گاه نامه ویکی تماس شماره 14 – ویکی علمی تخیلی

منتشر شده در 12 آبان 1399
گاه نامه ویکی تماس شماره 14 -علمی تخیلی شماره 2

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 14 – ویکی علمی تخیلی

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

پیشگویی ادبیات

مسعود ملک‌یاری

…چندی پیش در مقاله‌ای منتشر شده در سایت سازمان ملل می‌خواندم که دانشمندان نسبت به بروز هزاران بیماری کشنده و پاندمی‌های سهمگین هشدار داده‌‌اند. استدلال این محققان بر اسن اساس است که میلیون‌ها ویروس پنهان در محیط زیست بکر کره‌ی زمین پنهان است که دست‌درازی‌های بشر به آن نقاط ممنوعه باعث شده تا این ویروس‌ها از دل طبیعت بیرون آمده و بشر را درگیر کنند. از نمونه‌های این رخداد می‌توان به بروز بیماری‌هایی چون ایدز، ابولا، سارس و کووید-۱۹ اشاره کرد. یا در مقاله‌ای دیگر می‌خواندم که «غول‌های خفته‌ی چرخه‌ی کربن» در یخچال قطب شمال به سبب گرمایش کره‌ی زمین بیدار شده و در حال صعود به سطح اقیانوس است. این خبر از آن جهت نگران‌کننده است که بنابر گفته‌ی دانشمندان، مقادیر زیادی از گازهای گلخانه‌ای قوی که تا عمق ۳۵۰ متری دریای لاپتف در نزدیکی روسیه شناسایی شده، این نگرانی را در بین محققان ایجاد کرده که ممکن است حلقه‌ی بازخورد آب ‌و‌ هوایی جدیدی فعال شده باشد که می‌تواند سرعت گرمایش زمین را تسریع کند…

تازه ها

تحریریه مجله

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ چهارم رمان «گرسنه» اثر کنوت هامسون ترجمه غلامعلی سیار و همچنین چاپ پنجم «کارخانه مطلق‌سازی» اثر کارل چاپک با ترجمه‌ی حسن قائمیان و مقدمه‌ی صادق هدایت به تازگی به همت انتشارات علمی و فرهنگی منتشر و راهی بازار نشر شده‌اند. کارخانه‌ی مطلق‌سازی در زمره‌ی آثار کلاسیک علمی-تخیلی است که روایتگر اختراع دستگاهی‌ است که ماده تجزیه می‌کند و آن را به نیرویی فناناپذیر در هستی تبدیل می‌کند. در اثر تجزیه‌‌ی ماده، «مطلق» آزاد می‌شود؛ نیرویی فوق بشری، ابدی و زوال‌ناپذیر که در دنیای اقتصادی، اخلاقی و انسانی پیامدهایی اعم از ناخوشی‌های درونی، شورش و عصیان به بار می‌آورد و به بزرگ‌ترین جنگ‌ها منجر می‌گردد…

داستان آن ببر دیگر

هومن بابک

…وب ادامه داد: «واقعاً عجیبه. یک پدیده چقدر باید ویژگی‌های عجیب و غریب داشته باشه تا به یک چیز ناممکن تبدیل بشه؟. ما به برخی از اتفاقات غیر محتمل اشاره کردیم ولی اونها کاملاً هم تخیلی نیستند. ما اینجا در یکی از کوره‌راه‌های انگلستان هستیم و داریم در راهی که کاملاً اون رو می‌شناسیم، قدم می‌زنیم. با این حال در برخی از سیاره‌ها این…-به چه اسمی صداشون کنم؟- …ها!… این همزاد‌های ما، همه‌جای اون زمین‌ها می‌چرخند و هرچیزی رو تجربه می‌کنند و هر چیزی رو که تصور کنند، کاملاً می‌تونه پدید بیاد. برای همین بود که اول صحبتم گفتم اگر کیهان بی‌کران باشه پس همه‌ی احتمالات باید پدید بیان.»آرنولد نتوانست خودش را کنترل کند و کمی بلند خندید با اینکه نمی‌خواست آنقدر بلند و واضح بخندد و سریع خودش را جمع‌و‌جور کرد و گفت: «پس این ممکنه که با یک ببر یا چیز ناخوشایندی مثل اون روبه‌رو بشیم.»وب که از موضوع مورد بحثشان سر ذوق آمده بود پاسخ داد: «البته. اگر این ممکن باشه و برای کسی یا جایی در کائنات اتفاق می‌افته، خب چرا برای ما اتفاق نیفته؟»آرنولد رو ترش کرد و گفت: «مزخرفه.» و بعد با تأکید گفت: «بیا منطقی صحبت کنیم. اگر در این جای دورافتاده ببری نبینیم، من تئوری تو رو رد می‌کنم و موضوع بحث رو عوض می‌کنم.»وب با همان اشتیاق پاسخ داد: «مثل این احمق‌ها نباش که می‌خوان هر چیزی رو رد کنن. در حقیقت هیچ راهی نیست که تو ….»…

سینمای ایزاک آسیموف

شهروز بیدآبادی مقدم

…ایزاک آسیموف داستان شبانگاه را اوایل دهه‌ی ۴۰ میلادی نوشت و منتشر کرد. این داستان ماجرای سیاره‌ای در یک کهکشان چند‌ستاره‌ای را تعریف می‌کند که مردم آن هر ۲۰۴۹ سال فقط یک بار، تاریکی شب را تجربه می‌کنند‌. این اثر از معدود کارهای آسیموف است که دو بار به فیلم تبدیل شده. ساخت این فیلم‌ها‌ ماجرای بامزه‌ای دارد.ماجرا از این قرار است که یک بار پل مایرزبرگ احتمالاً با هزار امید و آرزو شرط می‌گذارد که تنها در صورتی فیلمنامه را از روی داستان اقتباس می‌کند که خودش هم کارگردانی کند. سرمایه‌گذاران موافقت می‌کنند و او از روی رمان شبانگاه در پنج هفته فیلمنامه‌‌ای می‌نویسد و خودش هم کار را در هشت هفته کارگردانی می‌کند. با این خیال که الان فیلم حسابی می‌ترکاند و کلی طرفدار پیدا می‌کند اما فیلم شکست بدی می‌خورد. حتی تا به امروز هم این فیلم در سایت مطرح IMDB از 10 فقط 2.7 است. مایرزبرگ جوری فیلمنامه را نوشت و کارگردانی کرد که انگار عجله داشت و پول لازم بود! اشتباه مرگ‌آور مایرزبرگ هم این بود که در هنگام ساخت فیلم از ایزاک آسیموف مشورت نگرفت. بعد از اکران هم ایزاک آسیموف کلاً فیلم را رد کرد.از آنجایی که آدم به امید زنده است، استودیوهای فیلمسازی از این ایده‌ی معرکه‌ی داستان ایزاک آسیموف ناامید نشدند. دقیقاً ۱۲ سال بعد از ساخت فیلم اول، گوینت گیبی که از فیلم ناراضی بوده و احتمالاً پتانسیل بیشتری در داستان می‌دیده، وسط میدان آمد و گفت: «این چه مزخرفی بود ساختید؟ من بهترش را می‌سازم»…

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 14 – ویکی علمی تخیلی
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

بازگشت دوک سفید استخوانی (قسمت دوم)

نگار عجایبی

آنجا مردهایی بودند شبیه فرشته‌هایی که به زمین آمده باشند و زن‌هایی شبیه الهه‌های به‌پاخاسته. آنجا مردمان زیبایی زندگی می‌کردند. هر چیزی که دوک تا به ان لحظه می‌خواست، حاضر بود. انسان بودند. و نزدیکش می‌شدند. پوست تا لاک و گوشت در برابر زره. می‌توانستند سردی دوک را حس کنند و دوک گرمای آن‌ها را.آنها به نجوا می‌گفتند: «نزد ما بمان. بگذار عاشقت باشیم.» و با چنگال و دندان‌های تیز لمسش کردند.دوک گفت: «باور نمی‌کنم عشقتان سرانجام خوبی برایم رقم بزند.»زنی با موهای بور و چشمان کدر و عجیب آبی‌رنگی، او را به یاد کسی می‌انداخت که خیلی وقت بود فراموشش کرده بود. به یاد عشقی که سال‌ها پیش از زندگی‌اش رفته بود. او اسم آن زن را در یادش پیدا کرد و می‌توانست بلند به زبانش بیاورد و صبر کند و ببیند آن زن می‌شناسدش یا نه. ولی اسب جنگی با شلاقی بر او نواخت و آن چشمان آبی تا ابد بسته شد.اسب جنگی به سرعت چون پلنگی حرکت کرد و همه‌ی محافظان را به زمین انداخت، پیچ و تابی خورد و بعد به سرجایش برگشت.دوک روبه‌روی قصر ملکه ایستاد. از اسب جنگی‌اش پایین لغزید و پا به روی زمین تر و تازه گذاشت.و گفت: «و در این لحظه من تنها به درون قصر می‌روم. همین جا منتظرم بمان که شاید روزی برگردم.»…

پیشگو های هنر هفتم

پریناز قاسمی

همه‌ی فیلم‌های علمی-تخیلی که درباره‌ی آینده ساخته شده‌اند، چشم‌انداز درستی نسبت به سال‌های بعد نداشته‌اند و پیش‌بینی‌های بعضی از این فیلم‌ها به شکل خنده‌داری غلط از آب درآمده‌ است.مثلاً در فیلم مرد دونده (۱۹۸۷)، پیش‌بینی شده بود تا سال ۲۰۱۹ ما دوباره مبارزه‌های گلادیاتوری در تلویزیون تماشا می‌کنیم. در این فیلم، مجرمان در نبردهای مرگبار تن‌به‌تن شرکت می‌کنند و در صورتی که زنده از مبارزه بیرون بیایند، می‌توانند آزادی خود را پس بگیرند.فیلم جزیره هم سال ۲۰۱۹ را سالی می‌دانست که انسان‌ها مثل دامداری‌ها در دسته‌های مشخص پرورش داده می‌شوند تا بتوان از اندام‌های آن‌ها استفاده کرد. در حالی که این فیلم همین ۱۴ سال پیش اکران شده بود.از طرفی درستی پیش‌بینی‌های بعضی از فیلم‌های کلاسیک علمی-تخیلی، دهه‌ها بعد ثابت شده است. فیلم‌هایی مثل بلید رانر، نابودگر و ۲۰۰۱: ادیسه‌ی فضایی همگی نمونه‌هایی هستند که بابت پیش‌بینی‌های دقیق‌شان از تکنولوژی امروز، ارزش دوباره دیدن را دارند.با وجود اینکه در یکی دو دهه‌ی گذشته، فیلم‌های زیادی درباره‌ی آینده ساخته شده اما ما تنها سراغ فیلم‌هایی رفته‌ایم که ۲۱ سال پیش یا قبل‌تر اکران شده‌اند. در ادامه چند نمونه از پیش‌بینی‌های این فیلم‌ها را بررسی می‌کنیم که درستی آنها با گذشت زمان ثابت شده است…

داستان یک روز خاص

مریم سلیمی فر

لیوان را از دستش گرفتم. دختر روی صندلی نشست. خودم را عقب کشیدم. امتحان داشتم و ترجیح می‌دادم فصل آخر را مرور کنم تا اینکه با دختری که اصلاً نمی‌شناختم صحبت کنم. او گازی به بیسکویت زد و به من پوزخندی زد.– نه، البته که تولدت نیست. حتی یه آدم خیلی فعال مثل تو هم روز تولدش یه استراحتی می‌کنه. آدما حواسشون به این چیزا هست. روزای تولد، سالگرد، یادبود. اما هر سال یه روزی هست که همه پاک نادیده‌ می‌گیرن.– چه روزی؟– روز مرگشون.مکث کردم. لیوان قهوه به لبم تکیه داده بود. پایین آوردمش.– چی؟!خرگوش اسکی کار همچنان که به صندلی تکیه می‌داد ادامه داد:– فکر کن، هر سال ۳۶۵ روز داریم و توی یکی از اونا تو قراره بمیری. هر بار از اون روز می‌گذری با وجود اینکه سالگردهای باقیمانده‌ به جای زیاد شدن، کمتر و کمتر میشن.دست‌هایش را خیلی ناگهانی و محکم به هم زد. از جایم بپرم. شانه بالا انداخت…

توصیه هایی برای نویسندگان علمی تخیلی در دوران کویید۱۹

نسیم عرب امیری

…واقعیت این است که ما اکنون در دوره‌ای هستیم که نوشتن هر محتوایی درباره کویید بیشترین مخاطب را خواهد داشت اما نمی‌دانیم این روند تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. با این حال من به عنوان نویسنده علمی-تخیلی احساس خوبی دارم و پیش بینی اینکه مخاطب تا یک‌سال آینده چه سلیقه‌ای خواهد داشت برای من مثل پرتاب کردن دارت با چشمان بسته‌ است، در حالی که تخته دارت در اتاق دیگری قرار دارد!خوشبختانه برای من و نویسندگانی مثل شما راه دیگری وجود دارد. اگر هنوز چیزی در مورد همه‌گیری هست که موقع نوشتن به شما الهام می‌شود، شما را قلقلک می‌دهد، به حرکت در می‌آورد یا حتی می‌ترساند، می‌توانید درباره آن بنویسید اما به جای اینکه کویید ستاره داستان شما باشد مطمئن شوید که یک قهرمان مرد یا قهرمان زن را ستاره داستان خود قرار داده‌اید. همینطور بعضی نویسندگان فکر می‌کنند این جهان داستان آن‌هاست که باید ستاره باشد برای مثال فیلم علمی-تخیلی «شیوع» از همان ابتدا با استفاده از عنوان فیلم به تبلیغ جهان خود یعنی جهان همه‌گیری می‌پردازد اما اگر نویسنده همین فیلم ویروس را به عنوان ستاره داستان خود قرار نمی‌داد می‌توانست به همین اندازه تاثیرگزار باشد؟! پاسخ سوال این است شاید با بهره‌مندی از کمی تفکر خلاق!…

تخیلی یا علمی؟ پدیده های علمی تخیلی ای که واقعی شدند

حسن محمدهاشم

ما اکنون در سال ۲۰۲۰ زندگی می‌کنیم. سال‌ها پیش از این، زمانی بود که اگر کسی می‌خواست در مورد آینده و رخدادهای غریبش بنویسد، تاریخ ۱۹۸۴ را انتخاب می کرد. یا عده‌ای سال ۲۰۰۰ را سالی رؤیایی و عجیب می‌دانستند، اما حالا مدت‌ها از آن زمان گذشته و ما در آینده‌ی آن گذشته‌ها زندگی می‌کنیم. اگر کمی به دور و بر خودمان نگاه کنیم پیشرفت‌هایی را در عرصه‌ی علم می‌بینیم که شاید سال‌ها پیش تصورش را هم نمی‌کردیم. درست است که هنوز به مریخ نرفته‌ایم و تا تشکیل فدراسیون زمین و تسخیر کهکشان‌ها فاصله‌ی زیادی داریم، اما به نظر می‌رسد بعضی وقت‌ها باید خط باریک میان علم و تخیل را در موضوعات علمی – تخیلی برداریم.

هیولای فرانکشتاین، آغاز داستان های علمی تخیلی

سحر سرخوش

…داستان هیولای فرانکشتاین، یا پرومته‌ی جدید اثر برجسته‌ی خانم مری شلی، اولین داستانی است که در ژانر علمی-تخیلی نوشته شده است. در واقع خانم شلی در هجده سالگی سبکی نو در ادبیات و به دنبال آن در سینما و حتی نقاشی ایجاد کرد. سبکی که دنیا را متحول نمود. او برای اولین بار قدم از دنیای رئالیسم و واقعگرایی فراتر نهاد و موجودی عجیب الخلقه را وارد دنیای اوهام و تصورات ذهنی مردم کرد.نوشتن داستان فرانکشتاین به خودی خود داستانی در خور توجه دارد. شبی مری همراه با همسرش پرسی در یک میهمانی به همراه لرد بایرون، نویسنده و شاعر مشهور رمانتیسم، حضور پیدا می‌کند. در این میهمانی لرد بایرون به همه پیشنهاد می‌دهد که دست به قلم شوند و ترسناک‌ترین داستان ممکن را بنویسند. همین پیشنهاد ساده که گویی چیزی بیش از یک بازی نبود، اساس خلق ژانر علمی-تخیلی را بنا نهاد.هیولای فرانکشتاین در اصل نماد انسان تنهای عصر جدید است. منتقدان در این باورند، شلی در این کتاب قصد دارد نشان دهد توسعه‌ی بیش از اندازه‌ی علم می‌تواند آن را از حوزه‌ی کنترل انسان خارج کند و همین مسأله عواقبی سخت در پی خواهد داشت…

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist