«اریک دورفمن»[1]، مدیر موزۀ تاریخ طبیعی «کارنگی». او بر ابتکارها، عملیات و تحقیقات استراتژیک موزه نظارت دارد. دورفمن از مدافعان میراث طبیعی و فرهنگی است و کتاب‌هایی دربارة «تاریخ طبیعی» و «تغییرات اقلیم» منتشر کرده است. او همچنین کتاب‌هایی داستانی برای کودکان نوشته و مقالاتی علمی دربارة «موزه‌شناسی» و «بوم‌شناسی» به چاپ رسانده است. 

آرچیمبولدو در این مشهورترین نقاشیِ خود، «رودولف دوم»، امپراطور روم مقدس، را در هیبت «ورتومنوس»، خدای رومیِ فصل، تحول و فراوانی، به تصویر کشیده است.

همیشه عاشق این نقاشی بوده‌ام. ورتومنوس با آرامش به بیننده نگاه می‌کند؛ با لبخندی ظریف که باعث می‌شود فکر کنید او از چیزی اطلاع دارد که شما هم دوست دارید از آن خبر داشته باشید. این نقاشی در سبک منریسم، کاریست هوشمندانه، که با درکنارهم‌گذاشتنِ مجموعه‌ای مفصل از انواع و اقسام میوه‌ها و سبزیجات، چهرۀ انسانی با ویژگی‌های شخصیتی بارزی را به تصویر کشیده است: پرترۀ امپراطور رودولف دوم، همعصر «الیزابت اول»، «ویلیام شکسپیر» و شکوفایی یکی از مهم‌ترین دوره‌ها در فرهنگ غرب.

 

بریده‌ای از «ورتومِنوس»[2] که به‌دست «جوزپه آرچیمبولدو»[3]، نقاش سبک «منریسم»[4]، در سال 1590 میلادی کشیده شده است.

آرچیمبولدو با ربط دادنِ رودولف به ورتومنوس، رفتاری بس چاپلوسانه داشته است. به این اعتبار، امپراطورِ روم مقدس، شخصیتی خدای‌گونه است و مسئولِ دامن‌زدن به تغییراتی مثبت در امپراطوری خود. هرچند که نقاشان قرن شانزدهم با تمثیل و کنایه بیگانه نبوده‌اند، اما این تابلو همیشه مرا به‌طرز خاصی تحت‌تأثیر قرار داده است. شاید جذب حس طنز آن شده باشم. اما اگر سبزیجات، این‌اندازه جلوه نداشتند، شاید تااین‌حد هم درگیر آن نمی‌شدم.

آرچیمبولدو با پیوند دادنِ هنر و علم (در این مورد، آناتومی گیاه) تلاش می‌کند که دنیا را توصیف کند و به‌نوعی به ما کمک کند تا بتوانیم روایت او از جهان را از طریق سازوکارِ ضمنیِ تمثیل درک کنیم.

این یکی از اساسی‌ترین نیازهای ماست که دنیای اطرافمان را درک کنیم و سپس آن درک را با دیگران به اشتراک بگذاریم. ما برای درک کردن، انگیزه داریم، چون انسان‎ به‌طور کلی (و به‌حق) از ناشناخته‌ها می‌ترسد. درحقیقت میل به نظم و پیش‌بینی‌پذیری، خصلتی است که منشأ آن شاید در قدیمی‌ترین ریشه‌های مهارت‌ در بقا در اجداد اولیه‌مان باشد. انسان‌تباران اولیه، همچون سایر حیوانات، در برابر خطرات ناشی از تغییرات زیست‌محیطی، آسیب‌پذیر بودند. توانایی تشخیص و دستیابی به پاسخِ درست به آنها امکان می‌داد که زنده بمانند و امروزه همین انگیزه به همان میزان در مَنِش کوهنوردان دیده می‌شود.

از این‌منظر، هنر و علم نقاط مشترک زیادی دارند. حوزه‌های مختلف سبب می‌شوند تا جنبه‌های متفاوت دنیای اطرافمان را بکاویم، با آنها ارتباط برقرار کنیم و در موردشان به تأمل بپردازیم.

«دانشمندان برجسته، هنرمند نیز هستند.» ـ آلبرت اینشتاین، 1923

بسیاری از دانشمندانی که می‌شناسم (از جمله خودم) یا اهل هنر هستند و یا هنر را بسیار ارج می‌گذارند. شاید «آیزاک آسیموف»[5] بزرگ‌ترین نمونۀ قرن بیستمیِ این موضوع باشد. او علاوه بر آنکه استاد زیست‌شیمی در دانشگاه «بوستون» بود، نویسنده‌ای پرکار نیز بود که بیش از 500 کتاب راجع به هر موضوع قابل‌تصوری یا نوشت یا ویرایش کرد، از کتاب‌های علمی‌تخیلی گرفته تا آثار «شکسپیر» و تا شعر غیرمسجع پنج‌بندی.

حتی اگر شباهت‌های ظاهری علم و هنر را هم کنار بگذاریم، باز فکرکردن به اینکه چگونه می‌توانیم آنها را یکپارچه کنیم، ارزش خواهد داشت. برای کسب موفقیت‌های علمی، به خلاقیت‌ زیاد و خاصی احتیاج است و هنر در بسیاری اوقات، همان بیان (یا محصول) «معرفت علمی» است. دانشِ پشت‌پردۀ خواندنِ اپرا، مخلوط‌کردن رنگ‌های نقاشی، آشپزی، طراحی مد یا خلق چشم‌اندازی در یک پردة نقاشی، همگی زیربنای قدرتمند علمی دارند. درواقع رساندن علم به مرحله‌ای که «طبیعت ثانویه» شود، نشانگر توانایی یک استاد حقیقی است.

استفادۀ خلاقانه از ریاضیات، صفت بارزِ «موریس کورنلیوس اشر»[6]، هنرمند هلندی، بود، که گرچه آموزش ریاضی ندیده بود، اما هنری ساخت که دارای عناصر ریاضی قدرتمندی بود. بسیاری از طراحی‌هایی که به‌خاطرشان به‌ شهرت رسیده است، بر اساس چشم‌اندازهایی ناممکن ساخته شده‌اند. «داگلاس هوفشتاتر»[7] در کتاب تأثیرگذار خود با عنوان «گودل، اشر، باخ: بافتۀ گرا‌‌‌ن‌سنگ ابدی»[8]، که در سال 1979 منتشر شد، موضوعات مشترک در زندگی و کارهای «کورت گودلِ» منطق‌دان، «م. ک. اشر» و «یوهان سباستین باخِ» آهنگساز را کندوکاو می‌کند و به مفاهیم بنیادین ریاضیات، تقارن و هوش در زندگی این سه نفر می‌پردازد.

 هنرمندان و دانشمندان زمانی موفق هستند که ادراک ما از جهان را تغییر دهند و باعث شوند تا دنیا و خودمان را متفاوت ببینیم. آنها در جایی شکست می‌خورند که نتوانند چیز جدیدی عرضه کنند. «مشتق، اشتقاق، برگرفته‌شده» در هر دو حوزة علم و هنر، باعث محکومیت است.

 

قسمتی از تابلوی نسبیت، اثر موریس کورنلیوس اشر، سال 1953

میراث داوینچی

«دنیل اسمیت»[9] در کتابش با عنوان «چطور مثل داوینچی فکر کنیم؟»[10] می‌نویسد:

«برایمان سؤال است که چگونه مردی توانسته در انواع و اقسام هنرها و علم‌ها اینقدر مهارت داشته باشد. پاسخ این است که او بین کارش در مقام هنرمند و در مقام دانشمند، تفکیک فکری نگذاشت. درعوض، در او هنرمند و دانشمند به هم پیوسته‌ بودند و ایده‌هایشان به‌راحتی در کنار هم جریان داشتند؛ و لئوناردو هر روزی که روی موضوعی خاص  کار می‌کرد، با اطلاع در مورد آن رویش تمرکز می‌کرد… اگر لئوناردو ساعت‌های بیشمار را وقف مطالعۀ آناتومی نمی‌کرد، مونالیزا هم نقاشی نمی‌شد.»

 

پل پروژۀ داوینچی کار ویبورن ساند[11]، بر اساس طرحی از لئوناردو داوینچی. عکس از اوسموند اِدوگارد[12]، سال 2005

استعداد داوینچی در مقام مهندس پل‌سازی در سال 2001 به اثبات رسید؛ یعنی زمانی که «ویبورن ساندِ» هنرمند، «پل داوینچی» را در «نروژ» با استفاده از نقشه‌های هرگزاجرانشدۀ داوینچی ساخت. پلی که در ابتدا بنا بود روی «شاخ طلایی»[13] در «استانبول» ساخته شود، اما «بایزید دوم»، سلطان عثمانی که سفارش ساخت آن را داده بود، طراحی را به این‌اعتبار که اجرای آن از لحاظ معماری ناممکن است، رد کرد. به‌این‌ترتیب بود که، تقریباً 500 سال پس از طراحی آن پل، داوینچی و طراحی‌اش تبرئه شدند.

ولی بااین‌حال جهان، عموماً به دستاوردهای مهندسی و علمی او اعتنایی نمی‌کند و او را عمدتاً هنرمند ـ هنرمندی خالق دو تابلوی مشهور در تاریخ ـ می‌بیند.

از بداقبالی بوده است که کارهای داوینچی در اثر ترکیبی از برنامه‌ریزی ضعیف، لاابالی‌گری و سودجویی تا نزدیک به 200 سال در تاریخ گم شد. «مایکل وایت» در زندگی‌نامۀ لئوناردو، که در سال 2000 با عنوان «لئوناردو: اولین دانشمند» منتشر شد، درخصوص جامعۀ مدرن گمانه‌زنی می‌کند که چه می‌شد اگر روند دیگری پیش می‌رفت:

«… لئوناردو در مطالعات خود در زمینۀ نورشناسی، مکانیک، آناتومی و زمین‌شناسی به کشف‌های حیرت‌انگیزی دست‌یافت. او نوعی پلاستیک خلق کرد، سَلَف پیشرفته‌ای از دوربین (دوربین تاریکخانه‌ای[14]) اختراع کرد، دربارۀ لنزهای تماسی و موتور بخار نوشت، توضیح داد آسمان چرا آبی است و طرح تکنیک‌هایی دیداری برای بازنمود بدن ارائه داد؛ تکنیک‌هایی که با اختراع سی‌تی اسکن[15] دوباره مطرح شدند. فقط برایمان مانده که از خود بپرسیم، اگر تحقیقات لئوناردو حتی کمی پس از مرگش شناخته و به‌طور گسترده خوانده می‌شدند، در تاریخ علم و در ادامه‌اش در پیشرفت فناوری چه اتفاقی می‌افتاد؟ ما امروز کجا بودیم؟ از چه شگفتی‌های فناورانه‌ای لذت می‌بردیم؟

 

هنر در آموزش علوم: sTEAM[16]

با تشخیص این توان بالقوۀ بزرگ برای ایجاد یکپارچگی، چگونه می‌توانیم به قلمروی حوزۀ بین‌رشته‌ای واقعی وارد شویم؟ حوزه‌ای که معرف پیوندِ بین هنر و علم‌ است. آموزش STEAM راه نویدبخشی است که من پیدا کرده‌ام؛ راهی که این مفاهیم را به‌صورت یک کلِ یکپارچه بررسی می‌کند، نه اینکه هر حوزه‌ای مثل انباری جداگانه ساخته شود.

افراد زیادی دربارۀ stem (سرواژۀ برگرفته‌شده از کلماتِ علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) اطلاع دارند. مربیان و معلمان مدتی است که از آن استفاده می‌کنند؛ مدت‌زمانی آنقدر کافی که پیامدها و رویه‌های آن در مدارس سراسر کشور مشاهده شوند. بااین‌حال، اخیراً بعضی از آموزش‌دهندگان مطرح کرده‌اند که “A” (برای هنر) هم به برنامۀ درسیِ stem اضافه شود. در این‌راستا، آنها بحثی در سطح ملی به‌راه‌انداخته‌اند که آیا هنر، جایگاهی در آموزش stem دارد یا نه؟

امروزه هم بازار و هم کارفرمایان به نوآوران و مبتکران برای خلاقیتشان پاداش می‌دهند: همکاری مشترک در فضاهای کاری آزاد، شریک‌شدنِ ایده‌ها با سایر متفکران در سطح جهانی و ترکیب قدرت‌های stemشان با استعدادهای هنری. از دفاتر «کیک‌استارتر»[17] در فضای باز در «بروکلین»، که در یک کارخانۀ مدادسازی قدیمی جای گرفته است، تا فضاهای کاریِ دوستدار سگِ رُوِر[18] در «سیتال»، همۀ اینها بشریت و خلاقیت را بنیانِ روند طراحی می‌دانند.

اگر بازار آمادگی پذیرش این نوع طرزتفکر را داشته باشد، برای حوزۀ آموزش فرصتی فراهم شده است. دانشِ یکپارچه برای دانش‌آموزان می‌تواند بی‌اندازه سودمند باشد، زیرا چالش‌ها در دنیای واقعی درهم‌آمیخته‌اند. برای نوآوریِ واقعی، ضروری است که بچه‌ها یاد بگیرند چگونه دانش کسب‌شده را به‌چالش‌بکشند و به ترکیب‌های منحصربه‌فرد دست یابند. از منظر لئوناردو (و بسیاری از متفکران دیگری که در پی او آمدند، از «فرانسیس بیکن[19]» گرفته تا «جان راسکین[20]») این یکپارچگی چنان بنیادین بوده که حتی جای سؤال هم نداشته است.

 پژوهندگانی که از علم و ریاضیات برای خلق نوآوری‌ها استفاده می‌کنند، «طراحی تفکر» را نیز برای کمک به مفهوم‌سازی کارشان به‌کارمی‌برند. ارتباطات آنها شور و هیجان در جامعۀ سرمایه‌گذار ایجاد می‌کند تا از ابتکاراتشان حمایت کنند. آنها با همکاران و سرمایه‌گذاران به‌طور جمعی کار می‌کنند تا ایده‌ها بهتر شوند و بسط یابند و سپس دربارۀ پیشرفت و کشف‌هایی که جامعه را نیز درگیر می‌کند، به‌روشنی و آشکارا بحث و گفت‌وگو می‌کنند.

به‌طور مشابه، هنرمندانی هم که کسب‌وکار خودشان را اداره می‌کنند، اغلب باید حسابداری بلد باشند و همچنین از موادی که کارهای هنریشان را با آنها خلق می‌کنند و می‌سازند، شناخت کافی داشته باشند و از وضعیت رطوبت و دمای محفظه‌ای که هر اثر در آن باید حفظ شود، آگاه باشند.

ایجاد تفکیک و دسته‌بندی حوزه‌های درسی و تمرکز صرف روی امتحانات و آزمون‌ها، نقش کلیدی در کاهش میزان مشارکت و علاقه‌مندی دانش‌آموزان در دروس  stem دارد. حرف “A در steAm ـ که بر هنر دلالت دارد ـ عنصر اساسی برای ارتباط، آگاهی و احساس علاقۀ زیاد است، و به باز شدنِ قفلِ عشق به علم و موضوعات علمی کمک می‌کند.

 

اندیشۀ نهایی: برای نجات سیاره‌مان به هنر و علم نیاز داریم

سیارۀ زمین دچار دردسر شده است. فهرست فجایع زیست‌محیطی طولانی‌تر از آن است که اینجا بازگو شوند و مفهومِ «آنتروپوسن»[21] (که به‌زودی «عصر بشریت» نام‌گذاری می‌شود) برای آن به‌نوعی حکم یک نقطه‌عطف مناسب را دارد. حتی اگر بنا بر این واقعیت، که اقلیم ما در اثر فعالیت انسان در حال تغییر است، تصمیم بگیریم که خرید نکنیم، بازهم نمی‌توانیم این حقیقت را کتمان کنیم که نزدیک به 87000 تن زباله، باعث نابودی صخره‌های مرجانی در اقیانوس‌های جهان، زوال دوزیستان، زنبورها و انواع و اقسام گونه‌های دیگر در کل دنیا شده‌ است. هرچند نمی‌توانید آن را انکار کنید، اما آیا مجبور هستید کاری هم برای آن انجام دهید؟

«ادوارد. اٌ. ویلسون»، زیست‌شناس بزرگ و برجسته، در کتاب «همگرایی شواهد: یکپارچگی دانش»[22]، نظر و ایدة خود را با کلمات زیر بیان می‌کند:

«بزرگ‌ترین کار مهم ذهن، همواره تلاش برای پیوند علوم و علوم انسانی بوده است و خواهد بود. تکه‌تکه شدن مداوم دانش و آشوبِ منتجه در این دانش، بازتابی از دنیای واقعی نیستند، بلکه مصنوع دانش‌پژوهی‌اند. »

این کلمات مرا به‌لرزه‌درمی‌آورند، چراکه در یکپارچگی دانش است که بزرگ‌ترین امید به آینده‌مان را پیدا می‌کنم. این موضوع به‌خصوص در «ایالات متحده» اهمیت دارد، زیرا برای آنکه حفاظت از محیط‌زیست حقیقتاً رخ دهد، مردم باید به آن اهمیت بدهند. حفاظت از محیط‌زیست در چند دهه پیشتر به‌معنای کنار گذاشتنِ زیست‌بوم‌های تولیدمثلِ گونه‌های درخطر بود و یا ممنوع‌شدن شکار نهنگ. اما اکنون مسائلِ گونه‌های خاص (که امروزه حتی وضعشان وخیم‌تر هم شده است) تحت‌الشعاع مسائلی قرار گرفته‌اند که همه باید به آنها توجه کنند و مراقبشان باشند. هوا، آب، زمین‌های قابل‌کشت و سایر کالاها و خدمات زیست‌محیطی.

چه‌کسی کمک می‌کند تا مردم، متوجه و مراقب شوند؟ این آگهی از «صلح ‌‌سبز[23]» (در سال 2008) سؤالی فوق‌العاده ساده مطرح می‌کند: «آیا می‌دانید در غذایتان چه‌چیز وجود دارد؟» این سؤال، بنیادی‌ترین ضرورت را برای دست‌به‌عمل‌زدن یادآور می‌شود و شما را ترغیب می‌کند تا دربارۀ [24]gmoهای پنهانی در غذایی که می‌خورید، بپرسید. برای من که مفید بوده است، چون «صلح ‌سبز» در هر موضوع جدی طنزی هم پیدا می‌کند. این آگهی بدون اینکه موعظه کند، شما را درگیر می‌کند و قطعاً علمی هم پشت این پیام وجود دارد.

«صلح ‌سبز» به‌اعتباری همان‌کاری را می‌کند که جوزپه آرچیمبولدو 450 سال پیش کرده بود. هردو هنرمند با استفاده از گیاهان، به‌شکل نوعی «بخش‌گوییِ[25]» دیداری، با تجسم فکری‌شان داستان بزرگ‌تری را تعریف می‌کنند؛ داستانی که بر اساس خواص روانی آن گیاهان و آنچه نشان می‌دهند، بنا شده است. این همان نوع تفکر هوشمندانه‌ای است که به من امید می‌دهد و بر جایگاه حوزه‌های بین‌رشته‌ای در هنر و علم صحّه‌می‌گذارد.

اگر می‌خواهیم صاحب آیندۀ خود باشیم، باید حال‌حاضرمان را با استفاده از هر ابزاری که در اختیار داریم، کنترل کنیم. دنیای آینده برای کسانی روشن است که مایل‌اند آزمایش‌های جسورانه انجام دهند. نسل بعد به آدم‌های جامع‌الاطراف نیاز دارد.


[1] Eric Dorfman

[2] Vertumnus

[3] Giuseppe Arcimboldo

 Mannerism[4] یا «شیوه‌گرایی» اصطلاحی است رایج در هنر و ادبیات قرن هفدهم که به‌طور عام به کاربرد تصنعی و اغراق‌شدة اصول هرگونه سبک هنری اطلاق می‌شود و در معنای خاص، به نقاشی و مجسمه‌سازی و معماری ایتالیا در بازة زمانی اوج دوران رنسانس و دوران باروک گفته می‌شود. م

[5] Isaac Asimov

[6] Maurits Cornelius Escher

[7] Douglas Hofstadter

[8] نشر مرکز این کتاب بسیار مطرح را که جایزۀ پولیتزر نیز دریافت کرده است، با ترجمۀ خوب مرتضی خزانه‌داری، سروش ثابت و عبدالرضا خزانه‌داری منتشر کرده است. م.

[9] Daniel Smith

[10] این کتاب نیز توسط نشر ایران‌بان و با ترجمه سیامک دشتی منتشر شده است. م.

[11] Vebjørn Sand

[12] Åsmund Ødegård

[13] Golden Horn: آبراهه‌ای در شهر استانبول و از جاذبه‌های گردشگری این شهر

[14] the camera obscura

[15] CT scan or CAT scan

[16] STEM (science, technology, engineering, and math)

[17]:Kickstarter شرکتی آمریکایی و عام‌المنفعه برای کمک به پروژه‌های نوآورانه در زندگی بشر که از استارت‌آپ‌هایی با ایده‌های نوین و خلاقانه استقبال می‌کند. ایده‌های جدید در همه زمینه‌ها از فناوری گرفته تا آشپزی در وب‌سایت این شرکت برای جذب سرمایه عمومی تحت پوشش قرار می‌گیرد. این وب‌سایت در اصل برای طرح‌ها و ایده‌های جدید، سرمایه لازم تولید و انبوه‌سازی فراهم می‌کند. درحال‌حاضر بیش از 115.000 پروژۀ خلاقانه ازجمله فیلم و موسیقی و … تأمین مالی شده‌ است. م.

[18]Rover:  شرکتی آمریکایی که بازار آنلاینی را برای خریدوفروش خدمات مراقبت از حیوانات خانگی، ازجمله سگ‌داری و به‌گردش‌بردن سگ‌ها اداره می‌کند. م.

[19] Francis Baconفیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوق‌دان و نویسنده انگلیسی. او را محور اصلی تحول فکری در  قرون‌وسطی و از بانیان انقلاب علمی و پدر تجربه‌گرایی می‌دانند. م.

[20]  John Ruskin منتقد هنر انگلیس در دوران ویکتوریا و حامی هنر، طراح و نقاش و متفکر اجتماعی. او در موضوعات متنوعی مانند زمین‌شناسی، معماری، اسطوره‌شناسی، پرنده‌شناسی، ادبیات، آموزش‌وپرورش، گیاه‌شناسی و اقتصاد سیاسی نوشته است. م.

[21]Anthropocene : پیشنهادی برای آغاز یک عصر جدید؛ دورانی که سرآغاز تأثیر عمده فعالیت‌های انسان بر اکوسیستم و ساختار زمین‌شناختی سیاره است. تاکنون کمیسیون بین‌المللی چینه‌شناسی و اتحادیه بین‌المللی زمین‌شناسی، آن را به‌عنوان یک اصطلاح از دوران‌های زمین‌شناختی به رسمیت نشناخته‌اند. م.

[22]  نشر نی این کتاب را با عنوان «یکپارچگی دانش» با ترجمۀ محمدابراهیم محجوب منتشر کرده است. م.

[23] Greenpeace سازمانی غیردولتی و مدافع محیط‌زیست که در بیش از ۴۰ کشور دفتر دارد و بخش هماهنگی‌های بین‌المللی آن در آمستردام هلند است. هدف این سازمان «اطمینان از توانایی زمین در پروراندن تمامی تنوعات‌زیستی» است و بر مسائل جهانی‌ ازقبیل گرمایش زمین، جنگل‌زدایی، صید بی‌رویه ماهیان، صید تجاری نهنگ و موضوعات هسته‌ای تمرکز دارد. این سازمان از شیوه‌های برخورد مستقیم، لابی‌کردن و پژوهش برای دستیابی به اهدافش استفاده می‌کند. م.

[24] Genetically modified organism: جانداران دستکاری‌شده ژنتیکی یا جانداران مهندسی‌شده ژنتیکی. م.

[25] Synecdocheاگر برای بیان چیزی به بخشی از آن اشاره کنیم و منظورمان کل آن چیز باشد یا برعکس، به کلیتی اشاره کنیم و منظورمان جزء باشد، از آرایۀ «بخش‌گویی» استفاده کرده‌ایم. بخش‌گویی یکی از آرایه‌های ادبی کهن است و به آن «مَجاز مُرسَل» هم می‌گویند. م.

آخرین مقالات منتشر شده

جادوی هنر در آموزش ریاضی

فیثاغورس در نقاشی مکتب آتن[1]  اثر مشهور رافائل[2]، نقاش و معمار ایتالیایی دوران رنسانس در ایتالیا، مشغول آموزش ریاضی است.   از دید گروهی از هنرمندان و برخی از مخاطبان

ادامه مقاله »

ماجراهای آلیس در سرزمین جبر

کتاب «آلیس در سرزمین عجایب»[1] اثر معروف «لوئیس کارول»[2] بدون «گربه چشایر»، «دادگاه»، «کودک دوشس» یا «مهمانی چای کلاهدوز دیوانه»، چه خواهد بود؟ اگر به داستان اصلی که نویسنده یک

ادامه مقاله »

هنر آینه فیزیک، فیزیک آینه هنر

اینشتین[1] و پیکاسو[2]: فضا، زمان و زیبایی که طوفان به‌پامی‌کند!   «استفان جی. براش»[3]، مورخ علم در دانشگاه «مریلند» (معرفی کتابی از «آرتور آی. میلر»[4]) مترجم: مهسا لزگی، دانشجوی دکترای

ادامه مقاله »

باخ، فراکتال ها و هنر فوگ

پیشگفتار قرن‌ها است که دانشمندان و متفکران، شیفته ارتباط بین موسیقی و ریاضیات هستند. گفته‌ا‌‌ند که «فیثاغورس»[1] بیش از 2000 سال پیش به این واقعیت پی برد که رابطه بین

ادامه مقاله »

هنر، علم و محل تلاقی دانش

«اریک دورفمن»[1]، مدیر موزۀ تاریخ طبیعی «کارنگی». او بر ابتکارها، عملیات و تحقیقات استراتژیک موزه نظارت دارد. دورفمن از مدافعان میراث طبیعی و فرهنگی است و کتاب‌هایی دربارة «تاریخ طبیعی»

ادامه مقاله »

ذهن هذلولوی شما

«استفان اورنس»، نویسندة علم و ریاضیات است که در شهر «نشویل» ایالت «تنسی» آمریکا زندگی می‌کند. کتاب او با نام «هنر ریاضی: حقیقت، زیبایی و معادلات» به هنرمندانی پرداخته که

ادامه مقاله »

منکران جدید تکامل

معمولاً مُهر انکارِ تکامل بر پیشانی جریان‌های مذهبی زده میشود. ولی در سال‌های اخیر، شکل جدیدی از این انکارورزی از درون جریان‌های چپ سربرآورده که به‌مراتب خطرناکتر است. معرفی نویسنده:«کالین

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist