گاه نامه ویکی تماس شماره 120 – ویکی گونیا

منتشر شده در 22 فروردین 1400
گاه نامه ویکی تماس 120 - گونیا شماره 6

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 120 – ویکی گونیا

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

رقص خیام با کرونا و اعداد فیثاغورثی در بهار ۱۴۰۰

جمشید صادق

در این نخستین روزهای سال ۱۴۰۰ خورشیدی، باورش سخت است که همچنان در جهانی کرونازده زندگی می‌کنیم.از اوایل شیوع این بیماری، گروهی از ما همانندِ قهرمانان قصه‌های «دکامرون»۱ در فلورانسِ طاعون‌زده، برای فرار از واقعیت کرونا، به کنج خانه‌هایمان خزیدیم و خود را با خواندن کتاب‌های ناخوانده و دیدن فیلم‌های نادیده سرگرم کردیم. ما برخلافِ اسلافِ قرون‌وسطایی خود در سال‌های «مرگ سیاه»، هر روز از آمار فوتی‌ها و مبتلایان آگاه می‌شویم. بااین‌وجود، بازی آشکارِ اعدادِ کرونایی با سرنوشت ما، تفاوت چندانی با بازی پنهانِ اعداد فیثاغورسی با سرنوشتِ قهرمانانِ فلورانسی دکامرون ندارد. ما گرفتار بازی‌ای هستیم که قواعد آن را کرونا تعیین می‎کند: «نباید به «شهرهای قرمز» سفر کنید». «باید از «شهرهای زرد» پرهیز کنید». «چاره‌ای جز حفظ فاصله خود با دیگران ندارید». «باید ماسک بزنید».رسانه‌ها با تکرار هرروزۀ این اخبار از یک‌سو بر تشویش‌ پرستاران، پزشکان و سایرین می‌افزایند و از سوی دیگر با تقلیلِ رنجِ بیماران به اعداد، حساسیت خیل عظیمی از ما را نسبت به مرگ و بیماری ازمیان‌می‌برند. بنابراین، ما آدمیان قرن بیست‌ویکم حتی اگر ‌بخواهیم هم دیگر نمی‌توانیم مانند فیثاغورس و بوکاچیو برای اعداد، قدرت، قداست یا فضیلت خاصی قائل باشیم…

همه گیری کووید-۱۹؛ کابوسی در کابوس دیگر

علی رنجبران

بهار سال گذشته مردی ۴۵ساله با مشکل سیستم‌ایمنی و تب به بیمارستان «برینگهام و زنان»[۲] در «بوستون» مراجعه کرد. آزمایش پی‌سی‌آر او نشان می‌داد که به کووید-۱۹ مبتلا شده است. پزشک بیمارستان، درمان او را آغاز کرد و حالش بهبود یافت و از بیمارستان مرخص شد. اما واقعیت چیز دیگری بود؛ عفونت بدن او هیچ‌گاه ازبین‌نرفت و مرد بینوا برای مدت ۱۵۵روز تا زمان مرگش به کووید-۱۹ مبتلا بود.«این واقعاً یک مورد استثنایی بود که در طول بازة زمانی پنج‌ ماه او بارها به‌دلیل بازگشت عفونت به بیمارستان مراجعه کرد».این را «جاناتان لی»[۳]، پزشکی که نخستین‌بار این مرد ۴۵ساله را ویزیت کرد، به ان‌اپی‌آر گفته است. برای روشن شدن مطلب، خوب است به این موضوع اشاره کنیم که مشکل این مرد کووید طولانی نبود، اصطلاحی که برای ادامة برخی مشکلات ناشی از کووید پس از بهبودی کاملِ عفونت ویروسی به‌کارمی‌رود. این مرد در طول این مدت عملاً به‌دلیل وجود ویروس فعال در بدنش، به کووید-۱۹ مبتلا بوده است…

پایان هنر یا ظهور هنر بی پایان؟

هومن فرزامی

…تردیدها در مورد جهانِ دوردست بسیار است، ولی به‌احتمال زیاد اوضاع به‌شدت فناوری‌زده خواهد بود! به‌ویژه اینکه هوش مصنوعی و ربات‌ها نقش غالبی خواهند داشت. در همین راستا، هنر نیز در سال ۲۰۵۰ به‌شدت تحت‌تأثیر این فناوری‌زدگی قرار خواهد گرفت؛ تا جایی‌که حذف «هنر انسانی» ابداً امری دور از ذهن نیست. البته تحقق این پیش‌بینی یک شرط دارد و آن این‌ است که ربات‌ها یا هوش مصنوعی، خلاق‌تر از انسان‌ها شوند. به قول «یووال هراری»[۶] : «ترس بشریت باید از روزی باشد که هوش مصنوعی، ما را از خودمان بهتر بشناسد».«آرتور میلر» در کتاب جدیدش با نام «هنرمند در ماشین» پیش‌بینی کرده است:«هوش مصنوعی به‌حدی از خلاقیت خواهد رسید که آثار هنری تولیدشده با این هوش، برای ما انسان‌ها نیاز به تفسیر خواهد داشت».در مقابل، «دورانس کلی»[۷]، استاد فلسفه دانشگاه «هاروارد»، در مقاله‌ای در مجله فناوری دانشگاه «ام‌آی‌تی»[۸] ادعا کرده که هوش مصنوعی هرگز نمی‌تواند مانند یک انسان، خلاقیت داشته باشد و حتی به‌لطف فناوری، گونة بشر در آینده بیش‌از‌پیش به خلاقیت اهمیت خواهد داد…

هنر آینه فیزیک، فیزیک آینه هنر

استفان جی. براش / مهسا لزگی

…«آرتور آی. میلر»، استاد برجستة تاریخ و فلسفه‌ علم در دانشگاه کالج لندن است. او دکترای فیزیک خود را از «مؤسسه‌ فناوری ماساچوست»[۵] دریافت کرد. تحقیقات میلر در زمینه‌ شبیه‌سازی بصری در فیزیک او را به دنیای هنر سوق داد. او در یکی از کتاب‌هایش با نام «بینش نبوغ»[۶] بیان می‌کند که اهمیت تصورات و خلاقیت در علم و هنر نشان‌ می‌دهد که ذهن انسان، ابزار غایی در هردوی این عرصه‌هاست؛ هم دانشمندان و هم هنرمندان در تلاش‌اند تا بتوانند خوانشی از طبیعت داشته باشند. در کتاب «اینشتین، پیکاسو: فضا، زمان و زیبایی که همه‌چیز را به‌هم‌می‌ریزد»[۷]، استدلال میلر این است که اینشتین و پیکاسو هردو روی یک مسئله کار می‌کردند و آن «ماهیت هم‌زمانی یا مقارنه»[۸] است؛ مقارنة زمانی برای اینشتین و مقارنة فضایی برای پیکاسو. ضمن اینکه برای هردوی آنها چارچوب مرجع مرجحی برای مشاهدة پدیده‌ها وجود ندارد…

گاه نامه ویکی تماس شماره 120 - ویکی گونیا 1 - 58412
گاه نامه ویکی تماس شماره 120 - ویکی گونیا 2 - 58412

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 120 – ویکی گونیا
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

ریاضی و هنر؛ چرا ریاضیات و هنر تاریخ مشترکی دارند

الکس بلوس / صنم آذرنیا

…زمانی که من دانشجوی تحصیلات تکمیلی در رشته‌ «تاریخ هنر» بودم، تفاسیر زیادی را در باب «هنر انتزاعی» مطالعه کردم، اما همة آنها برایم ناکافی و به‌نوعی گیج‌کننده بودند. بنابراین وقتی که دورة دکترای تخصصی خود را به پایان رساندم، به یادگیری تاریخ «زیست‌شناسی»، «فیزیک» و «ستاره‌شناسی» پرداختم و کتابی را به چاپ رساندم که با دقت و جزئیات نشان می‌دهد چگونه هنر مدرن، روایتی از جهان‌بینی علمی است.علاوه بر این بسیاری از آثار هنری نیز بیانگر «ریاضیات و فناوری» زمان خودشان هستند. در جریان تحقیق و پژوهش برای نگارش کتاب «ریاضیات و هنر»، به‌ناچار مفاهیمی از علم ریاضی، همچون حساب دیفرانسیل و انتگرال، «نظریه‌ گروه»[۲] و «منطق محمولات»[۳] را آموختم. به‌عنوان فردی مبتدی که قصد فهمیدن این‌گونه مفاهیم را داشت، از سطح کیفی نازل و محتویات گیج‌کنندة موجود در تصاویر بسیاری از کتاب‌های آموزشی، شگفت‌زده شدم؛ به‌همین‌دلیل به خودم قول دادم که در کتابم با رسم مجموعه‌ای از نمودارهای ریاضی، مفاهیم «انتزاعی» را به‌صورتی کاملاً شفاف برای خواننده مجسم کنم…

هنر، علم و محل تلاقی دانش

اریک دورفمن / ماندانا فرهادیان

…آرچیمبولدو با ربط دادنِ رودولف به ورتومنوس، رفتاری بس چاپلوسانه داشته است. به این اعتبار، امپراطورِ روم مقدس، شخصیتی خدای‌گونه است و مسئولِ دامن‌زدن به تغییراتی مثبت در امپراطوری خود. هرچند که نقاشان قرن شانزدهم با تمثیل و کنایه بیگانه نبوده‌اند، اما این تابلو همیشه مرا به‌طرز خاصی تحت‌تأثیر قرار داده است. شاید جذب حس طنز آن شده باشم. اما اگر سبزیجات، این‌اندازه جلوه نداشتند، شاید تااین‌حد هم درگیر آن نمی‌شدم.آرچیمبولدو با پیوند دادنِ هنر و علم (در این مورد، آناتومی گیاه) تلاش می‌کند که دنیا را توصیف کند و به‌نوعی به ما کمک کند تا بتوانیم روایت او از جهان را از طریق سازوکارِ ضمنیِ تمثیل درک کنیم.این یکی از اساسی‌ترین نیازهای ماست که دنیای اطرافمان را درک کنیم و سپس آن درک را با دیگران به اشتراک بگذاریم. ما برای درک کردن، انگیزه داریم، چون انسان‎ به‌طور کلی (و به‌حق) از ناشناخته‌ها می‌ترسد. درحقیقت میل به نظم و پیش‌بینی‌پذیری، خصلتی است که منشأ آن شاید در قدیمی‌ترین ریشه‌های مهارت‌ در بقا در اجداد اولیه‌مان باشد. انسان‌تباران اولیه، همچون سایر حیوانات، در برابر خطرات ناشی از تغییرات زیست‌محیطی، آسیب‌پذیر بودند. توانایی تشخیص و دستیابی به پاسخِ درست به آنها امکان می‌داد که زنده بمانند و امروزه همین انگیزه به همان میزان در مَنِش کوهنوردان دیده می‌شود…

جادوی هنر در آموزش ریاضی

سعیده زارع

…در شرق نیز آثار بسیاری وجود دارد که مؤید استفاده از ریاضیات در عرصة هنر بوده است؛ ازجملة می‌توان به استفادة درخشان از ریاضیات در ساخت «اهرام مصر» اشاره کرد. در هنر «تذهیب» ایرانی نیز استفاده از تکنیک‌های «تقارن» در ریاضی مشهود است که این امر نیز خبر از رواج ریاضی در هنر ایرانی می‌دهد.ریاضی‌دانان و هنرمندان هردو از طبیعت الهام می‌گیرند و به پدیده‌های طبیعی از دیدگاه‌های متفاوت می‌نگرند. تاکنون فکر کرده‌اید که چرا گل‌ها پنج یا هشت گلبرگ دارند و به‌ندرت گل‌هایی یافت می‌شوند که شش یا هفت گلبرگ داشته باشند؟ یا چرا دانه‌های برف ساختار تقارنی شش‌گانه دارند؟ ریاضی‌دانان با مشاهدة مسائلی از این‌دست، به‌دنبال الگوهای منظم ریاضی در طبیعت می‌گردند؛ درحالی‌که هنرمندان به این نظم، به دیدة زیبایی طبیعی می‌نگرند و برای آن ارزش ذاتی قائل هستند. البته که هردو دیدگاه درست و باارزش است…

ذهن هذلولوی شما

استفان اورنس / مهناز حامدی

…مطالعات اخیر نشان می‌دهند که شاید ریاضیات بتواند در یافتن پاسخ چنین پرسش‌هایی به ما کمک کند. در همین‌راستا، برخی از محققان برای تخمین دقیق‌تر کارکرد شبکه‌های پیچیده‌ای که در روند ادراک و دیگر فعالیت‌های شناختی ما دخیل هستند، به هندسه‌ هذلولوی[۳] روی آورده‌اند. این نوع از هندسه هم مانند سایر انواع آن[۴]، مجموعه‌ای از قوانین درباره‌ فضا، فاصله و ارتباطات بین فضا و فاصله است. البته هندسه هذلولوی برخلاف هندسه اقلیدسی، که اغلب مردم در دبیرستان آن را فراگرفته‌اند، نحوة سازگاری[۵] فضا با شرایطی را تشریح می‌کند که در آن به‌واسطۀ وجود انحنا در فضا، کلیة نقاط از یکدیگر دور می‌شوند.مثلاً، «تاتیانا شارپی»[۶] از مؤسسۀ زیست‌شناختی «سالک»[۷] در «لاهولای» کالیفرنیا[۸] که پژوهش‌هایش برای درک ساختار سیستم بویایی در دو سال اخیر او را به‌سمت هندسه هذلولوی سوق داده، می‌گوید: «دستِ‌کم گرفتنِ ارزش هندسه هذلولوی در حوزۀ زیست‌شناسی سابقه‌ای طولانی دارد.»…

«باوهاوس» در صدمین سالگرد تأسیس خود: علم در خدمت طراحی

نیکالس فاکس وِبر / جمشید صادق

…گروپیوس هم‌زمان با مطالعه‌ ابزارها و فناوری‌های جنگ، مانند اسلحه‌، توپ و سایر تولیدات صنعتی، طرح خود برای مدرسة موردنظرش را صورت‌بندی کرد. او مدرسه خود را «باوهاوس» نامید که معنای تحت‌اللفظی‌اش «ساختن خانه» است و نامی است مناسب نیّات سازندة آن؛ چراکه ایدة گروپیوس، طراحی و ساخت لوازم خانه، از مبلمان گرفته تا ظروف غذاخوری غیرتزئینی و کاربردی، با هدف تولید انبوه بود. او می‌خواست کارگاه‌های مدرسه آزمایشگاه‌هایی باشند که در آنها دانش‌آموزان بتوانند در فرم هنری و فناوری به یک‌اندازه تبحر پیدا کنند. برخلاف زیبایی‌شناسی پُرزرق‌وبرق و متظاهرانه حاکم در «برلین»، طراحی‌های باوهاوس قرار بود که برطرف‌کنندة نیازهای واقعی باشد. عملکرد یک محصول، تعیین‌کنندة فرم آن بود و بر تصمیمات زیبایی‌شناختی طراح اثر می‌گذاشت. تفکر گروپیوس بر پایة علم استوار بود. او در سال ۱۹۳۷ فلسفه‌ خود را با انتشار مقاله‌ای در نشریه ‌«آرکیتکچرال رکورد»[۶] تشریح کرد. او در این مقاله نوشت که برای طراحی باید «درخصوص مسائل زیست‌شناختی، اجتماعی، فنی و هنری، دانشی عمیق و بی‌واسطه داشت». به باور او، معماری هم باید مبتنی بر شناخت کامل از مواد باشد و هم منعکس‌کنندة تأثیرات روان‌شناختی و حسیِ فرم و بافت و رنگ…

تا بی نهایت و فراتر از آن!

اوواین گریفین / مریم خلج

…بیایید با چگونگی مفهوم‌بندی «بی‌نهایت» شروع کنیم. معمولاً، هنگام بحث درباره بی‌نهایت، با ناباوری روبه‌رو می‌شوم. مطمئناً «بی‌نهایت»، بزرگ‌ترین شیء ممکن است. هر صحبتی درباره «ریاضیات بی‌نهایت» بی‌معنی است؛ چراکه ریاضیات، درباره اعداد است و بی‌نهایت، از تمام اعداد بزرگ‌تر است! این‌طور نیست؟ ممکن است این موضوعی وسوسه‌برانگیز باشد، اما کاملاً دقیق نیست.ریاضیات دربارة چیزی بیشتر از اعداد است؛ ریاضی‌دانان نقاط، خطوط، دنباله‌ها، ساختارها و مفاهیم را نیز بررسی می‌کنند. آخرین گزینة این مجموعه، یعنی «مفاهیم»، شرح مناسب‌تری از بی‌نهایت به دست می‌هد: «بی‌نهایت به‌عنوان یک مفهوم». در اینجاست که مرز بین ریاضیات و فلسفه کم‌رنگ می‌شود…

باخ، فراکتال ها و هنر فوگ

هارالن برادرز / آریانا عباسی

…قرن‌ها است که دانشمندان و متفکران، شیفته ارتباط بین موسیقی و ریاضیات هستند. گفته‌ا‌‌ند که «فیثاغورس»[۱] بیش از ۲۰۰۰ سال پیش به این واقعیت پی برد که رابطه بین فواصل موسیقایی، که اثر شنیداری مسرت‌بخشی روی انسان برجای‌می‌گذارند را می‌توان با استفاده از نسبت‌های سادة ریاضی تشریح کرد.سپس در قرون‌وسطی «موسیقی جهانی»[۲] یا «موسیقی اجرام آسمانی»[۳] تحت‌عنوان یک ایدة فلسفی پدیدار شد. بر اساس این ایده، تناسبات حرکاتِ اجرام آسمانی، یعنی خورشید و ماه و سیارات، به‌عنوان فرمی از موسیقی که قابل‌شنیدن نیست اما کاملاً از هماهنگی هارمونیک برخوردار است، درنظرگرفته‌می‌شود…

ماجراهای آلیس در سرزمین جبر

مترجم: نصرت ابراهیمی

…کتاب «آلیس در سرزمین عجایب»[۱] اثر معروف «لوئیس کارول»[۲] بدون «گربه چشایر»، «دادگاه»، «کودک دوشس» یا «مهمانی چای کلاهدوز دیوانه»، چه خواهد بود؟ اگر به داستان اصلی که نویسنده یک روز در سفری با قایق در نزدیکی «آکسفورد» برای «آلیس لیدل»[۳] و دو خواهرش تعریف کرده است نگاه کنید، متوجه خواهید شد که این شخصیت‌ها و صحنه‌های معروف در آن داستان وجود ندارند.‌هنگامی که کار روی پروژة دکترای فلسفه[۴] خود را در زمینة تحقیقاتی «ادبیات ویکتوریایی»[۵] آغاز کردم، می‌خواستم بدانم چه‌چیز الهام‌بخش این مواردِ اضافه‌شده به داستان بوده است. ادبیات انتقادی عمدتاً بر تفسیرهای فرویدی از کتاب و بر سقوطی خارج‌ازکنترل به دنیای تاریک «ناخودآگاه» متمرکز بود. هیچ تجزیه ‌و تحلیل دقیقی از صحنه‌های اضافه‌شده وجود نداشت، اما از میان انبوه مقالات ادبی، یک مورد برجسته بود: در سال ۱۹۸۴ «هلنا پیکیور» از دانشگاه «ویسکانسین-میلواکی»، محاکمة «سرباز دل» را با یک کتاب جبر مربوط به دورة ویکتوریا مرتبط دانسته بود. با توجه به شغل نویسندة آلیس، تعجب‌آور است که مطالب درخصوص نقد آثارش از منظر ریاضی تااین‌حد اندک باشد. «کارول» اسمی مستعار بود: نام اصلی او «چارلز داگسون»[۶] است؛ کسی که در کالج «کریست چرچ»[۷] آکسفورد، ریاضی‌دان بود…

جستاری در مورد جایگاه ریاضیات در هنر «موریس اشر»

مهدیس فتحی / مریم خلج

اغلب افراد، «موریس کورنلیس اشر[۱]» (۱۸۹۸-۱۹۷۲) را به‌عنوان یک نقاش هلندی می‌شناسند و آثارش را تحسین می‌کنند، اما کمتر کسی از عمق ریاضیاتی کارهای او مطلع است. می‌توان گفت، از زمان رنسانس به بعد، هیچ هنرمندی در خلق آثارش به‌اندازة‌ اشر درگیر ریاضیات نبوده‌ است. هدف اصلی او از درک ایده‌های ریاضی، به‌کارگیری آنها در هنرش بود. بخش زیادی از آثار اشر درواقع تشبیهات بصری از مفاهیم مجرد ریاضی هستند؛ به‌ویژه مفهوم «بی‌نهایت» که اشر تمایل شدیدی در به‌تصویرکشیدن آن داشت. هرچند اشر با وجود چندین‌سال تحقیق و مطالعه ریاضی، بهره‌مندی از توانایی درک ریاضی را انکار می‌کرد! پسرش «جورج» می‌گوید:«پدر در درک اینکه کارِ ذهن او شبیه به یک ریاضی‌دان است، مشکل داشت. او از علاقة ریاضی‌دانان و دانشمندان به آثارش بسیار لذت می‌برد. اما متأسفانه، زبان تخصصی ریاضیات، این حقیقت را از او پنهان کرد که ریاضی‌دانان نیز با همان مفاهیم او دست‌وپنجه نرم می‌کنند.»…

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist