گاه نامه ویکی تماس شماره 45 – ویکی علمی تخیلی

منتشر شده در 12 دی 1399
گاه نامه ویکی تماس شماره 45 - علمی تخیلی شماره 6

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 45 – ویکی علمی تخیلی

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

زیستن در آینده

مسعود ملکیاری

امروز، زادروز یکی از ارکان مهم ادبیات علمی_تخیلی، واضع واژه‌ی رباتیک در زبان انگلیسی و نویسنده‌ای است که در کنار صدها عنوان مقاله و داستان، آثار سترگی چون سه‌گانه‌ی بنیاد را از خود به جا گذاشت. آیزاک آسیموف، نویسنده‌ی روس‌تبار امریکایی را می‌توان در کنار آرتور سی.کلارک و هاین‌لاین از اصلی‌ترین نویسندگان ادبیات ژانری دانست. او که در دوم ژانویه‌ی ۱۹۲۰ م. در شوروی سابق به دنیا آمد، با انتشار داستانی در ۱۸ سالگی وارد عرصه‌ی شگفتانه‌ها شد و تا روز مرگش در سال ۱۹۹۲ صدها مقاله و کتاب و یادداشت نوشت.این آثار جوایز بسیاری را هم برای او به ارمغان آورد از جمله پنج جایزه‌ی هوگو که با انتخاب خوانندگان و سه جایزه‌ی نبولا که از طرف نویسندگان علمی-تخیلی اعطا می‌شود. تریلوژی یا داستان‌های سه‌گانه‌ی او، «بنیاد» (۱۹۵۱)، «بنیاد امپراتوری» (۱۹۵۲)، و «بنیاد دوم» (۱۹۵۳) که داستان یک امپراتوری کهکشانی در آینده را روایت می‌کنند، جایزه‌ی هوگوی سال ۱۹۶۶ را به عنوان بهترین مجموعه داستان علمی-تخیلی برای او به ارمغان آورد. او همچنین جایزه‌ی استاد بزرگ را که انجمن نویسندگان علمی‌تخیلی آمریکا به پاس یک عمر فعالیت موفقیت‌آمیز در زمینه‌ی داستان‌نویسی علمی-تخیلی اعطا می‌کند، در سال ۱۹۸۷ به دست آورد…

هیچ چیز مطلق نیست؛ گفتگو با آیزاک آسیموف

ارل. جی. اینگرسول | پریناز قاسمی

آیزاک آسیموف زمانی پای این گفت‌وگو نشست که بیشتر از ۲۰۰ عنوان کتاب در سه دهه‌ی گذشته به چاپ رسانده بود. تعداد آثار داستانی و مقالات ادبی و علمی او در کنار تاثیری که آسیموف در صنعت ادبیات و سینمای علمی-تخیلی داشته، به جایی می‌رسد که جامعه ادبی و هنری لقب «نویسنده‌ی پربار» را به او اختصاص داده‌اند. تسلط آسیموف بر علوم انسانی مانند تاریخ و سیاست و فلسفه به اندازه‌ی چیرگی او بر علوم طبیعی مثل فیزیک و شیمی در آثارش نمود پیدا می‌کند. مصاحبه‌ای که در ادامه می‌خوانید، در شماره‌ی چهارده فصلنامه‌ی «مطالعات علمی-تخیلی» منتشر شده و خلاصه‌ای از میزگرد مفصلی است که در ۲۰ اکتبر ۱۹۷۶ طی بازدید آسیموف از دانشگاه نیویورک انجام گرفت. در این میزگرد دو نویسنده‌ی دیگر، گرگوری فیتزجرالد و جک وولف حضور دارند. در این مطلب بخش‌هایی از این گفت‌وگو ترجمه شده که در آن آسیموف از قوانین ربات، سیستم روان تاریخ، و پیش‌بینی او درباره‌ی آینده بشریت در کره زمین با همقطارانش مباحثه می‌کند…

داستان «تبعید به دوزخ»

آیزاک آسیموف | هومن بابک

…آخرین بار چه کسی آن را دیده بود؟ زمان زیادی نگذشته. به ذهن پارکینسون خطور کرد که الان باید در چه وضعیتی باشد. کامل است؟ سوسو می‌زند؟ یا در وضعیت هلالی است؟ یا شاید هم فقط اندازه‌ی سر سوزنی روشنی، در آسمان است؟ولی با همه‌‌ی اینها باید منظره‌ی دیدنی باشد. اتفاقات زیادی افتاده بود. قرن‌ها پیش. قبل از آنکه سفر فضایی، عمومی و ارزان باشد. قبل از آنکه همه‌چیز پیرامون آنها پیشرفته و پیچیده باشد. حالا اما آن روشنی دوست داشتنی آسمان به جزیره‌ی جدید و مخوفِ اهریمنی تبدیل شده که در فضا آویزان است. خیلی وقت بود که دیگر کسی حتی اسمش را هم نمی‌برد آن قدر که مردم از این اسم انزجار داشتند. همه «اون» خطابش می‌کردند یا حتی بدتر، گاهی فقط با اشاره سر و چشم بالا را نشان می‌داد.پارکینسون گفت: «شاید اجازه بدی به شکل کلی پرونده رو علیه تبعید برنامه‌ریزی کنم.»داولینگ گفت: «چرا؟ به نظرت تبعید نمی‌تونه نتیجه بده؟»پارکینسون جواب داد: «در این مورد نه داولینگ. ولی ممکنه تو پرونده‌های آینده تاثیرگذار باشه. با این حال به نظرم باید مجازات‌های آینده با حکم اعدام جایگزین بشه.»…

نسبیت اشتباه؛ هیچ چیز مطلقاً درست یا غلط نیست

آیزاک آسیموف | مسعود ملکیاری

…روزی نامه‌ای دریافت کردم. دست نوشته‌ای خرچنگ قورباغه بود خواندنش کار حضرت فیل. با این وجود سعی کردم هرطور شده از محتوایش سر در بیاورم چون به نظر مهم می‌رسید. نگارنده در اولین جمله نوشته بود که ادبیات انگلیسی خوانده اما احساس کرده که باید به من درس علم بدهد. (اولش آهی کشیدم چون به ندرت پیش آمده بود که معلم ادبیاتی بخواهد به من علوم بیاموزد اما من که بر ناآگاهی بسیار خود اذعان دارم و آماده‌ام تا آنجا که می‌توانم از هر کسی یاد بگیرم، به خواندن نامه ادامه دادم.)به نظر می‌آمد که در یکی از مقاله‌های بیشمارم، از زندگی در قرنی که توانسته بودیم در نهایت به حقایق هستی پی ببریم، ابراز خوشحالی کرده بودم. در آن جستار به جزئیات نپرداخته بودم، اما منظورم آن بود که ما اکنون قوانین اساسی حاکم بر جهان، همراه با روابط متقابل گرانشی اجزای ناخالص آن را می‌دانیم؛ درست همانطور که در تئوری نسبیت بین سال‌های ۱۹۰۵ و ۱۹۱۶ نشان داده شده است. همچنین گفته بودم که ما قوانین اساسی حاکم بر ذرات زیراتمی و روابط متقابل آنها را می‌دانیم، زیرا این نظریه‌ها با نظریه‌ی کوانتومی که بین سال‌های ۱۹۰۰ و ۱۹۳۰ تدوین شده، بسیار همخوانی دارند. علاوه بر این، ما دریافته‌ایم که کهکشان‌ها و خوشه‌های کهکشان‌ها واحدهای اساسی جهان فیزیکی هستند که خب این نظریه نیز بین سال‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ مطرح و کشف شده است. اینها همه اکتشافات قرن بیستم هستند؛ پس حرف من چندان بی‌راه نبود…

گاه نامه ویکی تماس شماره 45 - ویکی علمی تخیلی 1 - 57219
گاه نامه ویکی تماس شماره 45 - ویکی علمی تخیلی 2 - 57219

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 45 – ویکی علمی تخیلی
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

نویسنده پیشگو؛ پیش بینی های آسیموف برای سال ۲۰۱۹

دیوید آلیون | فاطمه عبدیزاده

در ماه نوامبر مقاله‌ای در مورد پیش‌بینی بیل گیتس از آینده‌ی فناوری در سال ۱۹۹۹ منتشر کردم. اکنون که در حال ورود به سال ۲۰۱۹ هستیم پیش‌بینی آیزاک آسیموف در سال ۱۹۸۳ از چگونگی جهان در سال ۲۰۱۹ را با شما به اشتراک می‌گذارم. او این مقاله را برای روزنامه‌ی تورنتو استار و در پاسخ به این سؤال که«جهان در سال ۲۰۱۹ چگونه خواهد بود؟» نوشت. از نظر زمانی موقعیت کاملاً به جایی بود چون با ۳۵ سالگی چاپ کتاب «۱۹۸۴» جورج ارول همزمان شده‌بود. در اینجا با مشاهده‌ی بخشی از مقاله‌ی آسیموف می‌توانید ببینید که بخش اعظمی از پیش‌بینی‌های او در مورد کامپیوتری شدن دنیا درست بوده‌است اگرچه برخی از پیش‌بینی‌هایش در مورد آموزش و بهره‌وری از فضا بیش از حد خوشبینانه بود.بدون شک کامپیوتری شدن به پیشروی خود ادامه خواهد داد.کامپیوترها به بخش لاینفک کشورهای صنعتی و جهان صنعتی تبدیل شده‌اند و کم‌کم به خانه‌های ما راه پیدا خواهند کرد…

داستان «سبک قدیمی»

آیزاک آسیموف | شیرازه اسکندری

…هاروی فونارلی از روی تخت‌خواب تاشوی خودش به آرامی ناله می‌کرد. بن با کوفتگی عضلانی چرخید و خودش را عقب کشید. آسیب سختی دیده بودند. اطمینان داشت که قطعا خودش به اندازه‌ی هاروی صدمه ندیده است چون هاروی مرد تنومندتری بود و به محل برخورد ضربه هم نزدیک‌تر.بن نگاهی غم‌بار به هاروی انداخت و گفت:«هاروْ، چطوری؟»هاروی دوباره ناله کرد و گفت:«حس می‌کنم بند‌بند تنم جدا شده. این چه کوفتی بود دیگه؟ به چی زدیم؟»بن کمی لنگ‌لنگان راه رفت و گفت:«سعی کن بلند نشی.»هاروی گفت:« اگه یه کمکی بدی، از پسش بر می‌آم. وای! نکنه دنده‌ام شکسته، عجب، درست این‌ جا. بگو ماجرا چیه؟»بن به منظره جلوی عرشه اشاره کرد. پنجره‌ی اصلی عرشه‌ بزرگ نبود، اما بهترین پنجره‌‌ای بود که یک سفینه‌ی معدن‌یاب دونفره می‌توانست داشته باشد. هاروی به آهستگی سمت پنجره رفت و با تکیه بر شانه‌ی بن به بیرون نگاه کرد.البته که ستارگان همیشه هستند و در فضا وجود دارند، ولی معمولا به چشمان یک فضانورد با تجربه نمی‌آیند. نزدیک سفینه، توده‌ای از سنگ‌های خردشده در اندازه‌های مختلف دیده می‌شد که حرکتشان نسبت به اجرام اطراف بسیار کندتر بود. این توده‌ی سنگی شناور درست مثل دسته‌ای از زنبورهای خیلی تنبل حرکت می‌کرد.هاروی گفت:«قبلا همچین چیزی ندیدم. این‌ها چه کار می‌کنن اینجا؟»بن جواب داد:«حدس می‌زنم که این سنگ‌ها از یه خرده‌سیاره‌ی متلاشی شده باقی موندن. یه چیزی، هم اون‌ها رو داغون کرده و هم ما رو. حالا سنگ‌ها هنوز دارن دور اون می‌چرخن.»…

دگرگونگی به سبک قدیم؛ نگاهی به جهان علمی-تخیلی آیزاک آسیموف

مهران عشریه

…خلاصه‌ی چندخطی روایت «سبک قدیم»، نشان‌دهنده‌ی مخیل‌بودن داستان آسیموف است. جایی که ترس از مرگ، شخصیت اصلی را مجبور به اعمال رفتار و تفکراتی می‌کند تا به هر ترتیبی شده، خود را از گم‌شدگی و ناشناختگی برهاند؛ این معنا می‌توانست در هر ژانر یا سبکی هنری بیان شود، اما آنچه اهمیت دارد تلفیق تخیل و علم است. جایی که عنصر خیال با نظریه‌های علمی در هم ‌می‌آمیزد: تعلیق اسیرشدن انسان و فضاپیما در حفره‌ای تاریک و رخدادهای پیرامون آن (عنصر خیال) و درآمیختن با نظریه‌ی سیاه‌چاله در علم نجوم (نظریه‌ای علمی). به قول باب شاو در کتاب داستان‌نویسی علمی‌تخیلی: «در داستان علمی‌تخیلی، عنصری به نام دیگرگونگی حرف می‌زند. نویسنده با تفکر و گمانه‌زنی، به واقعیت‌هایی می‌پردازد که به طرز معناداری با واقعیت‌هایی که می‌شناسد، متفاوت است. این گمانه‌زنی باید به‌گونه‌ای باشد که مخاطب را مشتاق دنبال‌کردن روایت کند.» این دیگرگونگی، دقیقاً در داستان آسیموف هم اتفاق می‌افتد. خواننده، از همان ابتدا، با واقعیتی در فضا مواجه می‌شود که هرگز از جنس حوادث اتفاق‌افتاده در کره‌ی زمین (محل زندگی‌اش) نیست. ویژگی علمی‌تخیلی‌ای که از همان ابتدای روایت، خواننده را مشتاق دنبال‌کردن آنچه بر سر شخصیت اصلی آمده می‌کند؛ همان پاراگراف اول می‌گوید چیز شگفتی رخ داده یا در حال رخ‌دادن است که خواننده باید بکوشد و آن را درک کند:«بِن استِس می‌دانست که مرگش فرارسیده… زندگیِ یک جوینده‌ی معادن فضایی که در مدار وسیع و هنوز کاملاً نقشه‌برداری‌نشده‌ی خرده سیارات به سرگردانی می‌گذشت، چندان دلپذیر نبود، اما احتمال کوتاه‌بودنش زیاد بود.»…

سینما و آسیموف

حمزه طاهری

من ربات هستم (۲۰۰۴)این فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشته‌ی آیزاک آسیموف ساخته شده است. داستان فیلم در سال ۲۰۳۵ میلادی می‌گذرد و در مورد پلیسی است که فوبیای تکنولوژی دارد و در مورد پرونده‌ی جرمی تحقیق می‌کند که ممکن است یک ربات مرتکب شده باشد. پخش و توزیع سریال بنیاد به عهده‌ی شبکه اپل تی وی است. سریال بنیاد جدیدترین اثری است که از روی کتاب‌های آیزاک آسیموف اقتباس شده است. این سریال که در حال حاضر برای ده قسمت تأیید شده، امسال نمایش داده می‌شود و خیل عاشقان این ژانر و آسیموف منتظرند تا هرچه سریعتر اولین قسمت سریال پخش شود..

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist