داستانهای علمی-تخیلی آینده روابط عاشقانه را چگونه پیش بینی میکنند؟!

دورنمایی که سینمای علمی- تخیلی از مبحث عشق در آینده ارائه می‌دهد چیزی متفاوت است با آنچه ما امروزه از مفهوم عشق سراغ داریم. برای مثال ، در فیلم Her (2013) با بازی «واکین فینیکس» با عشق بین انسان و ماشین مواجه‌ایم و می‌بینیم که این عشق به هیچ وجه به جنبه جسمی و فیزیکی احتیاج ندارد. «واکین فینیکس» در این فیلم نقش مردی منزوی و درون گرا به نام «تئودور» را ایفا می‌کند که شخصی‌ترین لحظات خود را با هوش مصنوعی‌ای که هرگز او را لمس نکرده می‌گذراند، صمیمیت بین «تئودور» و «سامانتا» (هوش مصنوعی مونث با صدای اسکارلت جوهانسون) در فیلم «او» محصول صحبت کردن، به اشتراک گذاشتن پیام‌ها، نقاشی‌ها ، ایده‌ها و تخیلات جنسی است و سرآخر می‌بینیم که این صمیمیت ایجاد شده میان «تئودور» و «سامانتا»، آنها را به عشق می‌رساند. تا جایی که «تئودور» وقتی متوجه می‌شود «سامانتا» در جایگاه یک سیستم عامل جز او با 641 نفر دیگر رابطه عاشقانه دارد درست مانند کسی که دچار خیانت شده، حال و روزش به هم می‌ریزد. به این ترتیب عشق میان «تئودور» و «سامانتا» نیز مانند هر عشق دیگری به مرور فروکش می‌کند و ابعاد تلخش را نمایان می‌کند.
واقعیت این است که تصور آنکه در آینده‌ای نه چندان دور می‌توانید عاشق سیستم عامل کامپیوتر خود شوید در جو اجتماعی کنونی ما ، که قرار ملاقات و تعامل عاشقانه جای خودش را به پیمایش در فیلم‌ها و عکس‌های طرف مقابل در شبکه‌های اجتماعی و نوشتن پیام‌های نوشتاری داده است، خیلی هم دور از ذهن و دسترس به نظر نمی‌‌رسد. به هر حال ، ما اکنون نیز در حال عادت کردن به انواع ارتباطات عاطفی هستیم که در آنها خبری از جسم و حضور فیزیکی نیست. و همچنان که نسل‌های قدیمی‌تر از درک روابط عاطفی امروزه عاجزند و به گلایه از آن‌ها می‌پردازند، بسیاری از جوانان ترجیح می‌دهند به جای برقراری ارتباطات حضوری و حتی تلفنی ، به ارسال پیام کوتاه و روابط مجازی بسنده کنند. در این شرایط فیلم her (او) مخاطب را به تفکر درباره این مهم وا می‌دارد که آیا روزی می‌رسد که ارتباطات عاطفی با ماشین‌ها جای ارتباط‌های انسانی را بگیرند و اگر چنین اتفاقی بیفتد دنیا به چه سمت و سویی می‌رود و آیا ماشین‌ها می‌توانند تمام نیازهای عاطفی انسان مدرن را برآورده کنند؟!
همچنین در کمدی سیاه «خرچنگ» (2015) ساخته «یورگوس لانتیموس» ، تعهد به ازدواج و روابط عاشقانه به عنوان یک تعهد اجتماعی ناخوشایند به تصویر کشیده می‌شود و فیلمساز به روشنی عشق و عشق ورزیدن را مورد نقد اجتماعی قرار می‌دهد! خرچنگ روایتگر اتوپیا (آرمان‌شهری) است که درآن سعادت افراد، تنها در پیدا کردن شریک زندگی تعریف می‌شود و افرادی که به هر دلیلی تنها و مجرد هستند مثلا همسرشان فوت کرده یا شریک زندگی‌شان ترک‌شان کرده است باید به هتلی خارج از شهر بروند و ظرف مدت 45 روز شریک زندگی خود را پیدا کنند، اگر نه به معنای واقعی کلمه به یک حیوان تبدیل می‌شوند و در جنگلی به حال خود رها می‌شوند! «خرچنگ» هرچند در دسته فیلم های عاشقانه طبقه بندی میشود اما ماهیت ضد عشق دارد و نه تنها عشق و ازدواجی که بر پایه اجبار و زور شکل بگیرد را نهی می‌کند بلکه به چالش عشق واقعی می‌پردازد و آن را نیز از گزند و آسیب دور نمی‌داند. «خرچنگ» تصویری از عشق مدرن را ترسیم می کند که در نهایت تیره و تار است و فرجامی خوش ندارد. چنانچه می‌بینیم حتی وقتی «دیوید» به خواسته خود و نه به اجبار عاشق زنی با ویژگی مشترک با خودش (نزدیک بینی) می‌شود باز هم عاقبت خوشی از این عشق نصیبش نمی‌شود.
در فیلم علمی- تخیلی«مارجوری پرایم» (2017) که آن هم بر پایه رابطه با هوش مصنوعی تمرکز دارد ، هرچند مضمون فیلم بر قدرت عشق برای غلبه بر تنهایی پافشاری می‌کند و حتی به ما نوید می‌دهد که داستان‌های عاشقانه مدرن نیز ممکن است تفاوت چندانی با داستان‌های گذشته نداشته باشند. با این حال به نقد عشق و مفهوم آن می‌پردازد. در صحنه آغازین «مارجوری پرایم» ، ما ابتدا با مارجوری ، 85 ساله ای روبرو می شویم که با از دست دادن حافظه دست و پنجه نرم می‌کند ، در حالی که به والتر پرایم ، نسخه هولوگرام رایانه ای شوهرش گوش میدهد و با او حرف می‌زند .والتر پرایم طوری برای همسرش صحبت می‌کند که گویی واقعاً آنجاست. این فیلم علمی- تخیلی هر چند داستان دلخراشی از عشق پس از مرگ را ارائه می دهد، مخاطب را با بزرگترین آرزویی که ممکن است پس از فقدان و از دست دادن عزیزی در دل داشته باشد روبه رو می‌کند: آرزوی وجود نسخه دومی از عشق یا عزیزی که از دست داده است.
با این حال باید به مخاطب «مارجوری پرایم» حق بدهیم که دچار ترس از این نوع جانشینی‌ها نیز بشود. این ایده که در آینده یک موجود زنده و واقعی را می توان با چیزی عوض کرد که دقیقاً همان چیز نیست، نه تنها ذهن مخاطب را بلکه اخلاقیات را به چالش می‌کشد. در «مارجوری پرایم» ، عشق‌های قدیمی هرچند قابل لمس نیستند اما همچون ابزاری برای نیازهای عاطفی حل نشده عمل می‌کنند، خواه یک فرزند آرزوی دیدار مجدد مادر مرحومش را داشته باشد ، یا یک نوه به امید اینکه بتواند با مادربزرگی که هیچ وقت ندیده ارتباط برقرار کند. و در عین حال ، نکته قابل تامل این است که چگونه جایگزینی می تواند به معنای شروع جدید و همچنین فرصتی برای پاک كردن خاطرات قدیمی و ایجاد خاطرات جدید باشد.
همچنین باید اذعان داشت که فیلم‌های علمی- تخیلی قرن 20 و 21 تنهایی انسان را در دنیایی نشان می‌دهند که در آن صمیمیت چیزی است که می توانید همچون یک سیستم عامل یا هوش مصنوعی از مغازه بخرید. در بسیاری از این فیلم‌ها ، از آثار کلاسیک مانند متروپلیس (1927) گرفته تا فیلم های مدرن‌تر مانند فراماشین (2015) ، سازندگان و مصرف‌کنندگان هوش مصنوعی مرد هستند‌، در حالی که هوش مصنوعی خود زن است. زیربنای مردسالارانه این موضوع به وضوح در فیلم سینمایی علمی-تخیلی همچون همسران استپفورد (1975) مورد کاوش قرار می‌گیرد ، جایی که ما را وارد دنیایی می‌کند که ربات‌های زن سازگار و مطیع توسط خالقین مردشان به عنوان مظهر زن کامل ساخته می‌شوند. ربات‌های زنانه‌ای که در این فیلم‌ها با آنها روبرو می‌شویم علاوه بر زیبایی فوق العاده و حمایت گری‌شان ، همیشه در دسترس مردان قرار دارند. این ربات ها همچنین از شوخ طبعی‌های جذاب فیلم‌های دهه 80 برخورداند که به عنوان یک ستون اصلی در شوخ طبعی و شوخی نویسی تبدیل شده‌اند. در حالی که در سریال هایی مانند Westworld (2016) ، زنان و مردان به اندازه همدیگر از ربات های زن و مرد استفاده می‌کنند و در نخستین قسمت از فصل دوم سریال آینه سیاهBlack Mirror (2011) ، زنی را می بینم که برای خود هوش مصنوعی شوهر مرحومش را ایجاد می‌کند. «آینه سیاه» همانند «مارجوری پرایم» ، چندین دیدگاه جذاب درباره چگونگی استفاده از فناوری برای کمک به مردم در کنار آمدن با غم و اندوه را ارائه می‌دهد و این سوال را مطرح می‌کند که آیا این روش‌های جدید تجربه عشق و انسانیت را از ما می‌گیرند؟ در آینه سیاه، هوش مصنوعی ساخته شده توسط«مارتا» در ابتدا فقط صدای شوهر مرحومش است، اما وقتی شرکت به مارتا فرصت می‌دهد نسخه فیزیکی شوهر خود را بسازد ، فیلم به میزان قابل توجهی مخاطب را درگیر می‌کند. به همین ترتیب ، در یکی دیگر از اپیزودهای آینه سیاه می بینیم که چگونه بیماران مسن و مریض در معرض بیماری شدید می‌توانند خود در جای دیگر و بهتر شبیه‌سازی کنند و از زندگی فعلی خود فرار کنند.
دسترسی به چنین فناوری‌هایی از برخی جهات چشم انداز خوش بینانه‌ای از آینده است و نوید بخش اتفاقات خوبی در آینده است. ما می‌بینیم که چگونه فناوری جدید به زنی که پس از یک تصادف رانندگی در اوایل بیست سالگی به کما رفته است ، امکان تجربه یک زندگی «عادی» را می‌دهد. و با این حال، این مسئله مخاطب را با چالش‌های اخلاقی نیز مواجه می‌کند که به سادگی نمی‌توان از آنها گذشت.

آخرین مقالات منتشر شده

ادبیات، تصویر آرمانی علم

هوش مصنوعی، پدیده‌ای نوظهور و بسیار گسترده است با انواع و شاخه‌هایی گوناگون. از جمله‌ی این انواع می‌توان به این موارد اشاره کرد: یادگیری ماشینی که دانش تواناسازی ماشین‌هاست برای

ادامه مقاله »

سرمقاله؛ ارزی از خیال

در مباحث نظری ادبیات علمی-تخیلی نقاط تمایزی هستند که واقعیت را از خیال جدا می‌کنند؛ پدیده‌هایی که دنیای داستان‌های علمی-تخیلی را از دنیای پیرامون ما جدا می‌سازند و جهان تازه

ادامه مقاله »

آرمان‌شهر زنان

درباره‌ی نویسنده: ماری کوتانی (1958)، منتقد آثار علمی‌تخیلی و نویسنده‌ی مقاله‌ی «اونجلیون و مادر مقدس» در مجله‌ی «خانه‌ی نشر» است. یکی از مهم‌ترین کتاب‌های او تکنو-جنسیس است که در سال

ادامه مقاله »

تازه ها

برترین‌های علمی‌تخیلی جهان نامزدهای نهایی جایزه‌ی هوگو در سال ۲۰۲۱ در حالی اعلام شده است که این جایزه هفتاد و نهمین دوره‌ی خود را به صورت مجازی برگزار خواهد کرد.

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist