گاه نامه ویکی تماس شماره 170 – ویکی گاهگول

منتشر شده در 1 مرداد 1400
گاه نامه ویکی تماس 170 - گاهگول شماره 12

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 170 – ویکی گاهگول

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

وقتی بابابرقی کوچک بود

محمدرضا ثقفی

من هیچ‌چیز به‌یاد ندارم که برای‌تان تعریف کنم که وقتی بابابرقی کوچک بود، چه بود و یا چنان بود! چون حتی یادم هم نمی‌آید که فیلم یا انیمیشنی از آن ساخته شده باشد. مثل انیمیشن فاخر و زیبای “وقتی بابا کوچک بود” که در دوران کودکی‌مان از تلویزیون پخش می‌شد و من چیزهایی از آن را به‌یاد دارم. لاجرم آنچه را که برای‌تان تعریف خواهم کرد، براساس حدس و گمان و تخیلات بیمارگونه‌ی این‌جانب می‌باشد. بی‌گمان بابابرقی هم مثل همه‌ی باباهای دنیا زمانی کوچک بوده و بعد از مدرسه و سر ظهر، توی ذل گرما مثل برق از خانه جیم می‌شده و استراحت و آسایش اهالی محل را بر هم می‌زده. من یقین دارم که با بچه‌های محله‌شان حتی گل کوچیک، هفت‌سنگ و یا خر پلیس هم بازی نمی‌کرده. یعنی راهش نمی‌دادند. خرتر از این حرف‌ها بوده، منظورم این است که بچه‌ی تخسی بوده. راست تیر چراغ برق را می‌گرفته کانهو شامپانزه بالا می‌رفته و به برق‌العینی برق یک محله را قطع می‌کرده و هارهار به ریش جعفرآقا که با عرق‌گیر و شورت مامان‌دوز راه‌راه و پابرهنه توی کوچه می‌پریده تا ببیند علت قطعی برق چیست، می‌خندیده…

کارتون : لباس المپیک

فیروزه مظفری

کارتون

نقش دیبی در رضایت شهروندان از تزریق واکسن کرونا

شهرام شهیدی

…رفته بودم توی تراس تا ستاره‌ها را تماشا کنم. مرحوم دهخدا سرش را از پنجره آورد بیرون و گفت « بهارخواب، دلبندم» گفتم بله استاد. چشم. شما کجا؟ این‌جا کجا؟ دهخدا جواب داد کجا بروم از این‌جا بهتر. سطح رضایت مردم را ببین تا متوجه شوی در هیچ دوره‌ی تاریخی و در هیچ مکانی در جهان، تاکنون این حجم از رضایت‌مندی ثبت و ضبط نشده است.با تعجب پرسیدم: استاد سرتان به جایی برخورد کرده؟البته ایشان نشنید چه می‌گویم و رفت. از آشپزخانه صدای همهمه‌ی بلندی شنیدم و بدو بدو رفتم ببینم آن‌جا چه خبر است. دیدم عده‌ای دور دکتر نمکی جمع شده‌اند و ایشان در حال ایراد سخنانی است. وقتی من رسیدم، شنیدم ایشان می‌گوید: مردم از روند تزریق واکسن کرونا راضی هستند.همهمه‌ی عجیبی شد و همه یک‌صدا گفتند : عجب!!!من فوری اعتراض کردم که: هیس همسایه‌ها خوابیده‌اند!شازده اسدالله گفت: مومنت مونمت. وقتی مردم از روند تزریق واکسن کرونا راضی هستند، حتماً همسایه‌های شما هم از سروصدای شبانه‌ی این واحد مسکونی خوشحالند.تلفن زنگ خورد؛ برداشتم. پلیس ۰۱۱ بود. با نشان دادن انگشت اشاره به همه گفتم: هیس!…

کارتون : حمیدرضا صدر

سعید نوروزی

کارتون

گاه نامه ویکی تماس شماره 170 - ویکی گاهگول 1 - 59434
گاه نامه ویکی تماس شماره 170 - ویکی گاهگول 2 - 59434

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 170 – ویکی گاهگول
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

برای پیوستن به حزب گاگول دودل بودم

مجتبی دهقان

…برای پیوستن به حزب گاگول دودل بودم که ندایی آمد:سایه‌ی سنگ برآیینه‌ی خورشید چرا؟خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟در پی برطرف کردن تردید و پیدا کردن منبع الهام و شاید خود الهام، دست به دامن پیر خرابات شدم!گفتم: ای پیر، در باب حزب و حزب‌بازی مرا پندی ده که آن به؛ وگرنه آی‌دی الهام را ده که آن خیلی به!پیر اندکی کله‌ی کچل خود را خارانید و گفت: در باب الهام که حرفی ندارم، چون خبر ندارم، ولی حزب و حزب‌بازی؟ بنشین و گوش کن:آن‌که درد دارد، حزب ندارد و آن‌که حزب دارد، درد ندارد! اگر هوای حزب و حزب‌بازی به سرت زده شرط اول قدم آنست که تنگول باشی!گفتم: هان؟!گفت: هان و مرض! یعنی به تنگ آمده باشی!گفتم: از ظلم ظالم و درد مظلوم؟…

پادشاه سفره ها

میترا بخشی زاده

…تا چندی پیش، در اغلب خانه‌های ایرانی، مرغ حلال حجم عظیمی از دغدغه‌های آشپزی مادران بود. در بن‌بست ذهنی آن‌ها، جایی که فریزر و یخچال و حتی سبد سیب‌زمینی و پیاز خالی می‌شد، با ران یا سینه‌ای از مرغ به ابتدایی‌ترین شکل ممکن و با حداقل زمان و امکانات، غذایی فراهم می‌شد. اصولاً مرغ، جزو معدود موجوداتی است که تماماً مورد استفاده‌ی بشر قرار می‌گیرد. از سر و پا و امحا و احشام گرفته تا حتی پرهای آن، که زمانی می‌کَندند و می‌شستند و خشک می‌کردند و در بالشت‌ها می‌چپاندند. خوب است بدانید که مرغ هیچ دوریزی ندارد و گفته می‌شود حتی پوست و دل و روده‌ی آن هم راهی کارخانجات تولید غذاهای پروتئینی پرطرفدار می‌شود. از دیگر قابلیت‌های این حیوان نجیب، غذاهای متنوعی است که با آن طبخ می‌شود. به‌واقع، مرغ را به هر شکلی که درآوری مورد استقبال تمام گروه‌های سنی قرار می‌گیرد. در میهمانی، شکمش را پر می‌کنند یا به سیخ می‌کشند،کِتفش مزه‌ی خوش‌گذرانی‌هاست، بیماران باید سوپش را بخورند. تخمش با کمی حرارت به‌تنهایی یک وعده غذای مجردی کامل است. خلاصه این‌که این جانور دوپا به گردن بشر دوپا حق بزرگی دارد…

کارتون : خوزستان

شهاب الدین علوی

کارتون

کارتون

سمانه روح الهی

کارتون

کارتون : تار و پود کینه

حسین عالی نژاد

کارتون

سه کووید حبس!!!

مجتبی دهقان

…مشغول هضم اراجیف پیر خرابات درباره‌ی حزب و حزب‌بازی بودم و به این فکر می‌کردم که: من خودم ساقی‌ام، ولی پیر خرابات را گردن نمی‌گیرم! بدون شک متاع گران‌بهایی دارد که عزلت گزیده و در خرابه بیتوته کرده است. از پندهای پیر در باب حزب و حزب‌بازی که بهره‌ای نبردم، حداقل از متاعش بهره‌ای ببرم که به‌قول حافظ: گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد، گنج عزلت را دریابم و برای باطل کردن طلسمات هم بهتر است مخ پیر را بزنم!در افکارم غوطه‌ور بودم که پیر برگشت.گفتمش: به‌قول جناب سعدی:به کنج غاری عزلت گزينم از همه خلقگر آن لطيف جهان يار غار ما باشدنصایح تو در دل من کارگر افتاده و مریدت شده‌ام! بگو چه شد که به این خرابه آمده‌ای، ای لطیف جهان!پیر گفت: روزی روزگاری، من در کشور سوییس بابابرقی بودم! آن‌جا از مواهب دنیای مدرن بی‌بهره بودیم و سهم مردمان ما از زندگی نوین برق بود که آن‌هم یک روز بود و دو روز نبود. یک دستشویی ساده نمی‌شد رفت. باید صبر می‌کردی برق بیاید، برق که می‌آمد، آب قطع بود. اگر آب وصل بود، موقع اجابت مزاج برق دوباره می‌رفت، شیر سرد و گرم را اشتباه می‌گرفتیم و فوقع ماوقع!…

کارتـــون

لاله ضیایی

کارتون

کارتـــون

حمید صـــوفی

کارتون

کارتـــون

حمید صـــوفی

کارتون

ضعیفه که شفاف نمیشه

ندا حائری

…از اونجایی‌که هنوز هم بازار شفاف‌سازی داغه و همه با یک رنگ و نشان و از هر طبقه‌ای، درگیر یه لقمه شفافیت هستند، بنده امروز هم تصمیم گرفتم براتون یه‌کم شفافیت داغ و فرد اعلا بیارم.داستان اینه که ما یه همسایه داریم که عاشق بیانیه دادن و حرف زدنه. یعنی اگه یه‌روز یه‌جایی یه جمله‌ای ازش نباشه، خیلی نمی‌شه به ادامه‌ی زندگیش امیدوار بود. یکی از موضوعات مورد علاقه‌اش هم اینه که چپ و راست گیر بده به خانمای ساختمون و راجع به اونا بیانیه بده. مثلاً یه‌دفعه توی یکی از کاغذایی که چسبونده بود به در آسانسور، نوشته بود که ما به سایز و ارتفاع کابینت‌های آشپزخانه اعتراض داریم! چون هم‌قد خانواده نیست و آرامش ریحانه‌های توی خونه‌ رو به‌هم می‌زنه. البته ما بعدها که بیشتر تفسیر و تحقیق کردیم، فهمیدیم که منظورش عیال محترمه بوده. اصلاً سر همین داستان بود که شاکی شد که چرا باید با آی‌کیو به‌زور ۶۸هایی مثل ما همسایه باشه و هرچی هم بهش گفتیم آقا اگه ناراحتی برگرد برو شهر خودت، به خرجش نرفت که نرفت. درواقع بزرگوار اصلاً منظور ما رو از این حرف‌ها نمی‌فهمید و باور داشت که این ماییم که جای اونو گرفتیم و اون در سمت درست تاریخ قرار گرفته!…

کرونا کارتون

جان بایتاک

کارتون

کارتون بین الملل

گروه نویسندگان

کارتون

کارتون : جواد عزتی

محمد عضو خوبان

کارتون

کارتون

احمد عربانی

کارتون

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist