گاه نامه ویکی تماس شماره 74 – ویکی فانتزی

منتشر شده در 18 بهمن 1399
گاه نامه ویکی تماس شماره 74 -فانتزی شماره 9

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 74 – ویکی فانتزی

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

عصر خرد و فانتزی

مسعود ملکیاری

فانتزی‌های نوین، فرزند خلف اساطیر و قصه‌های عامیانه‌اند؛ به این اعتبار، فانتزی همزمان با تخیل پا به زندگی بشر گذاشته است و همقدم با روایات شفاهی بالیده است. شاید تنها دوره‌ی افول آن، دوران گسترش علم و منطق بر جهان و روزگاری بود که علم در پی نفی خرافات، به هر عنصر غیرعقلانی ولو تخیلی هجوم آورد. عصر تثبیت خرد، روزگار کوتاه افول فانتزی بود ولی خیلی زود و با رفع نگرانی خردورزان از تخیلِ قصه‌گو و سرگرمی‌ساز، فانتزی‌های نوین از دل آن سنت‌های ادبی شفاهی زاده شدند.«ادبیات فانتاستیک، انواع گوناگونی از جمله افسانه‌ها، حماسه‌ها، رمانس‌ها، اساطیر، قصه‌های پری‌وار، قصه‌های حیوانات و داستان‌های علمی-تخیلی را در برمی‌گیرد. قصه‌ی‌ شگفت‌آور یا قصه‌ی عامیانه که یکی از نخستین اشکال ادبیات فانتاستیک است، همچنان‌که ماکس لوتی فولکلوریست هم بدان اشاره کرده است، جهانی را نشان می‌دهد که سرانجام بر تن نظم عمومی، جامه‌ی آرامش، صداقت و عمل می‌پوشاند. این توضیح می‌تواند به طور کلی، آرمانشهر (اتوپیای) داستان فانتزی را به خوبی نشان دهد. هم در قصه‌ی عامیانه و هم در فانتزی، به طور وسیع‌تر، سلسله مراتب اجتماعی، تابوها، مخلوقات فراطبیعی، جادو، ملاک‌های سفت و سخت اخلاقی، جستجوها و اعمال شریران در دنیایی که سرانجام بدی (هرج و مرج) از بین می‌رود و به نیکی پاداش داده خواهد شد، وجود دارد. از سوی دیگر گرچه فانتزی، از راه ساختاری بسامان و گره‌گشایی پایانی که می‌تواند بی‌تشابه به آشفتگی و بیداد زندگی واقعی باشد، خواننده را یاری می‌رساند، اما به لحاظ توجه به ساختارهای اجتماعی و سیاسی، خویشاوندی‌های بغرنج و ارتباطات و احساسات خانوادگی و رشد شخصیتی، نسبت به قصه‌های عامیانه، ارتباط بسیار پرمعنا‌تری با زندگی «واقعی» بر قرار می‌کند.»…

تازه ها

تحریریه مجله

…کتاب «قلعه متحرک» [Howl’s moving castle] نوشته دایانا وین جونز[Diana Wynne Jones] با ترجمه شراره صدیق توسط انتشارات کتابسرای تندیس به چاپ هفتم رسید.به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دایانا وین جونز نویسنده انگلیسی این‌کتاب، متولد سال ۱۹۳۴ در لندن و در گذشته به سال ۲۰۱۱ در بریستول است. او رمان‌نویس، منتقد و شاعر بود و به نوشتن رمان‌های فانتزی هم اشتغال داشت. رمان «قلعه متحرک» او برای اولین‌بار سال ۱۹۸۶ منتشر و منبع اقتباس انیمیشن «قلعه متحرک هاول» شد. دایانا وین جونز در سال ۱۹۹۰ دنباله‌ای برای این‌کتاب نوشت که با نام «قلعه‌ای در هوا» چاپ شد.داستان «قلعه متحرک» درباره یک پازل جادویی است که در آن، هیچ‌کس و هیچ‌چیز، آن‌طور که دیده می‌شود نیست. شخصیت اصلی این‌قصه مرد جوانی به‌نام هاول است که جادوگری طلسمی به دنبالش فرستاده است. در پازل جادویی این‌قصه، سرنوشت‌ها به هم گره خورده و هویت آدم‌ها با یکدیگر عوض می‌شود. پایان‌بندی داستان هم نبرد هاول و جادوگر است که با این‌اتفاق، باید قطعات پازل داستان، به‌درستی کنار هم قرار بگیرندچاپ هفتم این‌کتاب با ۳۰۴ صفحه و قیمت ۵۲ هزار تومان عرضه شده است…

داستان خوشبختی ابدی

آفتاب رجبی

خوشبختی ابدی را کجا می‌توان یافت؟از پشت کوه‌ها سرک نمی‌کشد و پشت هر بوته پنهان نمی‌شود. هر کسی جایش را نمی‌داند، نور خورشید نمایانش نمی‌کند، هر دریایی آن را با خود به ساحل نمی‌‌آورد و هرکسی به آن نمی‌رسد. خیلی سربسته بگویم:کمیاب است.پس چطور می‌توانیم آن را بیابیم؟نور روی صورت‌ هارمونی افتاد و چشمانش را بر هم فشرد. چند بار پلک زد تا تصویر واضحی از اتاق موقتش در مهمانخانه به دست بیاورد و با خواب آلودگی نگاهی به اتاق کوچک مهمانخانه انداخت. سؤالی در سرش زنگ زد: خوشبختی ابدی را چطور می‌شد پیدا کرد؟پرتوی طلایی رنگ خورشید از پنجره‌ی گرد و کوچک، داخل اتاق می‌افتاد و فرش نازک و نرمی کف اتاق را می‌پوشاند. چیزی یادش آمد. چشمانش گرد شد و از جا پرید. پتو را هیجان زده کنار زد و لباس‌هایش را پوشید و آماده شد تا سراغ مهمانخانه‌دار برود.مهمانخانه‌دار مرد ثروتمندی بود. مهمانخانه‌اش در بهترین مکان میان دو شهر قرار گرفته بود و مسافران زیادی خسته از راه و یا پی خوشگذرانی به سراغش می‌آمدند. خانواده‌ی کوچک و شادی داشت و در عمارت بزرگ و مجللی در شهر زندگی می‌کرد. لباس‌هایش را بهترین خیاط‌ها از مرغوب‌ترین پارچه‌ها و ابریشم‌ها می‌دوختند و از جیبش همیشه صدای جرنگ جرنگ سکه‌های طلا و نقره می‌آمد…

ادبیات فانتزی ایران از منظر ادبیات کودک و نوجوان

مسعود ملکیاری

…بچه‌خوانی‌ها را می‌توان به شهادت بزرگانی چون محمدجعفر محجوب، نخستین تلاش‌ها برای انتشار کتاب‌های «ویژة» کودکان در ادبیات کودک معاصر ایران نامید که از یکسو، به تدریج کتاب‌های غیرقابل درک برای کودکان را از روند آموزشی مکتبخانه خارج کردند و از سوی دیگر، راه را برای ورود موجی از ادبیات عامیانه، افسانه‌ها و قصه‌های مردمی از جمله آثاری چون امیرارسلان نامدار، بهرام و گلندام، هزار و یکشب و غیره گشودند.دهه‌های ابتدایی قرن حاضر را می‌توان نقطه‌ی عطف تحول در ادبیات كودك ایران دانست؛ این تغییر در دو زمینه‌ی تلقی نسبت به خواندنی‌های كودكان و تولید خواندنی‌ها می‌توان بررسی كرد. ایجاد مراودات فرهنگی بیشتر با جوامع توسعه یافته‌ی غرب و بازگشت دانش‌آموختگان از دانشگاه‌ها و موسسات معتبر جهان به ایران، باعث شد تا تلقی پدیدآورندگان خواندنی‌ها كودك و نوجوان، تحت تأثیر دانش نوین، تغییر كرده و عاملیت و خواست كودك را بیشتر مد نظر قرار دهند…

گاه نامه ویکی تماس شماره 74 - ویکی فانتزی 1 - 57754
گاه نامه ویکی تماس شماره 74 - ویکی فانتزی 2 - 57754

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 74 – ویکی فانتزی
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

داستان کِپَروک؛ بخش دوم و پایانی

بهزاد خداپرستی

مح نظر خودش هم سردرگم بود و علیکو فکر می کرد که پدرش دارد تلاش می کند که قبل از شروع مراسم اطلاعاتی به دست بیاورد که دلش را قرص کند. اطراف را نگاه کرد تا ببیند میتیل کجاست. او حتما چیزی می دانست. میتیل توی تاریکی دورتر از کپر ایستاده بود. علیکو به سوالش فکر کرد و میتیل توی ذهنش به او جواب داد که کپروک بین جن ها هم از مابهتران است و کسی از فکرش نمی داند. گفتگوی ذهنی اولین چیزی بود که توجه باباصفر را جلب کرده بود. مح نظر برای باباصفر تعریف کرده بود که پسر پنج ساله اش یک دوست خیالی دارد که باهاش حرف نمی زند. می گوید که توی ذهنش با هم گفتگو می کنند و اسمش میتیل است. باباصفر نگفته بود که میتیل اسم یک جن است چون می دانست که مح نظر به مراسم زار و جنگیری مثل کار نگاه می کند و ته دلش فکر میکند که اینها همه اش شارلاتان بازی است. حالا شاید نه به این تندی اما باباصفر می دانست که مح نظر به این کارها قلباً باور ندارد و اگر بداند که واقعا جنی اطرافش هست ممکن است پس بیفتد. مثل الان که مح نظر احتمال رویارویی با کپروک را از نظر می گذراند و حتی نمی توانست از روی موتور پیاده شود. قلبش محکم می زد و مدام توی ذهنش تکرار می شد که اگر کپروک واقعی باشد چه؟ علیکو تصمیم گرفت از اضطراب پدرش کم کند…

آنچه درباره جرج آر. آر. مارتین نمی دانید!

هانا ویگاندت | نسیم عرب امیری

…این نویسنده معروف در شهر بایون در ایالت نیوجرسی به دنیا آمد و بزرگ شد. پدرش به باربری در لنگرگاهی بندری مشغول بود و اوضاع مالی خانواده‌اش تعریفی نداشت. مارتین دراین‌باره به روزنامه انگلیسی ایندیپندنت گفت: «هنگامی که در بایون زندگی می‌کردم ، به طرز ناامیدانه‌ای دلم می‌خواست از آنجا فرار کنم! نه به این دلیل که بایون جای بدی بود، ناگفته نماند که اتفاقا بایون از بسیاری از جهات، محاسنی نیز داشت. اما مشکل ما این بود که فقیر بودیم، پول نداشتیم و هیچ جای دیگری جز آنجا را ندیده بودیم.»هر چند خانواده مارتین توانایی سفر به خارج از شهر بایون را نداشتند، اما او از سنین بسیار کم با عشق و علاقه زیاد خواند و نوشت، این علاقه به نویسندگی این امکان را برای مارتین فراهم کرد تا جهان فانتزی فراتر از زادگاه خود نیوجرسی تصور کند و در آن به سیر ‌و سفر بپردازد! او همچنین خیلی زود فهمید که نوشتن می تواند یک کار درآمدزا باشد: او شروع به فروش داستانهای خود به بچه‌های محله‌شان کرد و هر داستانی را به قیمت یک پنی (معادل یک سنت) می‌فروخت. (کمی‌بعدتر قیمت‌های خود را به یک نیکل (معادل پنج سنت) افزایش داد!). هر چند تلاش‌های مارتین برای کسب درآمد در دوران کودکی تا جایی تداوم یافت که یکی از مشتری‌هایش با خواندن داستانش دچار کابوس‌های وحشتناکی شد و سرانجام با رسیدن آن داستان به دست مادرِ مارتین بساط کاسبی او برچیده شد اما «جرج آر. آر مارتین» هم‌اکنون نیز یکی از پردآمدترین نویسندگان جهان است!…

بازی ذهن

امیرحسین قاسمی

…با شروع انیمه، نیشی و مایون وارد رستوران کوچکی می‌شوند که صاحب آن پدر مایون است. نیشی در بین دو راهی قرار گرفته است که آیا احساس خود را به مایون بگوید یا نه. در این حین مایون می‌گوید که پسری به او پیشنهاد ازدواج داده است. تحمل نیشی به سر می‌رسد و به مایون می‌گوید که چقدر دوستش دارد. مایون تحت تاثیر حرف‌های نیشی قرار می‌گیرد و آنها یکدیگر را در آغوش می‌گیرند و ناگهان نیشی از خیالات خود بیرون می‌آید. در این انیمه کنش‌های داستان بسیار متنوع و عجیب است. برای مثال نیشی با شنیدن پیشنهاد ازدواج، بطور ناخودآگاه دنیایی را برای خود تصور می‌کند که در آن مایون به او فرصتی دوباره داده است. واکنش او به واقعیت، غرق شدنش در خیالات است.مخاطب با پیش رفتن داستان متوجه می‌شود که پدر مایون به یک دختر تعرض کرده است و دو گانگستر برای گرفتن انتقام به سروقتش آمده‌اند. نامزد دختر توپ چهل تیکه‌ای در دست دارد. او آنقدر عصبانی است که توپ را پاره می‌کند. موری رگ‌های چشمش از شدت عصبانیت متورم شده است و از کله‌ی تراشیده‌اش بخار بلند می‌شود. گانگستر دوم سالدیده و منطقی‌تر است. گانگسترِ عصبانی که آتسو نام دارد، مایون را کتک می‌زند. مایون از نیشی کمک می‌خواهد و آتسو نیشی را بطور مضحک و تحقیرآمیزی می‌کشد. در این سکانس، عناصر خشونت و کمدی بطور عجیب و ماهرانه‌ای با یکدیگر ترکیب شده‌اند…

بهترین کتابهای فانتزی سال ۲۰۲۰

پگاه خدادی

… Rhythm of War (ریتم جنگ) نوشته‌ی برندون سندرسون (Brandon Sanderson)خلاصه: دالینار کولین و” شوالیه‌های روشنایی” یک سال است که در جنگی خونین در برابر نیرو‌های دشمن مبارزه می‌کنند، اما هیچ کدام از طرفین جنگ هنوز پیروز نشده است.حالا با استفاده از تکنولوژی‌های جدید، نیرو‌های دشمن برای انجام یک عملیات خطرناک و مرگبار آماده می‌شوند. این جنگ تسحیلاتی با باور‌های شوالیه‌ها در تضاد است و هم‌چنین ممکن است اسراری را در رابطه با برج باستانی‌ای فاش کند که زمانی قلب تپنده‌ی قدرت آن‌ها بوده است.کالادین توفان‌زاد باید تغییر نقش خود در میان “شوالیه‌های روشنایی” را بپذیرد، در حالی که “بادسواران” او نیز هر کدام مشکلات خود را دارند: هم‌چنان که دشمنان بیشتری به نبرد برمی‌خیزند و خطر مرگ جدی‌تر می‌شود، تعداد شوالیه‌های روشنایی روز به روز کمتر می‌شود. آدولین و شالان در جستجوی یارانی برمی‌خیزند که در جنگ در برابر ایزد شرور، اودیوم به آن‌ها ملحق شوند. آن‌ها یا در این کار پیروز می‌شوند یا چاره‌ای ندارند جز این که با توفان سخت شکست مواجه شوند…

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist