیر علم و تکنولوژی در مقابله با بحران کرونا، پای سیاست را به میدان کشاند و این بیماری را از بلای طبیعی به معضلی سیاسی تبدیل کرد. در قرون‌وسطی حدود یک‌سوم از مردم انگلستان در اثر طاعون جان باختند، اما این فاجعه به قیمت ازدست‌رفتن تاج‌وتخت ادوارد سوم، پادشاه انگلستان نشد. لیکن امروز علی‌رغم اینکه بشر می‌تواند به کمک علم بیماری کرونا را متوقف کند، بسیاری از سیاستمداران در انجام این مسئولیت کوتاهی کرده‌اند. شاهد بودیم که چگونه رؤسای جمهور آمریکا و برزیل بدون توجه به نظر متخصصان، خطر را کم‌اهمیت جلوه داده و به تئوری توطئه دامن زدند.
اقداماتی که ممکن است به مرگ صدها هزار نفر انجامیده و کاملاً قابل پیشگیری بود. در مجموع با وجود برخی موفقیت‌ها، از همکاری بین‌المللی برای جلوگیری از گسترش فاجعه خبری نبود. با وجودی که ابزار لازم برای این امر در دسترس جهانیان قرار داشت لیکن جای اراده سیاسی خالی بود.
در مقابله با بیماری کوئید جهان شاهد بود که هم‌زمان با همکاری گسترده دانشمندان، سیاستمداران مشغول درگیری و نزاع بودند. دانشمندان آزادانه اطلاعات را در اختیار یکدیگر قرار می‌دادند. به‌عنوان‌مثال پروژه تحقیقاتی‌ای که کارایی قرنطینه را نشان داد، حاصل تحقیق پژوهشگرانی از کشورهای بریتانیا، چین و ایالات متحده بود. درصورتی‌که سیاستمداران از ایجاد ائتلاف بین‌المللی عاجز ماندند. کار تا آنجا پیش رفت که آمریکا با توسل به تئوری توطئه، چین را به گسترش عمدی ویروس کرونا متهم کرد. در شرایط بحرانی کنونی، همکاری بین‌المللی در مقابله با کوئید فراتر از نوع‌دوستی به‌حساب آمده و در راستای منافع ملی قرار دارد.
تجربه ویروس کرونا به جهان آموخت که باید از زیرساخت دیجیتالی خود حفاظت کرده و در مسیر توسعه آن گام برداشت. هم چنین کشورها را با این واقعیت مواجه کرد که باید بیش‌ازپیش در نظام سلامت سرمایه‌گذاری کنند و بالاخره اینکه ضروری است نظام جهانی قدرتمندی برای نظارت و پیشگیری از بیماری‌های همه‌گیر تشکیل شود.
بشر در قرن ۲۱ شاهد آن بود که مشکلات و بدبختی‌ها فقط برای فقرا نیست و چنانچه در دهکده‌ای فقیر در نقطه‌ای دورافتاده ویروس جدیدی از بدن یک خفاش به انسان منتقل شود تنها چند روز بعد سروکله این ویروس در وال‌استریت پیدا خواهد شد.
بشر نمی‌تواند از پیدایش بیماری‌های جدید به طور کامل جلوگیری کند. این یک فرایند تکاملی است که میلیاردها سال ادامه داشته و در آینده نیز چنین خواهد بود. اما امروز جهان از ابزار لازم برای جلوگیری از شیوع و تبدیل آن به بیماری همه‌گیر برخوردار است. چنانچه بیماری کوئید جان چند میلیون نفر دیگر را بگیرد و یا در سال‌های آتی بیماری عالم‌گیر دیگری به سراغ بشر بیاید، دیگر نمی‌توان آن را بلای طبیعی و یا عذاب الهی نامید. چنین فاجعه‌ای را باید حاصل قصور بشر به‌ویژه کوتاهی سیاستمداران بشمار آورد.

 

آخرین مقالات منتشر شده

گفتگوی اختصاصی با دکتر مهدی تولایی، استاد اقتصاد دیجیتال دانشگاه ساری انگلیس

دکتر مهدی تولایی استاد و عضو مرکز اقتصاد دیجیتال مدرسه کسب‌وکار دانشگاه «ساری» انگلستان معتقد است در حال حاضر برترین شرکت‌های تجاری عمومی تحت سلطه دارندگان پلتفرم دیجیتال مانند مایکروسافت،

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist