بازیگران نابینا، تئاتر نابینایان

  • منبع: مجله‌ی کولتور کرونیک

جمعیت به‌طرزی غریب خاموش است. بازیگران ناگزیر به پذیرش این امرند که نمایش موردتایید مردم واقع نشده است. زیرا سالنِ نمایش را سکوت فرا گرفته. به‌ندرت کسی از سخنان و حرکاتِ طنزآمیز به خنده می‌افتد. در چنین مواردی «الویرا هویسلر»، بازیگرِ نابینا، دچارِ احساسِ ناامنی می‌شود و بلافاصله از خود می‌پرسد: «آیا تماشاگران می‌ترسند و جلوی خنده‌شان را می‌گیرند؟» تقریبا پس از دو یا سه اجرای «تئاتر نابینایان»، گروهی منحصر به‌فرد در اروپا، که متشکل از بازیگرانِ نابینا است، گره از مشکل گشوده می‌شود. این‌بار جمعیت به‌راحتی به خنده می‌افتد. «ترزا اشترامتس توشر» مدیرِ این تئاتر می‌گوید: «نیتِ ما این است که با اجرای تئاترِ کمدی، کاری کنیم که مردم با خنده‌هایشان دل‌سوزی برای نابینایان را به فراموشی سپارند.» با از بین بردنِ حسِ دل‌سوزی، معضلات نیز برطرف می‌شود. بازیگرانِ نابینا قصد دارند با حضورِ خود بر روی صحنه، این فکر را که نابینایان انسان‌هایی درخورِ ترحم‌اند، برطرف سازند. خانم توشر یادآور می‌شود: «در ابتدا قبولاندنِ این امر به جهانیان که نابینایان می‌توانند در تئاتر بازی کنند بسیار مشکل بود.» این مربی که با استفاده از کودکان و نوجوانانِ مدرسه‌ی نابینایانِ ایالتِ بایرن، در سال 1974، گروه آماتورها را بنیان نهاد، می‌گوید: «در آن‌زمان ما به‌کرات دچارِ یاس می‌شدیم، اما هرگز سرِ تسلیم فرود نمی‌آوردیم.» با گذشتِ اندک‌زمانی، این گروهِ 14 نفره‌ی تئاتر، به‌صورتِ موسسه‌ای شناخته‌شده در می‌آید و از جانبِ انجمنِ فرهنگیِ اپرای دولتی و استودیوهای باواریا، موردحمایت قرار می‌گیرد. این گروهِ تئاتر با حضور در «نمایشگاه فرهنگی»، جشنِ خیابانی «نوی‌هاوزر» و حضور در «پارکِ حفاظتی گوزن‌ها»، به شهرت رسید. برنامه‌های نمایشی آن نیز به‌مراتب پُربارتر شد، به‌طوری‌که از اجرای قطعه‌نمایشی «شمع»، اثر تولستوی، به اجرای نمایشِ تک‌پرده‌ای «دندان گوزن» رسید. «تئاتر نابینایان» هر بار برنامه‌ی جدیدی ارائه می‌دهد و هر ساله نیز در شبِ میلادِ مسیح، یک نمایشِ مخصوصِ جدید در موردِ تولدِ حضرتِ مسیح به‌اجرا درمی‌آورد. از کارهای تخصصی این هنرمندانِ نابینا، «صحنه‌های مونیخی» است که با نمایش‌نامه‌هایی از کارل والنتین و لدوئیک تومایاویس فردل به‌اجرا درمی‌آید. علاقه‌مندی نابینایان به بازی در تئاتر بسیار زیاد است. حتی ممکن است خانم توشر برای نمایش‌های شبِ میلادِ مسیح تا سه‌برابرِ حدِ معمول، بازیگر در اختیار داشته باشد، چرا که به‌قولِ او «همه مایل‌اند در بازی شرکت کنند.» بسیاری از بازیگران (که جوان‌ترین آن‌ها 14 سال و مسن‌ترین‌شان 32 ساله است)، پس از اتمامِ درس‌شان در مدرسه‌ی نابینایان، در گروه خواهند ماند. نابینایان، هفته‌ای یک‌بار در سالنی واقع در مدرسه‌ی ایالتی، به تمرین می‌پردازند. در این مکان، دکورهای متحرک و تصاویری برای صحنه‌سازی وجود دارد که از استودیوی فیلم باواریا به‌امانت گرفته شده است. دکورهایی با 5 متر پهنا و 2 متر و 80 سانت ارتفاع، منظره‌ای از شهر مونیخ را در هاله‌ای از ابرهای پراکنده نشان می‌دهد. این دکورها صحنه‌ی نمایش معروف «یک مونیخی در آسمان» را برای «تئاتر نابینایان» فراهم می‌سازد. تئاترِ دولتی و هم‌چنین اپرای دولتی ایالتِ بایرن، هر کدام به سهمِ خود، لباس‌های مناسبِ هنرمندان را تهیه می‌کنند. یک دستگاه نور و صدای جدید به بازیگران این امکان را می‌دهد که نقشِ خود را زنده‌تر و موثرتر اجرا کنند. روی صحنه‌ی تمرینِ نمایش، کف‌پوشی از چمنِ مصنوعی قرار دارد که بازیگران در ابتدا، آن‌را به‌روی سن پهن می‌کنند. خانم توشر معتقد است که با وجود این کف‌پوش نرم، اجرای نمایش برای نابینایان آسان‌تر می‌شود. او در این‌باره توضیح می‌دهد: «هنگامی‌که شخص نابینا از پشتِ دکور بیرون آمده و بر روی چمنِ مصنوعی قدم می‌زند، می‌فهمد که در معرضِ دیدِ تماشاچی قرار گرفته است». تا زمانی‌که بازیگر بر روی چمن مصنوعی باشد، می‌تواند با اطمینان حرکت کند و بدونِ هیچ خطری بدود و خود را بر روی سن بیندازد. «نوربرت شسیر» یکی از بازیگران می‌گوید: «وقتی بر روی چمنِ مصنوعی هستم، می‌توانم راه بروم و حرکت و بازی کنم، بدون این‌که به این مسئله فکر کنم تا لبه‌ی جلویی صحنه چقدر فاصله دارم.» این کف‌پوش مزیت دیگری هم برای بازیگر دارد. قدم گذاشتن بر روی این کف‌پوش، وضعیتی را که هر یک از بازیگران دارند، از روی صدای آن مشخص می‌کند. بازیگرِ آماتورِ سی و دو ساله‌ای می‌گوید: «با کمکِ صداها، بازیگر می‌تواند به‌موقع به‌سوی بازیگرِ مورد‌نظرش برگردد و او را مورد‌خطاب قرار دهد، و اگر چه نه به‌طور دقیق، ولی دست‌کم تا حدودی به‌سمتِ بازیگرِ مقابلش نگاه کند.» شسیر می‌گوید: «اگر بازیگران بدونِ ایستادن در مقابلِ یک‌دیگر، با هم حرف بزنند، بازی آن‌ها برای تماشاچی بسیار غیرواقعی به‌نظر می‌رسد». حرکات باید مدت‌های مدیدی بر روی صحنه تمرین شوند. توشر قدم به قدم همراهِ تک‌تکِ بازیگران روی صحنه حرکت می‌کند: «دو قدم به جلو، سه قدم به راست، بعد می‌رسی به صندلی.» استفاده از لوازمِ صحنه فقط تا حدی که واقعا ضروری باشد مجاز است، بر روی صحنه به‌ندرت اسباب و اثاثیه‌ای قرار می‌دهند و در صورت امکان، از قرار دادن حاشیه و سکو نیز پرهیز می‌شود. با وجودِ این، نابینایان ناگزیرند در صورت اقتضای متنِ نمایش‌نامه، برای مثال تفنگی را از روی دیوار بردارند و لوله‌ی آن‌را تمیز کنند. اما اگر بتوان از لوازمِ صحنه صرف‌نظر کرد، از متعلقات آن نیز چشم‌پوشی می‌شود. الویرا هویسلر می‌گوید: «سابقا فکر می‌کردیم، شاید بد نباشد لوازم را به‌‌شکلی ساده‌تر به‌کار ببریم، اما اغلب این‌طور است که هر قدر لوازمِ صحنه کم‌تر باشد، تماشاچی بیش‌تر خوشش می‌آید. آن‌چه به‌ویژه برای بازیگرانِ نابینا تولید اشکال می‌کند ارائه‌ی صحیح ژست‌ها و حرکات چهره است.» الویرا هویسلر آن‌را این‌گونه توصیف می‌کند: «مدام این فکر را در سر داریم که مبادا حرکت اشتباهی از ما سر بزند.» او می‌گوید که در ابتدای کار مجبور بوده است کم‌کم بیاموزد که چگونه می‌تواند با حرکاتِ دست و بدن، مفهومِ کلمات را به بیننده منتقل کرد و این تجربه‌ای است که نه فقط بر روی صحنه، بلکه برای زندگی روزانه نیز حائزاهمیت است. الویرا می‌گوید که با تمرینِ ژست‌های مختلف، یاد گرفته است که گفت‌وگوهای شخصی‌اش را نیز با اثربخشی بیش‌تری انجام دهد. نوربرت شسیر می‌افزاید: «نابینایان با محدودیتِ فراوانی قادر به فراگیری حالات چهره‌اند». در بازی‌های تئاترِ نابینایان، اساس بیش‌تر بر صحبت گذاشته شده است. لیکن متاسفانه قطعاتِ نمایشی بسیار کمی به‌خطِ نابینایان در دسترس است. به همین خاطر ترزا اشترامتس توشر، نمایش‌نامه‌های جدید را کلمه به کلمه مطالعه می‌کند و برای نابینایان می‌خواند. قطعه‌ی ادبی انتخاب‌شده، پس از آن به خطِ نابینایان درآمده، تکثیر می‌شود. در ضمن برای نوربرت شسیر این امر هم مهم است که «زبانِ ویژه‌ای» برای نابینایان به‌کار گرفته نمی‌شود. بازیگران نابینا می‌گویند آن‌ها نمایش‌نامه را دقیقا به همان سادگی نشان می‌دهند که موقعِ خداحافظی، «خداحافظ» می‌گویند. کودکان نابینا اکثرا از قدم نهادن بر روی زمین ناآشنا می‌هراسند. اما «تئاتر نابینایان» با وجود چنین مشکلاتی به‌گونه‌ای هدف‌دار، قدم به قدم در تئاترِ جهان پیش رفته است. توشر، مدیرِ تئاتر می‌گوید: «نابینایان تا حدودی بر روی صحنه عقده‌های روانی‌شان را فراموش می‌کنند.» بازی در تئاتر، بازیگران نابینا را وادار می‌سازد تا ترسِ خود را از حرکت برطرف سازند. الویرا هویسلر می‌گوید: «قاعدتا این طور است که هر بار حضور بر روی صحنه، به‌مانند پیمودنِ قسمتی از یک راهِ ناشناخته است».
[لازم به اشاره است که در ایران نیز نمایش “شاباش‌خوان” نوشته‌ی محمد چرمشیر و به‌کارگردانی غلام‌رضا عربی، توسط «گروه تئاتر باران»، متشکل از دوازده بازیگرِ نابینا، در سال 1397، اجرا شده و بر روی صحنه رفت.]

آخرین مقالات منتشر شده

یک پدر شیمیایی شده به فروش می‌رسد

حالا دیگر می‌توان با اطمینان به این نکته اشاره کرد که خانواده در سپهرِ سیاسی و اجتماعی این روزهای ایران، آماجِ سخت‌ترین دشواری‌هاست. آرمان‌گرایی انقلابی دهه‌ی شصت، به واقع‌گرایی دوران

ادامه مقاله »

بنیاد نمایش در ایران

می‌توان استنباط کرد که دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی، به چند دلیل، تحت‌تاثیرِ مجید رضوانی، نویسنده‌ی پژوهشی با عنوان «پیدایش نمایش و رقص در ایران» بود (این پژوهش در سال 1356،

ادامه مقاله »

تازه ها در تئاتر

هادی مرزبان و سرانجام دکتر نون هادی مرزبان که چند سالی هست درصدد اجرای نمایش دکتر نون است، به‌زودی تمرین‌های این نمایش را برای اجرا در تالار اصلی تئاتر شهر

ادامه مقاله »

به سوی تئاتر خصوصی مطلوب

ارائه‌ی تدبیر و تجویز در هر زمینه‌ای از جمله اقتصاد تئاتر، مستلزم داشتن دو گروه از پیش‌فرض‌ها و مقدمه‌هاست. گروه اول این مقدمه‌ها به «ارزش‌ها، هنجارها و آرمان‌ها» بازمی‌گردد. برای

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist