خرید مادربرد ایسوس
تلفن سازمانی نکسفون
اتوماسیون اداری فراگستر

یک سال خوب، یک سال بد. سال‌های بد را در کتاب‌های تاریخ خوانده بودیم. سال‌های نبردهای خونین، تروآ، طاعون و شکست مبارزانی که به تار دسیسه‌ها گرفتار آمده بودند. سال‌هایی که بعدها در «تاریخ بی‌خردی» به یک کتاب خلاصه شدند.
در روزگار من، سال‌های 60، «سال‌های خوب» بودند. سال‌هایی که در پس جنگ، آینده را امیدوارانه جستجو می‌کردند. سال‌هایی که هنوز «رنو21» و «پراید» متولد نشده بودند و ویدیوها در نوارهای سایز بزرگ، اوج خلاقیت موسیقی را در «پانک‌ها» به نمایش در خانه‌ها می‌گذاشتند. مدرسه‌ها با کلاس‌هایی تا 40 دانش‌آموز مملو از سروصدا و هیاهو بودند و معلم‌ها سخت‌گیرانه، با سعه‌ی صدر، تا مرز کنکور راهی‌مان می‌کردند. سیاست تا موشک‌باران تهران آژیر خطر سر می‌داد و از زیر آوارهای « گیشا» غیرت و مردانگی سر بر می‌آورد. سال‌های طلایی 60، سال‌هایی که گذشتند و دریغ از آن سال‌ها.
سال‌های 90، گویی این دم قرن آخری، دل پُری از ما داشت. مثل برق آمد و با چنان سرعتی گرفتارمان کرد که نه شب‌مان را فهمیدیم و نه روزمان را. به دلهره‌ی یک قوم وحشی «داعش»، آغازی بی‌پایان را برای‌مان رقم زد. به نام تکنولوژی، لحظه‌لحظه‌های‌مان را در کام خود کشید و کودکان‌مان را نه «الفاظ» که تبلت و تلویزیون «نهاد بر زبانش». به‌نام شبکه‌های اجتماعی که پشت سر هم متولد شدند، نسل‌های‌مان را چنان به خود گرفتار کرد که به قیمت «سلفی»، «اگر دنیا را آب می‌برد آن‌ها را خواب می‌برد» و به قیمت «یک توهم» دل به دریای «نهنگ آبی» دادند و خانواده را به رخت سیاه « فرزند ناکام» ملبس کردند. سال‌های 90، اما هم‌چنان بر زندگی‌های‌مان تار و پودی از جنس «قفس آهنین این دنیایی» و «جعبه‌ی سیاه مرگ» پوشاند و تا جایی پیش رفت که سال آخرش سالی شد که «هرگز نگذشت». سیاست هم چاشنی تند و تلخ سال‌های آخر شد. دیوانه‌ای سیاست‌مدار شد و سیاست هم قالب تهی کرد و به چشم‌برهم‌زدنی، ویروسی آمد تا هرچه بر سر دنیا آمده بود، بر سر ما خالی کند و نرود.
سال 99، شد سالی که نگذشت. گفته بودند ویروس کرونا با آمدن خورشید تابستانی، غزل خداحافظی را می‌خواند و می‌رود، اما نخواند و نرفت. درعوض، هرچه در توان داشت رو کرد. از یک شکل به شکل دیگری درامد و تا توانست جهش یافت و شد ویروس «هزارچهره». گفتند هرچه در زمین و هوا هست ویروسی است، ما هم هرچه دست‌مان آمد شستیم و تا توانستیم آب را هدر دادیم، زمین را به الکل و هزاران ماده‌ی شوینده، آغشته کردیم و اکسیژن را به انواع ضدعفونی‌کننده‌ها فدا کردیم. به یک‌باره گفتند ویروس زمینی نیست و فقط در هواست. بعد هم ما ماندیم و یک زمین به‌بادداده و طبیعتی به‌گل‌نشانده. واکسن هم آوردند. چه نمایش‌هایی از واکسن‌ها نشان‌مان دادند و چه دلبری‌ها که از «دسته‌گل»‌های‌شان نکردند. بعد هم گفتند نوبتی است؛ اول «آن‌ها»، بعداً «ماها» و سپس «شماها».
سیاست هم، دست در دستان سال‌های 90 و این سال آخری، کم بلا سرمان نیاورد. گفتند «او یک دیوانه بود»، وقتی برود «آب از آسیاب می‌افتد». او رفت و این آمد. و ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم. پول‌هایی که داریم، ولی نداریم، دلارهایی که آهسته ولی پیوسته گران می‌شوند، تولیدی که پیوسته و نه آهسته به تعطیلی می‌رود، بورسی که به رنگ قرمز ملبس مانده است، خودرویی که اسقاطی‌اش هم به مزایده‌های لاکچری می‌رود، مسکنی که داشتن‌اش به رؤیا می‌ماند، شغلی که دیگر نیست، پدری که نان ندارد و مادری که «هیچ» نمی‌پزد، دولتی که یک روز مستأصل است و روز دیگر در «ردای قهرمانی» نفیر «اقتصاد خوب» سر می‌دهد، و روزگارانی که هم‌چنان به «کل‌کل» می‌گذرند. این‌همه، به پای آن «فقر و گرسنگی» مردمانی که روزی‌شان جز از سطل‌های زباله نیست، نمی‌رسد، آن هم اگر تنی داشته باشند که یارای خم شدن در گشادی سطل‌ها را بدهد.
سال 1399، سالی که هرگز نگذشت و نخواهد گذشت. سال یک ویروس منحوس، یک سیاست مرئوس، یک اقتصاد نحیف و یک جامعه‌ی سردرگم، ناامید و «زوار دررفته» که گاهی اگر جانی داشته باشند، به جان هم می‌افتند. سالی که «سلام بر 1400» را از طاقچه‌ی یادگاری‌ها، به بیدهای لرزان اذهان آشفته سپرده است.

آخرین مقالات منتشر شده

سرمقاله؛ سالی که نگذشت…

یک سال خوب، یک سال بد. سال‌های بد را در کتاب‌های تاریخ خوانده بودیم. سال‌های نبردهای خونین، تروآ، طاعون و شکست مبارزانی که به تار دسیسه‌ها گرفتار آمده بودند. سال‌هایی

ادامه مقاله »

تله بورس برای فعالین بازار سرمایه

بازار بورس ایران در سال جاری فرایند غیرکارا و نامناسبی داشته است. وجود امواج بزرگ صعودی و نزولی و موج‌سواری اکثر فعالین بازار خصوصاً تازه‌واردها، سیگنال‌فروشی، رانت‌خواری، ترغیب مردم توسط

ادامه مقاله »

فلسفه خودمانی پول

با چند سؤال ساده آغاز می‌کنم. چگونه می‌توان پول را تعریف کرد؟ اگر در دنیا پول رواج نداشت چه اتفاقی رخ می‌داد؟ آیا تا‌به‌حال هنگام استفاده از کیف پول و

ادامه مقاله »

مروری بر سفته بازی در بورس

سفته‌بازی در اصطلاح به وارد شدن به تعاملات مالی پرریسک به‌منظور سود بردن از نوسانات ارزش یک کالا یا خدمت می‌گویند. سفته‌بازها افرادی هستند که به مطالعه و بررسی دقیق

ادامه مقاله »

ورود / عضویت