گاه نامه ویکی تماس شماره 159 – ویکی گاهگول

منتشر شده در 1 تیر 1400
گاه نامه ویکی تماس 159 - گاهگول شماره 11

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 159 – ویکی گاهگول

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

پیاده رو

محمدرضا ثقفی

…رفتیم که بچسبانیم. از قبل، کلی نقشه کشیده بودیم. بالا پایین مکان را از دیروز چک کرده بودیم که مبادا یک سرخر پیدا شود و بهمان گیر دهد. به فیروز گفتم ببینم تو مطمئنی این‌جا بچسبونیم بهمون گیر نمی‌دن!؟ گفت بستگی داره. گفتم به چی بستگی داره؟! گفت نباید خیلی کشش بدی، فوری بچسبون بره. گفتم بالاخره که یه‌مقدار طول می‌کشه! خودت که درجریانی، بلنده! گفت درش بیار ببینم. منم درش آوردم. گفتم یه هفتاد هشتاد متری می‌شه. الان خودت بگیری دستت بری جلو، متوجه می‌شی.فیروز حس پلیس بازیش گل کرده بود و هی پشت دیوار را می‌پایید که کسی زیر نظرمون نداشته باشه. بهش گفتم چه خبرته بابا؟ چرا این‌قدر به خودت شک داری؟! مگه داریم چیکار می‌کنیم! برگشت گفت تو که از من بدتری، اگه این میون کسی ترسیده باشه این تویی که ترسیدی. بعدشم پروژه، پروژه‌ی توئه، من واسه چی باید نگران باشم! بعدش با یک خونسردی مصنوعی دوتا دونه کشمش از ته جیبش در آورد و انداخت بالا. گفتم باشه بابا من ترسیدم، قهرنکن…

کارتون

لاله ضیایی

کارتون

اعتراض والتروایت و پرفسور به…

شهرام شهیدی

…انتخابات که تمام شد، با خودم فکر کردم بعد از این همه دادار دودور تبلیغاتی و مناظره و فلان و بهمان و کشک و…، حالا می‌توانم یک دل سیر بخوابم. اما ای دل غافل، تا چشم روی هم گذاشتم یکهو دیدم صدایی از آشپزخانه می‌آید. رفتم توی آشپزخانه و چراغ را روشن کردم. دیدم والتروایت و پرفسور نشسته‌اند پشت میز و یک کیسه کریستال یا بلور یا همچین چیزی جلوی والتر وایت است.پرسیدم «خانه‌ی من لوکیشن فصل جدید بریکینگ بد شده؟!» والتروایت گفت «نخیر. ولی من و رفقایم به این شعارهایی که در طول انتخابات داده شد، اعتراض داریم. از رو دست ما کپی شده.»صدای شهرام آذر از کانال کولر آمد «کاپی به جایی نمی‌رسه. کاپی در مارکتینگ و بازار راه به جایی نمی‌بره»پرفسور گفت: برلین و توکیو به من گفته بودند مواظب باش از رو دست ما کپی نکنند، ولی فکر نمی‌کردم شعار «همه با هم برای افزایش چاپ اسکناس در کشور» که ما به‌عنوان الگوی کاری‌مان انتخاب کرده بودیم، روزی شعار انتخاباتی در ایران شود…

کارتون

احمد عربانی

کارتون

گاه نامه ویکی تماس شماره 159 - ویکی گاهگول 1 - 59424
گاه نامه ویکی تماس شماره 159 - ویکی گاهگول 2 - 59424

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 159 – ویکی گاهگول
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

برای پیوستن به حزب گاگول دودل بودم

مجتبی دهقان

…برای پیوستن به حزب گاگول دودل بودم که ندایی آمد:سایه‌ی سنگ برآیینه‌ی خورشید چرا؟خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟در پی برطرف کردن تردید و پیدا کردن منبع الهام و شاید خود الهام، دست به دامن پیر خرابات شدم!گفتم: ای پیر، در باب حزب و حزب‌بازی مرا پندی ده که آن به؛ وگرنه آی‌دی الهام را ده که آن خیلی به!پیر اندکی کله‌ی کچل خود را خارانید و گفت: در باب الهام که حرفی ندارم، چون خبر ندارم، ولی حزب و حزب‌بازی؟ بنشین و گوش کن:آن‌که درد دارد، حزب ندارد و آن‌که حزب دارد، درد ندارد! اگر هوای حزب و حزب‌بازی به سرت زده شرط اول قدم آنست که تنگول باشی!گفتم: هان؟!گفت: هان و مرض! یعنی به تنگ آمده باشی!گفتم: از ظلم ظالم و درد مظلوم؟…

کارتون

فیروزه مظفری

کارتون

کرسی شعر؛ بی حسی

حسام حیدری

آن‌قَدَر در زیر بارم، سرّ شدم بس که من تحت فشارم، سرّ شدم مشکلاتم گونه‌گون و رنگ‌رنگ مثل فصل نوبهارم، سرّ شدم زیر بار قسط‌ها و قرض‌ها گشته نابود اعتبارم، سرّ شدم …

کارتون

احسان گنجی

کارتون

مناقصه انتخاباتی

میترا بخشی زاده

…من فکر می‌کنم برنده‌ی اصلی این انتخابات، ما خانم‌ها هستیم. در گیس و گیس‌کشی‌های انتخاباتی که بیشتر به مناقصه‌ای با فرمت مسابقه‌ی هفته شبیه بود تا مناظره، هر یک از کاندیداها یقه دراند که عنایت‌اش را به بانوان بیشتر از بقیه نشان دهد. کاندیدای شماره‌ی پنج گفت: به بانوان برای آب دادن به گلدان‌ها و مرتب کردن کوسن مبل‌ها و آیفون جواب دادن حقوق می‌دهم، مبلغی هم برای اضافه کاریِ سرزدن به منزل مادرشوهر در نظر گرفتم. پایه‌ی حقوق مادرها به تناسب این‌که چند شکم بچه زاییده باشند، مشخص می‌شود. ماهیانه حق آرایشگاه، دورهمی با دوستان دبیرستان در کافه‌ی بالا شهر، خرید یک قطعه طلای زیر پنج گرم هم بهشان تعلق می‌گیرد. باز هم بانوان با اولاد بیشتر، از سقف این مزایا بهره می‌برند. زایش بیشتر، حقوق و دستمزد بیشتر. یک سامانه‌ی “حرف بزنی، گردنتو زدم” هم راه‌اندازی شده که چنان‌چه آقایان در منزل یا محیط کار یا مترو یا صف نانوایی، تخطی کردند و زبانم لال، به بانوان سرزمین‌ام از گل نازک‌تر گفتند، همان لحظه خانم در سامانه ثبت کند و ما زیر یک ساعت، دو قلچماق کاربلد را می‌فرستیم خدمت‌شان…

کارتـــون

حسین عالی نژاد

کارتون

بیا آمپولت بزنم شفاف شی!

ندا حائری

…احتمالاً خودتون در جریان هستید که این روزا بازار شفاف‌سازی و شفاف‌باشی خیلی داغه و هرکسی رو نگاه می‌کنی یه گوشه داره می‌شفافه رو یه عده!در همین راستا، بنده تصمیم گرفتم مجدداً ذره‌بین شفاف قشنگم رو دربیارم و برم سراغ اون یکی همسایه‌مون که تو کار تزریقاته و همه بهش می‌گن جناب دکتر.دکتر خیلی آدم مهربون و دوست‌داشتنی‌ایه! کلاً یا داره یه‌چیزی رو به بقیه‌ی همسایه‌ها تقدیم می‌کنه و یا داره به یه دلیلی ازشون عذرخواهی می‌کنه. دیگه خیلی که بیکار می‌شه و حوصله‌اش سر می‌ره، شروع می‌کنه به وعده دادن که مثلاً من یه نمونه آمپول ساختم که هیچ جای دنیا پیدا نمی‌شه و قراره یه روز صبح بهاری بشه بهترین و مؤثرترین نوع آمپولی که بشر تا به امروز با چشمای خودش دیده و شنیده.یه روز صبح دیدم دکتر خیلی غمگین و خسته نشسته یه گوشه و داره چوب‌شور می‌خوره. رفتم کنارش نشستم و گفتم: نبینم غمگین باشی دکتر جان!! تمام امید ما به شما تزریقاتی‌هاست. شمایید که امید و عشق و حس خوب رو به ما تزریق می‌کنید. چرا انقدر ساکتی؟…

کارتـــون

کافه چی

کارتون

کارتون بین الملل

گروه نویسندگان

کارتون

گاگولخانه

حسین عالی نژاد

کارتون

کارتون

علیرضا پاکدل

کارتون

کارتون

حمید صوفی

کارتون

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist