گاه نامه ویکی تماس شماره 26 – ویکی علمی تخیلی

منتشر شده در 12 آذر 1399
گاه نامه ویکی تماس شماره 26 -علمی تخیلی شماره 4

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 26 – ویکی علمی تخیلی

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

آخرین اختراع بشر، پیش از انقراض

مسعود ملکیاری

…کشورهای بزرگ صنعتی نظیر آمریکا، آلمان، انگلستان، چین و ژاپن حضور پررنگی چند سالی است که با سرمایه‌گذاری فراوان در این حوزه، شتاب بسیاری در پیشرفت‌هایشان حاصل کرده‌اند. چین مدعی است که تا سال ۲۰۳۰ رهبری جهانی در زمینه‌ی هوش مصنوعی را به دست خواهد گرفت. ادعایی که از سوی دیگر کشورهای صنعتی جدی گرفته شده و تلاش می کنند بازنده این رقابت نباشند.برخی کشورهای خاورمیانه نیز تلاش می‌کنند از این رقابت دور نمانند و جای پایی در این عرصه بیابند. از جمله قطر که مرکز هوش مصنوعی آن در فوریه ۲۰۱۹ تأسیس شد. شش محور اصلی به عنوان اهداف اصلی تأسیس این مرکز عنوان شده است: استعداد یابی، ایجاد مرکز داده‌ها، اشتغال زایی، ثروت آفرینی، آینده پژوهی ازطریق روش های هوش مصنوعی و مدیریت فکری براساس هوش مصنوعی…

تازه ها

تحریریه مجله

…بر اساس طرح‌های اولیه، شهر مریخی آینده دبی حاوی فضاهای آموزشی، موزه و آمفی تئاتر نیز خواهد بود. هنوز برنامه زمانی برای شروع ساخت و ساز این پروژه تعیین نشده و کمپانی سازنده هنوز در حال تحقیق در این مورد است.به گزارش تاسیسات نیوز، دبی شهری است که در آن آتش نشانان از لباس‌های و ابزارهای مخصوص فضانوردان استفاده می‌کنند، مجمع الجزایر مصنوعی ساخته می‌شوند و ساختمان ها سر به آسمان ساییده اند، یک ابر شهر در دل بیابانی وسیع ساخته می‌شود به طوری که اولین بازدیدکنندگان از آن خود را در فضای یک فیلم علمی-تخیلی خواهند دید. دبی قصد دارد عجیب ترین و آن‌جهانی‌ترین پروژه‌ی معماری خود تاکنون را محقق سازد. در سال ۲۰۱۷، امارات متحده عربی اعلام کرد که این کشور قصد دارد در ۱۰۰ سال آینده سکونتگاه هایی انسانی در مریخ ساخته و انسان ها را در آن جای دهد.با این وجود، معماران خیلی زود به طراحی یک شهر مریخی در بیابانی در بیرون از شهر دبی پرداختند. این شهر مریخی که نام کامل آن شهر علمی مریخ (Mars Science City) است، بر اساس طرح‌های اولیه بیش از ۱۷۶,۰۰۰ متر مربع مساحت داشته که به اندازه بیش از ۳۰ زمین فوتبال بوده و هزینه‌ی ساخت آن ۱۳۵ میلیون دلار برآورد شده بود. گروه معماری Bjarke Ingels Group مأموریت یافت که نمونه‌ای اولیه از شهری را که شبیه‌ساز زندگی پایدار در مریخ باشد طراحی نموده و در ادامه آن را به شیوه‌ای که بتوان در بیابان‌های امارات پیاده کرد با شرایط محیطی این بیابان ها سازگار سازد. برای انجام این مأموریت، طراحان پروژه در ابتدا باید با چالش‌های بزرگی در زمینه سکونت پذیر کردن محیط خشن و سرسخت مریخ روبه‌رو می‌شدند…

داستان؛ پوزش

مریم سلیمی فر

– خیلی متأسفم. به محض اینکه این کلمات از دهان جِین بیرون آمد، یک خط آبی‌رنگ دیگر با درد کوتاه و شدیدی از روی بازویش پاک شد. فقط ده خط پوزش دیگر برایش باقی مانده بود. اکثر آدم‌های همسن و سال او خطوط آبی بسیار زیادی داشتند که تا شانه‌شان را نشانه‌گذاری کرده بود.همزمان با رفع درد بازوی جین، اثرات درد روی چهره‌ی مرد جوان هم از بین رفت. جین به خودش یادآوری کرد که اندرو زندگی بسیار سخت‌تری از او داشته است. همسرش پس از پنج سال زندگی مشترک در تصادفی وحشتناک مرده بود و نوزادی را برای اندرو به جا گذاشته بود، در حالیکه اندرو ترجیح می‌داد که در تصادف همراه با زنش مرده بود. پوزش جین البته که این رنج را از میان نمی‌برد اما می‌توانست روند التیام را شروع کند.اندرو گفت: «خیلی ممنونم دکتر ملیور. خیلی لطف کردید.»یک خط آبی جدید روی بازویش ظاهر شد. دیگر جایی برای خط بیشتر روی بازویش نمانده بود. حتماً در مراسم خاکسپاری زنش ده‌ها پوزش و اظهار تأسف از دیگران گرفته بود، اما بعید بود قبلاً از یک آدم حرفه-ای هم پوزش گرفته باشد.جین جواب داد: «خواهش می‌کنم.»و همزمان بلند شد تا پایان جلسه‌ی درمانی اندرو را نشان دهد. اندرو با جین دست داد و اتاق را ترک کرد…

انیمه و هالیوود – بخش دوم

امیر قاسمی

سؤال: دقیقاً چه چیزی بین انیمه و‌هالیوود رد و بدل می‌شود؟ خیلی چیزها اما مهمترینشان ایده خام است که بیشتر در قالب تکنولوژی، داستان و به خصوص شخصیت‌سازی و خلق دنیای فانتزی بیان می‌شود. بخش اول این مقاله با معرفی چند فیلم و انیمه‌ی مهم در ژانر علمی-تخیلی آغاز شد و کارهایی مثل ماتریکس، شبح درون پوسته، بلید، شکارچی هیولا، پاپریکا، تلقین معرفی و به طور اجمالی مورد بررسی قرار گرفتند، اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. کاراکترهای انیمه و مانگا گستردگی و تنوع و اصالتی استثنایی در فرم، شخصیت سازی، روایت و قهرمان‌پروری دارند. انیمه از آثار متفاوت سینما تأثیر گرفته و متعاقباً روی دیگر آثار تأثیر می‌گذارد، با تلفیق ژانرهای مختلف، ساب-ژانرهای جدیدی مثل نئو سایبر-پانک خلق می‌کند و همیشه در بیان موضوعات نوین پیشتاز است. این ویژگی‌ها تا کنون فرصت‌های جدیدی را برای ‌هالیوود و حتی سینمای کانادا و اروپا به وجود آورده، و همچنین در رشد علمی-تخیلی و مساعدت این ژانر در ورود به عصر پست-مدرن بسیار مؤثر بوده. البته در چنین شرایطی حجم زیادی از کاراکترهای کلاسیک و کلیشه‌ای غرب مثل دراکولا، فرانکنشتاین، زامبی، ون هلسینگ، هیولاهای ماروِل، دی.سی و اساساً ابر قهرمانان و ضد ابر قهرمانان زیادی به گنجینه‌ی انیمه افزوده می‌شود اما فراموش نشود که برخی از بهترین اثار‌هالیوود مثل شیر شاه (۱۹۹۴) از انیمه‌های قدیمی‌تری مثل کیمبا: شیر سفید تأثیر گرفته است…

گاه نامه ویکی تماس شماره 26 - ویکی علمی تخیلی 1 - 56391
گاه نامه ویکی تماس شماره 26 - ویکی علمی تخیلی 2 - 56391

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 26 – ویکی علمی تخیلی
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

داستان؛ خدمتکار، مادر، حلزون و من

نگار عجایبی

خدمتکارمان دیگر آن آدم سابق نیست. اسپری گازپاک‌کن را به دستم می‌دهد و می‌رود. آشپزخانه تمیز نیست. تخت‌ها مرتب نشده‌اند. یک چیزی دارد خدمتکار را آزار می‌دهد. دست‌های سفیدش به نظر درازتر از همیشه می‌آیند.هنوز ساعت هشت نشده و او حتی تی را هم انداخته و صدای خیلی بلندی تولید کرده و من را تا دم مرگ ترسانده. حالا در دستشویی قایم شده و یک قوطی کامل ساردین خورده. می‌شنوم که در قوطی را بازتر می‌کند تا دستش به آخرین تکه‌ی ساردین هم برسد و لرزش خفیفی هم در خانه ایجاد می‌کند.به خاطر او یخچال هم دیگر صدا نمی‌دهد. سبزیجات پلاسیده‌اند. شیر شبیه یک روح سرگردان شده.ظهر که بشود از من خواهد پرسید (همان‌طور که هر روز می‌پرسد) که آیا دوستش دارم؟ چرا خدمتکار این سؤال را از من می‌پرسد؟ واضح نیست؟و بعد از نیم ساعت هم از من خواهد پرسید که چه ماهی هستم؟ بدر یا هلال؟ چطور بدانم چه ماهی؟ حس ظرافتش را از دست داده. تکنیک‌هایش را هم. اگر تابه‌حال نقشه یا برنامه‌ای داشت مدت‌ها بود دیگر از بین رفته بود. او یادش رفته است قرص‌های مادرمادر را که در اتاق نشیمن در حال مرگ است، بیاورد. یک اسفنج صورتی را روی گاز رها کرده.زمستان چرکی بوده امسال. خدمتکار جدیداً بوی خاکستر می‌دهد. بخواهم صادقانه بگویم بویی شبیه یک خانه‌ که کامل آتش گرفته و با خاک یکسان شده است…

ادیسون و نگارش یک رمان علمی-تخیلی!

نسیم عرب امیری

…ماجرای نگارش این کتاب از جایی آغاز شد که «جورج پارسونز لاتروپ» شاعر، نویسنده، ویراستار و نمایشنامه‌نویس مشهور آن دوران، در اواخر سال ۱۸۸۸ با پیشنهاد همکاری در زمینه نگارش کتابی با محوریت خاطرات مخترع، بر اساس زندگی‌نامه توماس ادیسون به او مراجعه کرد. پیش از آن نیز لاتروپ شانس خود را با نوشتن درباره ادیسون در مجلات امتحان کرده بود که از میان آنها می‌توان به مقاله‌ای با عنوان «گفتگو با ادیسون» اشاره کرد. این مقاله در زمان انتشار در مجله «هارپر» ادعا داشت برای اولین بار مخاطب را به درک روشنی از چگونگی اختراع توسط یک مخترع رسانده است.در آن زمان توماس ادیسون صرفا مخترعی در سطح ایالات متحده نبود بلکه آوازه شهرتش در جهان پیچیده بود و در سطح دنیا مورد توجه قرار گرفته بود، به ویژه به خاطر اختراع لامپ رشته‌ای که یک دهه قبل توسط او به دنیا معرفی شده بود. با این‌حال لاتروپ در طی نگارش مقاله خود برای مجله هارپر به چشم خود دید که آقای ادیسون حتی هنگامی که کسی درباره‌ی او و توانمندی‌هاش در جمع صحبت می‌کند، معترض می‌شود و به خاطر مناعت‌طبع و بزرگ‌منشی از اینگونه صحبت‌ها خوشش نمی‌آید. همین شناختی که لاتروپ از خلقیات ادیسون داشت سبب شد که وقتی این مرد بزرگ پیشنهاد او را مبنی بر نگارش کتابی بر مبنای زندگی‌نامه شخصی‌اش رد کرد، زیاد متعجب و ناراحت نشود…

از دل تاریکی؛ مروری بر ده سریال برتر ژانر علمی-تخیلی

حسن محمدهاشم

…با گذشت سال ها، سرویس نتفلیکس در زمینه‌ی ساخت محصولات تلویزیونی پیشگام شده و به انتشار سریال‌های زبان اصلی در زبان‌ها و کشور‌های مختلف دست زد. سریال‌هایی مانند نارکوس(۲۰۱۵) که داستان آن در کلمبیا و مکزیک رخ می‌دهد و سریال اسپانیایی Money Heist( ۲۰۱۷) به سریال‌هایی بسیار محبوب در سطح جهانی تبدیل شده و موفقیت گسترده‌ای برای این سرویس به همراه داشتند.سریال‌های کمتر شناخته شده‌ای مانند The Rain (۲۰۱۷) در دانمارک و Kingdom (۲۰۱۹) در کره جنوبی نیز از محبوبیت قابل توجهی، هر چند کمتر از دو سریال قبلی، به دست آورده‌اند. اما بهترین گزینه در میان سریال‌های علمی-تخیلی ساخت نتفلیکس در یک دهه‌ی گذشته سریال علمی-تخیلی و تریلر Dark است که در سال ۲۰۱۷ در آلمان تولید شد.درک کامل داستان و روایت سریال Dark بدون تماشای چندین دفعه‌ی آن و حتی ویدیو‌ها و نوشته‌های توضیحی تقریباً غیرممکن است. داستان سریال در یک شهر داستانی در آلمان رخ داده و به زندگی‌های در هم پیچیده چهار خانواده در نسل‌های مختلف می‌پردازد در شرایطی که نسب خانوادگی همه آن‌ها در نتیجه سفر در زمان به هم می‌ریزد…

شاهکارهای ‌علمی-تخیلی – بخش دوم

حمزه طاهری

…آسیموف از همان کودکی تکلیفش را با نوشتن مشخص کرده بود و از ۱۱ سالگی در ژانر علمی-تخیلی داستان می‌نوشت. در ۱۸ سالگی یعنی سال ۱۹۳۸ و تقریبا همزمان با شروع دوران طلایی علمی-تخیلی که خودش این نام را به آن داده، اولین داستان‌هایش را به مجله شگفت‌انگیز فروخت. آسیموف چند سال تحصیل در مدرسه را به‌صورت جهشی گذراند و در ۱۵ سالگی دیپلمش را گرفت. در ۲۸ سالگی دکترای بیوشیمی گرفت و عضو هیئت علمی دانشگاه بوستون شد. اما تدریس را فقط ده سال ادامه داد و از ۱۹۵۸ به‌صورت تمام‌وقت به نویسندگی پرداخت. درواقع در این زمان به چنان موفقیتی رسیده بود که نویسندگی‌ برایش درآمد بیشتری از تدریس در دانشگاه داشت!در دانشنامه‌ی بریتانیکا قید شده که واژه‌ی «رباتیک» را اولین‌بار آیزاک آسیموف به کار برده و شرح داده است. قوانین مشهور سه‌گانه‌ی رباتیک را هم آسیموف طرح کرده است. آسیموف پنج بار موفق به دریافت جایزه هوگو (به انتخاب مخاطبان) شد و سه بارجایزه نبولا (از معتبرترین جوایز سالانه ادبیات علمی-تخیلی و به انتخاب انجمن نویسندگان علمی‌تخیلی آمریکا) را از آن خود کرد. انجمن نویسندگان علمی‌تخیلی آمریکا همچنین جایزه استادبزرگ را در سال ۱۹۸۷ به پاس یک عمر فعالیت در این حوزه به او اعطا کرد. علاوه بر این جایزه‌های ادبی، به‌خاطر علاقه‌ی او به فضا و کیهان‌شناسی، یک سیارک به افتخار آیزاک آسیموف با نام آسیموف ۵۰۲۰ ثبت شده است…

داستان؛ خانه خراب

مریم سلیمی فر

پائولا تا مرز افتادن به عقب خم شد و صورتش را به سوی آسمان گرفت. همزمان که سرش ر ا به چپ و راست می‌چرخاند، کلاه پالتو پشمی‌اش بین شانه‌هایش سر می‌خورد. دهانش را باز کرده و زبانش را بیرون آورده بود تا دانه‌‌های برف را تعقیب کند. پدرش ساکت کنارش ایستاده بود. دست‌هایش در جیب‌هایش بود و لبخندی محو و مصنوعی گوشه‌ی لب‌هایش نشسته بود.با گرفتن بلور برفی دیگر، پائولا با خوشحالی کودکانه‌ای خندید و چشم‌هایش از ذوق برق زد. به سمت پدرش چرخید تا خوشحالی‌اش را به او نشان دهد. «یکی دیگه گرفتم!» پدر به نشانه‌ی تشویق سرش را تکان داد.در نهایت از بازی خسته شد و کلاه پالتویش را دوباره سرش کرد و نفس بلندی کشید. چشمش به مهی افتاد که روبه‌رویش ایستاده بود، بعد چرخید و در باد پراکنده شد. گونه‌ها و بینی‌اش از هوای سرد اطراف قرمز شده بودند و همین به صورتش حالت شیرین و معصومانه‌ای می‌بخشید.

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist