تاوان حقیقی وابستگی مالی

استلا گیبسون1 یک حسابدار حرفه‌ای است که تجربه‌ی بیش از 38 سال کار با افراد و شرکت‌های کوچک و بزرگی مانند شرکت‌های فورچون 500 را در کارنامه‌ی خود دارد. او همچنین، یک مربی معتبر در حوزه‌ی تجارت و امور مالی است که به مشتریان خود کمک می‌کند تا با عبور از باورهای محدودکننده‌ی گذشته‌ی خود و پیاده‌سازی استراتژی‌های قدرتمند مالی، از وابستگی مالی رها شده و کنترل امور مالی خود را به‌دست بگیرند.

 


 

از دست دادن کنترل امور مالی، به‌صورت ارادی یا غیرارادی، می‌تواند شما را ناتوان و در برخی موارد، در دام چرخه‌ی سوءاستفاده گرفتار کند. در این سخنرانی، استلا گیبسون، داستان خود را درباره‌ی چگونگی رها شدنش از وابستگی مالی، با شما به‌اشتراک می‌گذارد و ضمن آن، توصیه‌هایی عملی برای بازگرداندن اختیار و قدرت به افرادی می‌کند که از وابستگی مالی به انحای مختلف رنج می‌برند. او معتقد است برای رسیدن به آزادی واقعی، به‌جای اینکه اختیار تمام پول‌مان را به دیگری واگذار کنیم، باید مدیریت امور مالی‌مان را خود به دست بگیریم.

 

من در خانواده‌ای بزرگ شدم که مدیریت تمام امور مالی با پدرم بود. اما بنا به دلایلی، از هشت، نُه سالگی‌ام، او کم‌کم یک چیزهایی در مورد امور مالی به من نشان داد. سر میز آشپزخانه می‌نشستیم و او تمام دفترچه‌های بانکی را به من نشان می‌داد. آن روزها که هنوز خبری از اینترنت نبود، حساب‌های‌مان را در دفترچه‌های کوچک [بانکی] نگه می‌داشتیم. او نشانم می‌داد که چگونه در این حساب‌ها پس‌انداز می‌کرد و چطور با آن‌ها قبض‌ها را می‌پرداخت و هر بار که چیزی در مورد پول نشانم می‌داد، در آخر می‌گفت «و به مادرت چیزی نگو».
تا همین امروز هم واقعاً نفهمیده‌ام که چرا این حرف را می‌زد. اما می‌دانم که برای یک دختربچه‌ی هشت ساله سر میز آشپزخانه، این یعنی «حتی یک کلمه هم نگو».
سا‌ل‌ها بعد، وقتی سر اولین کارم رفتم، پدرم گفت «چِک حقوقی‌ات را برایم می‌آوری و من آن ‌را برایت در بانک می‌گذارم». اما به‌خاطر آنچه سال‌ها قبل خودش به من آموخته بود، گفتم «دفترچه حساب بانکی‌ خودم را دوست دارم.» و او در کمال تعجب آن‌ را به من داد. من درست از همان موقع، در شانزده سالگی، مدیریت پول خودم را به دست گرفتم.
وارد دانشگاه شدم و پس از آن، در کار جدیدی، در سِمَت یک حسابدار رسمی، مشغول شدم و حالا با وجود وام‌های دانشجویی، گرفتن یک آپارتمان و یک شغل جدید، در چرخه‌ای از بدهی‌های انباشته شده، تسویه‌ی آن‌ها و انباشت بدهی‌های بیشتر افتادم. سال‌ها بعد ازدواج کردم و سپس، به‌طور غیرمنتظره‌ای جدا شدم و با خانه و قبض‌هایی که توانایی پرداخت‌شان را نداشتم، رها شدم. احتمالاً تعجب می‌کنید که «چطور ممکن است این اتفاق برای کسی بیفتد که تحصیلات و مهارتش در زمینه‌ی مدیریت پول‌های مردم است؟» من دوباره به چیزی بازگشته بودم که طی سال‌ها آموخته بودم: اینکه مدیریت همه‌ی پول‌ها با یک نفر است. من قدرت مالی‌ام را واگذار کرده و از نظر مالی وابسته شده بودم.
وابستگی مالی زمانی رخ می‌دهد که افراد به یک شخص، کار یا یک موقعیت، برای به‌دست آوردن پول، وابسته می‌شوند و احساس می‌کنند گیر افتاده‌اند. مردم دو دسته هستند: وابسته با انتخاب و وابسته بدون انتخاب. کسی وابسته با انتخاب است که قدرت مالی و مشارکتش‌ را واگذار می‌کند. این اتفاق می‌تواند در روابط شخصی یا شغلی رخ ‌دهد و آن زمانی است که یک نفر نمی‌خواهد خود را درگیر مسائل مالی کند. بنابراین، مسئولیت آن ‌را به همسر، شریک زندگی یا یک آدم حرفه‌ای مثل یک حسابدار یا مدیر واگذار می‌کند.
من در چنین موقعیتی بودم. تمام روز را به مدیریت پول آدم‌های دیگر می‌گذراندم و خیالم راحت بود که مدیریت پول خودمان را شوهرم انجام می‌دهد که هم به آن علاقه دارد و هم کارش خوب است. آزاد بودم! برای نخستین بار از اولین کارم در شانزده سالگی، نیازی نبود مسئول مدیریت پولم باشم. اما آنچه نفهمیده بودم این بود که آن چیزی که گمان می‌کردم آزادی است، در واقع وابستگی بود. اشتباهم این بود که خودم را درگیر نکردم یا نفهمیدم با پول‌مان داشت چه کارهایی انجام می‌شد.
شاید خودتان هم این‌ را تجربه کرده باشید یا شاید داستان‌هایی درباره‌ی افراد مشهور یا ورزشکاران حرفه‌ای شنیده باشید که برای مدیریت پول‌شان، به خانواده، دوستان و دیگران تکیه کرده‌اند و در نهایت، بی‌پول و ورشکسته شده‌اند یا بهشان خیانت شده، چون انتخاب کرده‌اند که قدرت مالی‌‌شان را واگذار کنند. کسانی که وابسته‌ی بدون انتخاب هستند، به دلیل موقعیت مالی احساس می‌کنند گیر افتاده‌اند. می‌توانند کار یا شغلی داشته باشند که در آن خوشحال نیستند یا اذیت می‌شوند، اما قادر به ترک آن نیستند. یا کسانی که مجبورند به‌دلیل بیماری یا جدایی یا یک اتفاق ناگوار، با خانواده یا دوستان‌شان زندگی کنند و به همین علت، از نظر مالی به دیگران وابسته‌اند. بسیاری از ما کسانی را می‌شناسیم که والدین یا خویشاوند سالمندی دارند که نمی‌توانند از خودشان مراقبت کنند و ناگزیر به دیگران متکی هستند و گاهی اوقات خانه، پول و دیگر دارایی‌های خود را واگذار می‌کنند.
نوع دیگری از وابستگی بدون انتخاب، سوءاستفاده‌ی مالی است. سوءاستفاده‌ی مالی الگویی برای رفتار سوءاستفاده‌گرایانه است که به منظور کنترل و مرعوب کردن شریک زندگی استفاده می‌شود. قربانی‌ها درگیر رابطه‌ای هستند که در آن، طرف دیگر بر آن‌ها تسلط دارد. چرا که آن‌ها به پول، اطلاعات، منابع و حمایت مورد نیاز برای ترک رابطه دسترسی ندارند.
بنیاد آل‌استیت2 برنامه‌ای دارد به نام کیف پول ارغوانی3 که توسط آن به قربانیان خشونت خانگی، برای کسب قدرت مالی، کمک می‌کند. بنا بر گزارش آن‌ها، در 99 درصد مواقع ـ 99 مورد از صد مورد خشونت‌های خانگی ـ سوءاستفاده‌ی مالی به گرفتار ماندن قربانیان در رابطه کمک می‌کند. کیف پول ارغوانی به سوءاستفاده‌ی مالی عنوان «سلاح نامرئی» را داده، چرا که خشونت‌های عیان، جراحت و زخم بر جای می‌گذارد، اما سوءاستفاده‌ی مالی چنین نیست. سوءاستفاده مالی و وابستگی مالی زخم‌هایی عاطفی بر جا می‌گذارند که قابل مشاهده نیستند و ناامیدی، احساس گناه، شرم، افسردگی، عدم اعتماد به‌نفس و عزت نفس را با خود به همراه می‌آورند. همچنین، سوءاستفاده‌ی مالی به این علت نامرئی است که کسی درباره‌اش حرفی نمی‌زند. چرا؟ چون هیچ‌کس نمی‌خواهد زخم‌های عاطفی خود را نشان دهد و چون ما در خانه‌ها، سر کار یا جامعه‌ی خود یاد گرفته‌ایم درباره‌ی پول حرفی نزنیم.
به همین علت، بسیاری از کسانی که با آن‌ها در این باره حرف می‌زنم، با موضوع ارتباط برقرار می‌کنند و داستانی برای گفتن دارند، اما آن داستان را به کسی نمی‌گویند. وقتی سر میز آشپزخانه به من گفته شد «چیزی نگو» هرگز به کسی چیزی نگفتم. حتی الآن هم زیر پا گذاشتن قانونی که خیلی پیش از این‌ها یاد گرفتم، برایم سخت است.
پس من چه می‌توانم بکنم؟ شما چه می‌توانید بکنید؟ همه‌ی ما چگونه می‌توانیم این سلاح نامرئی را از کار بیندازیم؟ می‌توانیم سه مشکل را حل کنیم. اولین مشکل، عدم آگاهی است. چون دانستن درباره‌ی پول و داشتن پول همیشه راه‌حل نیست. در مورد خودم، من در زمینه‌ی مدیریت پول تحصیل‌کرده و باتجربه بودم. اما این مسئله مانع وابستگی مالی من نشد. چرا؟ به دلیل باورها و تجربه‌هایی که با آن بزرگ شده بودم: مدیریت همه‌ی پول‌ها با یک نفر است. پس از طلاق، باید زندگی‌ام را به لحاظ مالی و عاطفی از نو می‌ساختم. برای همین، هر درسی در مورد خودپروری بود فرا گرفتم و هر کتاب خودیاری که به دستم ‌رسید، خواندم. و تازه آن موقع بود که کم‌کم به دینامیک خانواده‌ای که در آن بزرگ شده بودم و نقش آن‌ها در واگذاری قدرت مالی‌ام پی بردم. شما زمانی می‌توانید آزاد شدن از بند وابستگی مالی را آغاز کنید که از زخم‌ها و جراحات درونی خود آگاه شوید.
مشکل بعدی نداشتن اطلاعات کافی درباره‌ی سواد مالی است. سواد مالی یعنی داشتن مهارت‌ها و دانش برای گرفتن تصمیمات آگاهانه درباره‌ی پول خود که شامل موضوعاتی مثل پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، بودجه‌بندی و بدهی می‌شود. در سال 2018، فقط در هفده ایالت، سواد مالی در برنامه‌ی درسی دبیرستان گنجانده شده بود. این مسئله با تحقیقات اخیر که نشان می‌دهد 66 درصد آمریکایی‌ها از نظر مالی بی‌سواد هستند، هم‌خوانی دارد. اگر شما در موقعیت وابستگی مالی به‌سر می‌برید، به وضعیت مالی خود نگاهی بیندازید و آن‌ را بررسی کنید، تصمیم بگیرید و در تصمیماتی که مربوط به پول شماست، سهیم باشید. اگر در موقعیت سوءاستفاده مالی قرار دارید، به اطلاعات خود دسترسی پیدا کنید. درباره‌ی مدارک مالی مانند وضعیت کارت‌های اعتباری بانکی، اطلاعات امنیت اجتماعی و کدهای عبور حساب جست‌وجو کنید.
آخرین مشکل، فقدان بِده و بستان حمایتی است. بسیاری از مردم نمی‌دانند که چه منابع رایگانی، هم به صورت آنلاین و هم در جوامع محلی خود، برای کمک به یادگیری و برپایی وضعیت سالم پولی، در اختیار دارند. همچنین، اگر قربانی سوءاستفاده‌ی مالی هستید، منابعی مانند کیف پول ارغوانی برای ارائه‌ی کمک رایگان به شما وجود دارند. حمایت کردن شامل گوش سپردن به کسانی است که وابسته‌ی مالی هستند، بدون داوری کردن یا نقد آن‌ها. همچنین، شامل به‌اشتراک گذاشتن داستان خودتان هم می‌شود، به این دلیل که با به‌اشتراک گذاشتن داستان خود، به دیگران قدرت می‌بخشید و به آن‌ها اجازه می‌دهید تا خود را بازنویسی کنند.
امیدوارم با به اشتراک گذاشتن داستانم، افراد بیشتری درباره‌ی وابستگی مالی یاد بگیرند و داستان‌های خود را به اشتراک بگذارند و با دیگران ارتباط برقرار کنند تا نوری بر این مسئله‌ی ناپیدا بیندازند و به این ترتیب، همه‌ی ما به آزادی مالی دست بیابیم.

1. Estelle Gibson
2. Allstate Foundation
3. Purple Purse

آخرین مقالات منتشر شده

آخرین کوه یخ

کامیل سیمِن کامیل سیمِن1 در سال 2003، با عکاسی از مجمع‌الجزایر سوالبار در اقیانوس منجمد شمالی توجه‌ها را به خود جلب کرد. او از آن زمان، با عکاسی از کوه‌های

ادامه مقاله »

نقش گیاهان در نجات زمین

جوآن چُوری جوآن چُوری1، متخصص ژنتیک گیاهی، مدیر آزمایشگاه زیست‌شناسی سلولی و مولکولی مؤسسه‌ی مطالعات بیولوژیک سالک و از محققان مؤسسه‌ی پزشکی هوارد هیوز است. چوری در محافل علمی، به

ادامه مقاله »

راهکاری سیمانی برای کاهش انتشار کربن

کارن اسکریونر کارن اسکریونر1، محقق، شیمی‌دان و رئیس آزمایشگاه مصالح ساختمانی مؤسسه‌ی پلی‌تکنیک فدرال لوزان است. بیش‌ترین شهرت اسکریونر به خاطر کارهای پیشگامانه‌ای است که در تولید مواد سیمانی انجام

ادامه مقاله »

آیا پولدارها سنگدل می شوند؟

پائول پیف1 محقق و استادیار روان‌شناسی و علوم اجتماعی و رفتاری در دانشگاه کالیفرنیاست. او مشخصاً روی نحوه‎‌ی تأثیرگذاری ثروت بر روابط بین فردی مطالعه و پژوهش می‌کند. پائول پیف

ادامه مقاله »

بحران آب و هوا سالهاست که حل شده!

گرتا تونبرگ گرتا تونبرگ1، فعال محیط زیست 18 ساله‌ی سوئدی است که به خاطر فعالیت‌های سخت‌کوشانه‌اش برای آگاه‌سازی جامعه در مورد تغییرات آب‌وهوا، اکنون در سرتاسر دنیا چهره‌ای شناخته‌شده است.

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist