ماتریکس: استعاره ای از سفر روانکاوانه

این مقاله به مشابهت های میان ماتریکس و روانکاوی می پردازد و تمرکز اصلی ما روی روان پویشی1 یا درمان بینش محور2 است که بر بنیادهای روانکاوی پایه گذاری شده است و به روشنی با ماتریکس ارتباط دارد. سفر نیو – قهرمان فیلم – به موازات سفر طی شده توسط فردی که می پذیرد روان درمانی روانکاوی محور بررسی خواهد شد.

 

  • «ماتریکس» به عنوان سفر درمانی: نیوی درمانجو

نیو یا توماس اندرسون یک مهندس نرم افزار است که برای یک شرکت بزرگ بین المللی کار می کند. او خوش تیپ، خوش طینت، باهوش و موفق است و به نوعی تجسم رویای امریکای در عصر دیجیتال به شمار می رود. اما نیو خوشحال نیست. او از شغل خود – که مجبورش می کند در اتاقک های مجزا کار کند و رییسش بابت تاخیرهای گاه و بیگاه توبیخش می کند – ناراضی است. او در یک آپارتمان محقر زندگی می کند و دوست یا دوست دختری ندارد و اندک دوستانش کسانی هستند که با آنها نرم افزارهای غیرمجاز را مبادله می کند. او شبها را به وب گردی و جرم های هکری می گذارند که به همین دلیل از سوی دولت تحت نظر است. همانطور که نیو می آموزد لاابالی گری او ناشی از این است که احساس می کند که در زندگیش و دنیا چیزی می لنگد.
بیمارانی که برای روانکاوی مراجعه می کنند دقیقا همین احساس را دارند. انها ادم های باهوش، تحصیل کرده و موفقی هستند که حس می کنند زندگیشان یک جایی می لنگد. یک ضرب المثل روانشناسی می گوید که یک جوان جذاب، خوش صحبت، باهوش و موفق – همانند نیو- نمایشگر یک مورد خوب برای روانکاوی است. ناخشنودی او از زندگی باعث می شود که پیشنهاد ترینتی را برای ملاقات با مورفیوس بپذیرد. یک هکر افسانه ای که مدعی است می داند که مشکل دنیا چیست.
در چارچوب روانکاوی می توان اینطور گفت که مشکل نیو ناشی از تعارض میان باورها و درک احساسی او است. از آنجا که جهان آن چیزی نیست که به نظر می رسد، خود ( ایگو)ِ او از کارکرد اجرایی خودش – یعنی ارائه حس کامیابی در نیازهای غریزی او ( چه جنسی و چه پرخاشگری) و نیز نیازهای جهان بیرون و فراخود ( سوپرایگو)- ناتوان است.

  • مورفیوس به عنوان روانکاو/ روان‌درمانگر

فلسفه بودایی می گوید که زمانی که شاگرد آماده باشد، استاد ظاهر می شود. این ضرب المثل در دنیای روان درمانی کاملا کاربردی است زیرا بیمار برای کار سازنده با درمانگر باید که برای درمان آمادگی داشته باشد. در ابتدای داستان می بینیم که ترینیتی کامپیوتر نیو را هک میکند و می گوید «بیدار شو». این نشان دهنده آن است که مورفیوس – که نماینده روانکاو/درمانگر است- به این نتیجه رسیده است که نیو برای سفر درمانی آمادگی دارد. زمانی که ما برای اولین بار مورفیوس را می بینیم او ایستاده است و عینک تیره ای دارد که تصویر نیو را منعکس می کند. این به معنای آن است که مورفیوس به عنوان آینه ای خودِ واقعی نیو را به او بازتاب می دهد. مورفیوس می گوید که «من فقط حقیقت را ارائه می کنم و دیگر هیچ.» و اینکه « هیچکس نمی تواند به تو بگوید که ماتریکس چیست. باید با چشمان خودت ببینی». در اینجا مورفیوس کارکرد روانکاو را معرفی می کند. او نیو را راهنمایی می کند و نیو خودش باید بفهمد که واقعا چه کسی هست.

  • همکاری

شروع درمان نیازمند پایه گذاری همکاری درمانی است. نیو باید اعتماد کند که مورفیوس به راه درستی هدایت می کند همانگونه که بیماری که وارد جلسه درمان می شود باید درمانگر اعتماد کند. اما اینکار برای نیو سخت است چون طبیعت او به دیگران بی اعتماد است. در پایان اولین «جلسه» مورفیوس به نیو پیشنهاد می دهد که بین دو قرص آبی و قرمز انتخاب کند. قرص آبی خاطرات ملاقاتش با مورفیوس را پاک می کند و از سوی دیگر قرص قرمز به نیو امکان می دهد که ماتریکس را بشناسد.( همان برنامه کامپیوتری حاوی دنیای خیالی که انسان ها حدود دوقرن است که در آن زندگی می کنند.)
در دنیای روان درمانی ماتریکس می تواند به معنای چیدمان باورها، ارزش ها و انگاره های اجتماعی ما در نظر گرفته شود که می توانند برای جامعه مفید یا مضر باشند و نیز هنجارهای اجتماعی که به ما آموخته اند و برای توسعه فردی مان هماهنگ نیستند. روان درمانی شاید به فرد کمک کند که این ناسازگاری میان فردیت و هنجارهای اجتماعی را مدیریت کند. همچنین ماتریکس می تواند به عنوان آمیزه خیالپردازی های خود ما درباره خویشتن و جهان باشد که باید از آنها رها شویم. از این جهت به دیدگاه فروید درباره روانکاوی به عنوان ابزاری برای رهایی از توهم و خیالات شباهت می یابد. مورفیوس در شکل دهی همکاری موفق می شود و نیو سفر روانکاوانه اش را آغاز می کند. این سفر به شکل ادغام شدن در آینه تصویر می شود که دوباره به بازتاب خود واقعی نیو اشاره می کند که به زودی کشف می شود.

  • روفِکنی3 و پاد-روفِکنی4

نظریه روانکاوی روفکنی را به عنوان یکی از ملزومات درمان موفق می شناسد زیرا ساختارهای دفاعی روان ناشی از تعارض های اولیه است و این تعارض ها در زندگی بزرگسالی خودشان را نشان می دهند. از سوی دیگر بیماری که شروع به روفکنی می کند این تعارض ها را در چیدمان درمانگری بازآفرینی می کند و درمانگر را به آنچه که مرکزیتِ تعارض را داشته است – والد، عاشق، دوست و…- تبدیل می کند. درمانگر باید روفکنی را روشن سازی کند، با آن روبه رو شود و تفسیرش کند تا به بیمار کمک کند که سیستم دفاعی خودش را – اگر ناسالم است- بازسازی کند. یکی از عمومی ترین شکل های روفکنی که درباره مورفیوس روی می دهد دیدن او به عنوان پدرنماد است. حتی تنک می گوید « تو برای ما فراتر از یک رهبری. تو پدرمان هستی» و دیگران به شکل کامل به مورفیوس ایمان دارند. در روانکاوی می توان این را به عنوان «روفکنی ایده ال گرایانه» نامید. روفکنی ایده ال گرایانه ممکن است باعث نومیدی بشود. خصوصا زمانی که بیمار متوجه می شود که درمانگر همه چیزتمام نیست و ممکن است برخلاف جهت درمان عمل کند. از سوی دیگر اگر این نومیدی از سوی درمانگر شناخته شده مورد بررسی قرار گیرد می تواند به استفاده از شیوه های جدید درمانی از سوی بیمار بیانجامد. نیو و دیگران وقتی که با محدودیت های مورفیوس روبه رو می شوند و در این فرایند به توانایی های خودشان برای به اتمام رساندن ماموریت تکیه می کنند.
درگیری سایفر با همکارانش نمایشگر بیماری است که ارزش درمان و توانایی درمانگر را زیرسوال می برد. او به تلخی و با شیطنت به دیگران یادآوری می کنند که غذای بیمزه ای را می خورند و پس از خروج از ماتریکس زندگی دشواری دارند. روند درمان ممکن است کند باشد و بیماران وقتی که به سرعت دلخواهشان نتیجه نمی گیرند ممکن است ناخشنود شوند. حالت ایده ال زدایی که پس از روفکنی منفی روی می دهد براساس شیوه ای که توسط بیمار و درمانگر کنترل می شود، می تواند نتایج مثبت یا منفی داشته باشد. اگر به درستی مدیریت شود می تواند به نتایج درمانی برسد. در غیر این صورت ممکن است بیمار کل روند درمان را رها کند. خود مورفیوس هم دچار پادروفکنی است و به توانایی های نیو ایمان کامل دارد. مانند درمانگری که از یک بیمار خوشش می آید یا اینکه او را مانند کودکی که هرگز نداشته است تصویر می کند.

  • مقاومت

مقاومت یکی از گره های معمول در روند درمان است و نمایشگر آن است که بیمار درگیر مقابله با تغییر و حفظ ساختار دفاعی موجودی است که برای سرکوب و نفی انگیزه های ابتدایی استفاده می کند . نیو در طول فیلم مدام مقاومت می کند. وقتی که می فهمد که جهانی که در آن زندگی می کند توهم است یا وقتی که می فهمد که مورفیوس او را «ناجی» می داند همچنان مشکوک باقی می ماند. بیماران ممکن است از اینکه عناصر کهنه و ناکارآمد – اما آشنا و راحت – تعامل خود با دنیا را کنار بگذارند هراسان شوند. سایفر نمونه بیماری است که دربرابر درمان مقاومت می کند و حتی حاضر می شود با مامور اسمیت همکاری کند تا دوباره به توهم برگردد.

  • مشاوره

طی جلسات درمان زمان هایی هست که درمان با وقفه روبه رو می شود. در این زمان ها ممکن است درمانگر با همکار با تجربه تری مشورت کند تا علت وقفه را روشن سازد و راهکاری برای این وقفه پیدا کند. ملاقات با اوراکل را می توان به عنوان چنین موردی فهمید.
بعد از آنکه نیو تا حدی پیشرفت می کند، مورفیوس او را پیش اوراکل می برد تا پس از آن آموزش ادامه یابد. دلیل این ملاقات روشن نیست زیرا مورفیوس کاملا مطمئن است که نیو همان ناجی است. شاید این نمایشگر پاد-روفکنی یا امیدواری درمانگر برای دستیابی به موفقیت کامل باشد. در نظر داشته باشید که مورفیوس قلا شکست خورده است. در فیلمنامه اصلی او پنج کاندیدای دیگر را قبل از نیو آموزش داده است که آنها در نبرد با ماموران کشته شده اند. از این منظر این ملاقات با اوراکل شاید نمایشگر این است که مورفیوس نیاز دارد مطمئن شود که کار درست را درباره نیو انجام می دهد. اوراکل پاسخ دقیقی به سوال نیو و مورفیوس نمی دهد و درباره اندیشه نیو که خودش را شخص مورد نظر و ناجی نمی داند نه موافقت می کند و نه مخالفت. در روانکاوی گاه مشاور به این نتیجه می رسد که اگر به بیمار اجازه بدهد که خودش به جمع بندی برسد بهتر است تا اینکه خودش پاسخ ها را در اختیارش بگذارد.

  • حل و فصل

روان درمانگری معمولا در طول حل کردن درگیری های روانی بیمار، شامل شکست ها و موفقیت های فراوانی است. حل کردن درگیری های روانی بیمار را با عبارت «حل و فصل» معرفی می کنند.5 وقتی که بیمار وارد مرحله روانکاوی می شود می شود گفت که ذهنش دگرگون می شود یا اینکه گسترش می یابد. زمانیکه نیو واقعیت ماتریکس را می فهمد از مورفیوس می پرسد که «دیگه نمی تونم برگردم، می تونم؟» و مورفیوس می گوید که نمی تواند و بلافاصله سوال مهمتری را می پرسد: اگر می تونستی، واقعا اینکار را می کردی؟» نیو مانند بیماری که وارد روانکاوی شده است نمی تواند دقیقا به شرایطی که قبل از درمان داشته است برگردد و باید درگیریهای روانی اش را حل و فصل کند. مورفیوس نیو را در نمونه کوچکی از ماتریکس آموزش می دهد و بیشتر آموزشهایش رزمی است. این تصاویر می تواند استعاره ای از رویارویی با مشکلات باشد و همچنین می تواند به معنای درهم شکستن سیستم دفاعی روانی قدیمی و ساختن سیستم دفاعی جدید شناخته شود. طی روند درمان سیستم دفاع روانی بیمار در اغلب موارد روند درمان را مختل می کند. نیو همیشه به سیستم دفاعی مردمحور و خودشیفته اش پناه می برد. وقتی که برای نجات مورفیوس می رود تنها چیزی که می خواهد «اسلحه، هرچندتا که میشه» است. اما نهایتا باید این شیوه کهنه دفاع را دربرابر ماموران کنار بگذارد و بدون هیچ سلاحی و فقط با ذهن خودش برنده شود. قبلا نیو از مورفیوس پرسیده است که «داری به من می گی که می تونم از تیر جاخالی بدم؟» و مورفیوس جواب می دهد« وقتی که آماده باشی نیازی به اینکار نیست.» این دقیقا همان مرحله روانکاوی است که با عبور از درگیریهای روانی دیگر نیازی به رویارویی با آنها نداریم. نیو سعی دارد که از گلوله های ماموران جاخالی بدهد اما می فهمد که گلوله ها تا وقتی واقعی هستند که او آنها را واقعی بداند.

  • کامل کردن تحلیل

روانکاوی باید که نهایتا به پایان طبیعی خود برسد و نیو هم مانند یک درمانجو باید درمان خودش را کامل کند که در اینجا به شکل رویاوریی موفق با ماموران خودش را نشان می دهد که می شود گفت نمایشگر درگیری های روانی نیو هستند. او پس از اینکه کشته می شود با ابراز عشق ترینیتی دوباره زنده می شود. این رستاخیز نمایشگر ایده فروید درباره قدرت عشق است. او معتقد بود که عشق برای سلامتی و پختگی روان امری حیاتی است. با پذیرش عشق ترینیتی، نیو اکنون کاملا برای رویارویی با ماموران مسلح است. هنگام رویارویی با ماموران او آنها را به شکل انسان نمی بیند بلکه به شکل کدهای کامپیوتری می بیند. او اکنون طبعیت واقعی ترسهایش را درک کرده است و فیلم با همان چیزی تمام می شود که درباره روانکاوی گفته می شود: کامل کردن روند درمان فقط شروع ماجراست. نیو می گوید: من نیومدم بهت بگم که این ماجرا چطور تمام می شود. اومدم بهت بگم چطور شروع می شه!


1. Psychodynamics
2. روان پویشی و روانشناسی بینش محور بر این اندیشه استوار است که افکار و هیجان‌ها علل مهم رفتار هستند. رویکرد روان‌پویشی به رفتار به درجات مختلف بر این فرض استوارند که رفتار قابل‌مشاهده (پاسخ‌های آشکار) تابعی از فرایندهای روانی داخلی (رویدادهای پنهان) است. رویدادهای درونی و منابع تحریک محیطی که از سوی نظریه‌پردازان روان‌پویشی مطرح شده با هم متفاوتند، اما همه آنها در این باره توافق دارند که شخصیت را ترکیبی از وقایع داخلی و خارجی شکل می‌دهد که از نظر آنها وقایع درونی در این زمینه نقش عمده‌تری دارند. روانکاوی فروید یکی از روش های معروف روان پویشی بینش محور است.
3. Transference- یا انتقال، فرایندی که طی آن بیمار شخص دیگری (معمولا روانکاو) را آماج احساسات و تجربیات قبلی اش از دیگران (معمولا والدین) قرار می دهد. این موضوع تا زمانی که با زندگی روزمره شخص تعارض ندارد به عنوان بیماری شناخته نمی شود. روفکنی گستردگی زیادی دارد.مثلا هنگامی که شخصی شما را به یاد یک نفر دیگر می اندازد ممکن است شما دچار روفکنی شوید و با او همانند نفر قبلی رفتار کنید.
4. Countertransference- یا ضد انتقال، حالتی است که روانکاو احساسات و تجربیات قبلی خود را در بیمار بازتاب می دهد. این حرکت می تواند در روند درمان خلل ایجاد کند. تشخیص واکنش های مرتبط با درمان و واکنش های مرتبط با پادروفکنی از نکات مهم در روانکاوی است.
5. working through

آخرین مقالات منتشر شده

دیزاین فیکشن و آینده

خودتان را در راه‌روی یک سوپرمارکت در سال 2050 تصور کنید. به نظر می‌آید این کوفته‌های جادویی که رنگ روشنی دارد، برای بچه‌ها ارزش امتحان کردن داشته باشد. به‌تر است

ادامه مقاله »

داستان حیرانی آرتور

حسین شهرابی فراهانی متولدِ ۱۳۶۰ است. او شیفته‌ی ستاره‌شناسی است و احتمالاً به همین دلیل به دنیای ادبیات علمی‌تخیلی وارد شده است. او کتاب‌های بسیاری از جمله سه‌گانه‌ی بنیاد و

ادامه مقاله »

تازه ها

از خون‌آشام انتقامجو تا تابوت مرگ، چهار محصول جدید نتفلیکس در تولیدات جدید نتفلیکس ساختار انیمیشن، فیلم علمی تخیلی و ژانر وحشت نیز دیده می‌شود. در ادامه با چهار محصول

ادامه مقاله »

ادبیات، تصویر آرمانی علم

هوش مصنوعی، پدیده‌ای نوظهور و بسیار گسترده است با انواع و شاخه‌هایی گوناگون. از جمله‌ی این انواع می‌توان به این موارد اشاره کرد: یادگیری ماشینی که دانش تواناسازی ماشین‌هاست برای

ادامه مقاله »

داستان؛ بالهایی برای ایکاروس

درباره‌ی نویسنده: فندرسون ژلی کلارک، تخلص تاریخ‌نگار و نویسنده‌ی علمی تخیلی آمریکایی، دکستر گابریل است. وی داستان‌های تخیلی و غیرتخیلی خود را با نام‌های متفاوت منتشر می‌کند تا خوانندگان هر

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist