ـ چرا واکسن پاکبان‌ها رو زدی؟
تکذیب می‌کنم.
ـ چی رو تکذیب می‌کنی؟ دیگه خبرش تایید شد.
حالا محض اطمینان یه تکذیب هم می‌کنم. آدم از تکذیب ضرر نمی‌کنه.
ـ یعنی واکسن نزدی؟
چرا زدم. جاتون خالی خیلی هم خوب بود.
ـ خب چرا واکسن پاکبان‌ها رو زدی؟
منم پاکبانم دیگه.
ـ یعنی چی که پاکبانی؟
ببین چقدر پاکم. دست و صورتم رو شسته‌ام. ادکلن دو میلیون تومنی‌ام رو هم زده‌ام. هر وقت هم ماموریت کاری می‌رم تایلند، کرم ضد آفتاب می‌زنم.
ـ منظورم شغل پاکبانیه
آهان اونو می‌گی؟ خب اونم هستم دیگه.
ـ پاکبان کجایی؟
پاکبان خیلی جاها.
ـ مثلاً؟
مثلاً پاکبان بودجه هستم. هر چی بودجه کف سفره مونده باشه رو پاک می‌کنم می‌ذارم جیبم. پاکبان پست، مقام، صندلی، مسئولیت و رانت هم هستم. بعضاً پا بده دست تو جیب مردم هم می‌کنم، چیزی مونده باشه پاک میکنم.
ـ به این می‌گن پاکبانی؟
آهان منظورت اون پاکبانیه؟ بابا اونو که چند ماهه پاکم. اصلاً موضوع خاصی نبود. گاهی اوقات که جلسات کاری طولانی می‌شد یه دودی با همکارها می‌گرفتیم. ولی جان تو تفریحی بود. بعد هم الآن خیلی وقته پاکم.
ـ آقا منظورم شغل پاکبانیه. همونا که تو خیابون‌ها کار می‌کنن.
بساز بفروش‌ها رو میگی؟
ـ نه اونا که لباس نارنجی دارند. خیابون‎ها رو جارو می‌کنن.
آهاااان. اونو می‌گی؟ خب منم هستم دیگه.
ـ شما پاکبانی؟
آره دیگه. من خودم هشت تا عکس با لباس پاکبانی دارم. دو تا لباس لیورپول یه دونه هم بارسلونا. یه دونه هم با شورت ورزشی گرفتم. چون قرار بود برم تو فدراسیون، مدیر ورزشی بشم ولی جور نشد.
ـ دیگه چه عکسی داری؟
عکس زیاد دارم. چند تا با لباس کارگری دارم برای انتخابات صنفی. یه دونه با لباس کادر درمان. با لباس قومیت‌های مختلف هم عکس زیاد گرفتم. به هر حال شاید مدیر استانی شدم. ممکنه لازم بشه. دو تا پوستر بزرگ هم دارم که دارم دست یه پاکبان رو می‌بوسم. اونم قاب کردم زدم تو دفتر کارم که هرکی میاد تو ببینه.
ـ برای چی این عکس ها رو گرفتی؟
رسمه دیگه. دم انتخابات می‌شه باید بگیریم. یه ماه دیگه هم وقت آتلیه گرفته‌ام که یکی دیگه بگیرم. اینو برنامه ریزی کردیم که یه جوری عکس بگیرن که مثلاً من انگار حواسم نیست. نصف شبه و تو لباس مبدل رفته‌ام بیرون که به وضعیت شهر رسیدگی کنم.
ـ پس هیچ عذاب وجدانی نداری که سهم واکسن یه پاکبان رو زدی؟
چی چی وجدان؟
ـ منظورم اینه که ناراحت نیستی که واکسن یکی دیگه رو زدی؟
آهان. نه. یه ذره جاش می‌سوزه ولی مشکلی خاصی نداره. دکتره گفت پنبه رو روش فشار بده زود خوب می‌شه.
ـ بعید می‌دونم زود خوب شه.
جان؟
ـ هیچی

آخرین مقالات منتشر شده

سرملاقه، حزب گاگول

استوپ بابا.. استوپ. اینجوری که نمی‌شه! ما همینطور شماره به شماره داریم منتشر می‌شیم، کارتون و محتوای طنز تولید می‌کنیم توی این مجله، بدون اینکه حزب یا تشکیلاتی واسه خودمون

ادامه مقاله »

زود باش تکون بده!!!

یکی از کارهای بیهوده‌ای که مردان سرزمینم، هرساله در این روزها انجام می‌دهند، تلاش برای تمارض، زیرآبی رفتن و فرار از زیر بار خانه‌تکانی است که در اکثر موارد هم

ادامه مقاله »

هیچ بشر کرونا نگرفته!

کرونا یکی از مهمترین چیزهایی است که قدرت مدیریت عزیزان زحمتکش ما را در راس کشور (روی قله دماوند) نشان می‌دهد. بر اساس تحلیل خود بنده، کرونا دارد به روزهای

ادامه مقاله »

سرملاقه؛ فایل سوتی

بعد از مدت‌ها به اصرار مامان که می‌گفت: مادر برو بهش سر بزن، صله‌ی رحم ثواب داره، اون‌که هیچ اولادی نداره و چشمش به اینه که بچه‌های برادرش زنگ در

ادامه مقاله »

لولی وش حزب گاگول

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت. هر نفسی که از بالا می‌رود ممد حیات است و چون از پایین بر می‌آید مفرح

ادامه مقاله »

کرسی شعر؛ بی اعصاب

از تورم دائماً هستم عقب چیست آخر شیبِ تندش را سبب؟ پشت‎ها زیر فشارش خم شده از گرانی جان ما آمد به لب تا نمایم جور، رهن خانه را من

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist