کرونا یکی از مهمترین چیزهایی است که قدرت مدیریت عزیزان زحمتکش ما را در راس کشور (روی قله دماوند) نشان می‌دهد. بر اساس تحلیل خود بنده، کرونا دارد به روزهای پایانی‌اش نزدیک می‌شود؛ چرا؟ در ادامه عرض می‌کنم:
اول که کرونا آمده بود، مسئولان ما از خود ویروس هم بیشتر به دوره کمون کمک می‌کردند و تاکید داشتند که همچین چیزی وجود خارجی ندارد و حاشیه‌سازان می‌خواهند وقت ما را بگیرند. کم‌کم گفتند ویروس هست، ولی کم است. بعد دیدند نه، خیلی هم زیاد است. زدند کل کشور را تعطیل کردند. بعد به فکر افتادند حالا که ویروس هست، بیاییم حمل و نقل عمومی را کم کنیم. مثل همه برنامه‌ریزی‌های کلان کشور، برنامه‌ریزی برای کاهش حمل و نقل عمومی هم به افزایش حمل و نقل عمومی منجر شد! یعنی مترو که قرار بود خلوت شود، الان جای «آقا هل بده برو داخل‌تر، اون وسط جا هست» هم ندارد.
بعد از این مرحله، به مرحله درآمدزایی از کرونا رسیدیم. مسئولان زحمتکش‌مان دیدند کرونا که فعلاً هست، چطور به فرصت تبدیلش کنیم؟ در نتیجه گفتند ساعت 9 شب به بعد هرکس بیرون باشد جریمه‌اش می‌کنیم. چون همان‌طور که می‌دانید، کرونا از نسل خفاش و گراز است و فقط شب‌ها بیرون می‌آید و ساعت سه و چهار صبح هم که شکارش را کرد، برمی‌گردد خانه به توله کروناها غذا بدهد. البته این طرح ممنوعیت تردد یک خوبی هم داشت، چون قرار بود دورهمی‌ها را به هم بزند که زد. یعنی مسئولان عزیز که دور هم نشسته بودند، از کنار هم متفرق شدند و الان سال به دوازده ماه از همدیگر خبر ندارند. به این شکل که صبح نماینده مجلس می‌گوید: «واکسن کافی نداریم، از خود و اطرافیان مراقبت کنید.» به ظهر نرسیده رئیس‌جمهور می‌گوید شونصدمیلیون راس واکسن وارد می‌کنیم در عرض سه سوت. یعنی اگر سران قوا روزی ده دقیقه با هم حرف بزنند، یا اصلاً داخل گوگل سرچ کنند «چه خبر؟» هفتاد درصد اظهارنظرهایشان را فرو می‌خورند و سکوت می‌کنند.
تازه این که خوب است، وزیر بهداشت حتی از حال خودش هم خبر ندارد. این بزرگوار به فاصله دو ساعت، می‌تواند دو سخنرانی انجام بدهد که در اولی، وضعیت کرونای کشور را سیاه خال‌خال پشمی عنوان کند و در دومی بگوید بهترین کشور در مقابله با کرونا بوده و هستیم و توپ هم تکان‌مان نمی‌دهد. دست آقای جهان‌پور هم یک بسته مدادرنگی شش رنگ داده‌اند که مطابق سلیقه‌اش، «رنگ‌بندی شاد» انتخاب کند تا مردم آزرده نشوند و با خیال آسوده و روحیه خوب کرونا بگیرند و عمرشان را بدهند به مسئولانی که مدیونید فکر کنید واکسن زده‌اند.
اما از اینجای کار، دوباره همه چیز از آخر به اول اتفاق می‌افتد. چون دولت مجدداً قصد درآمدزایی از کرونا را دارد. بعد هم احتمالاً ده دوازده تا واکسن کرونا وارد می‌شود و وزیر بهداشت دوباره شروع می‌کند که ما زدیم کرونا را ترکاندیم. بعدش هم دوباره حمل و نقل عمومی را راه‌اندازی می‌کنند که البته این دفعه چون قیمتش خیلی وحشتناک زیاد شده، طبق خواسته مسئولان خلوت می‌شود. تازه بعد از آن است که مسئولان به تدریج پایان کرونا را اعلام می‌کنند و در حالی که پشت سرشان نیسان نیسان آدم می‌برند آرامستان که دفن کنند، این عزیزان وجود چنین ویروسی را از بیخ و بن تکذیب می‌کنند و کشور به حالت عادی خود برمی‌گردد و همان فقر و همان اختلاس و همان آرامشی که قبل از کرونا داشتیم را تجربه می‌کنیم.

آخرین مقالات منتشر شده

استایل جدید سفر در نوروز!

هرگز فکر نمی‌کردم حرف‌ها و چیزهایی که به آن می‌خندیدیم و با آن‌ها شوخی می‌کردیم روزی رنگ واقعیت به خودش بگیرد و دچار چیزی شویم که از آن خوشمان نمی‌آید.

ادامه مقاله »

سرملاقه، حزب گاگول

استوپ بابا.. استوپ. اینجوری که نمی‌شه! ما همینطور شماره به شماره داریم منتشر می‌شیم، کارتون و محتوای طنز تولید می‌کنیم توی این مجله، بدون اینکه حزب یا تشکیلاتی واسه خودمون

ادامه مقاله »

کرسی شعر!

اُملت در بهار سبز، رنگ شهرها رو به زردی رفت و قرمز، کَم‎کمک نقشه ایران شبیه املت است. مثل رب و تخم‎مرغِ بی‎نمک. هموطن‏ها مثل گل پرپر شدند. آه از

ادامه مقاله »

کرسی شعر!

عیب آن جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو! از همان وقت که آمد کرونا آن‎چنان هم نشده بد، کرونا صرفه‎جویی شده در هر چیزی خدماتش شده بی‏حد، کرونا سوی بازار

ادامه مقاله »

بی برقی بین حرف و عمل

مدتی است شب‎ها خواب و بیدارم. نمی‎دانم این منم که در زمان سفر می‎کنم یا خانه‎ام محل تردد جن و پری شده . در این زندگی شبانه‎ی جدید، گاهی اتفاق‎هایی

ادامه مقاله »

لذت تحمل ناپذیر صف مرغ!

مدتی است شب‎ها خواب و بیدارم. نمی‎دانم این منم که در زمان سفر می‎کنم یا خانه‎ام محل تردد جن و پری شده . در این زندگی شبانه‎ی جدید، گاهی اتفاق‎هایی

ادامه مقاله »

هیچ بشر کرونا نگرفته!

کرونا یکی از مهمترین چیزهایی است که قدرت مدیریت عزیزان زحمتکش ما را در راس کشور (روی قله دماوند) نشان می‌دهد. بر اساس تحلیل خود بنده، کرونا دارد به روزهای

ادامه مقاله »

ورود / عضویت