می‌توان استنباط کرد که دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی، به چند دلیل، تحت‌تاثیرِ مجید رضوانی، نویسنده‌ی پژوهشی با عنوان «پیدایش نمایش و رقص در ایران» بود (این پژوهش در سال 1356، توسط بانو منیژه عراقی‌زاده، در مجموعه‌ی «خاستگاه اجتماعی هنر»، به‌اهتمام فیروز شیروانلو، ترجمه و منتشر شده است). اول آن‌که مجید رضوانی، مقاله‌ی ارزشمندش را به‌زبان فرانسوی نوشته است و دکتر جنتی عطائی تحصیل‌کرده‌ی فرانسه و به زبان فرانسوی مسلط بود، از سویی دیگر او به‌عنوانِ مدرسِ هنرستان هنرپیشگی، برای تدریس نیازمند مدارکِ بکر و قابل‌استناد بود. پیش از آن‌که به اهمیت این اثر ماندگار بپردازم، که بر همه‌ی پژوهش‌های بعدی فضلِ تقدم دارد، برای حصول برخی نتایج به سال انتشار این اثر پژوهی اشاره می‌کنم.
«بنیاد نمایش در ایران» در سال 1333 و زمانی‌که جنتی عطائی، 37 ساله بود، منتشر شده است و اگر حداقل دو تا سه سال را برای تحقیق و تدوین این کتاب در نظر بگیریم، می‌توان نتیجه گرفت که او کاملا برخلاف موج حرکت کرده و درست در زمانی‌که زنده‌باد، مرده‌بادِ مردم ایران و در راس آن‌ها نویسندگان و هنرمندان، عرش را می‌لرزاند، او در حالِ تحقیق و تدوین اثری جاودانه بود و به‌ضرس قاطع، موردِ نقد جامعه قرار می‌گرفت و احتمالا از انگ‌های حزب توده بی‌نصیب نبوده، انسانی غیرمتعهد و عافیت‌طلب، یا حتی “شاه‌دوست” و “شاه‌پرست” خوانده می‌شد. او اما در این دوره‌ی هرج و مرج و “مرده‌باد، زنده‌باد”، حداکثر استفاده‌ی ممکن را از عمر پُرثمرش برد، هر چند محتمل است چندسالی هم برای چاپ اثرش که در آن‌زمان خریداری نداشت، در نوبت و در انتظارِ جواب آری یا نه “ناصر مشفق مجرد”، مدیرِ انتشارات، معطل مانده باشد و خدا می‌داند که چه دعاها و چه نذر و نیازها کرده تا جوابِ ناصر خان مشفق مثبت باشد. چه بسا به سبک و سیاقِ مادرِ پهلوانی که قرار است با “پهلوان اکبر خراسانی”، یکی از نمایش‌نامه‌های جنتی عطایی، کشتی بگیرد و پشتِ شیرمردِ خراسان را به‌خاک بمالد، جلوی سقاخانه‌ها ایستاده و شمع نذر کرده باشد. («شیرمردی از خراسان»، شامل هشت داستان و نمایش‌نامه‌ی جنتی عطایی است که در آن‌ها برای اولین بار به زندگی و مرامِ پهلوانانِ ایران پرداخته شده است. این اثر هم گم‌نام مانده است. چرا؟ شاید برای آن‌که معدوم کردن یا نادیده گرفتن نسخه‌ی اصلی هر اثری، مانع از آن است تا نوشتنِ دیگران از روی آن، لو برود!). ایمان دارم که چاپِ «بنیاد نمایش در ایران»، در آن‌زمان بی‌نهایت دشوار بود. شاهدِ این گفته آن‌چه بر چاپِ “نمایش در ایران” نوشته‌ی بهرام بیضائی گذشت است که با فاصله‌ای ده، یازده ساله و علی‌رغم افزایشِ ناشران مجبور می‌شود این کتاب را با هزینه‌ی شخصی چاپ و روانه‌ی بازار بکند … بگذریم. دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی در این اثر، تکرارِ مکررات نکرده، اثرِ ناشناخته‌ی رضوانی را، به‌شرحی که رفت، رونویسی نمی‌کند، بلکه ضمنِ برشمردنِ گذشته‌ی تاریخی نمایش در ایران، نمایش‌نامه‌هایی را که تا سال 1300 خورشیدی نوشته شده، بازشناسی می‌کند، و اگر بگویم فقط معرفی و توجه به هر یک از این نمایش‌نامه‌ها برای آن‌که نام او را جاودانه بکند، کافی بود، مبالغه نکرده‌ام: 1. تئاتر «حکومت زمان‌خان»، از پرنس میرزا ملکم‌خان (ناظم‌الملک یا ناظم‌الدوله) (که البته بعدها مشخص شد این اثر توسط میرزا آقا تبریزی نوشته شده است). 2. «بقال‌بازی در حضور»، نویسنده یا گزارش‌گر آن نامشخص است. 3. «عروسی جناب میرزا»، اثر حاج‌محمد طاهرمیرزا. 4. «حاجی ریائی‌خان، یا تارتوف شرقی»، اثر احمد محمودی (کمال‌الوزاره). 5. «حکام جدید – حکام قدیم»، اثر مرتضی‌قلی فکری (موید‌الممالک). 6. «شیدوش و ناهید»، اثر ابوالحسن فروغی. 7. «عروسی آحسین آقا»، اثر علی نصر. اما این تمام ماجرا نیست، که او علاوه بر معرفی این هفت اثرِ جهانِ اندیشه‌ی نخبگانِ ایرانی در حوزه‌ی تئاتر، بی‌حاشیه‌نویسی و گزافه‌گوئی، و گاه با یک مقدمه‌ی کوتاه، در ابتدا، به شرح گذشته‌ی هنرهای نمایشی ایران پرداخته و نسبتِ آن‌را با نمایشِ یونانی و هندی و چینی، با ارائه‌ی مستنداتی، در پرتوِ روشنائی قابل‌قبولی قرار داده است، از سویی دیگر متعصبانه هم عمل نکرده و با تسلطی قابل‌تقدیر، نسبت میان مناسک و جشن‌های ایرانیان، تا زمانی‌که به فرمی موثر به‌نام تعزیه می‌رسند را بررسی کرده است. اوست که تعزیه‌های تاریخی و تا حدودی مستقل از باورهای صرفِ مذهبی را معرفی می‌کند و «تعزیه‌ی امیر تیمور» را به‌عنوان نمونه‌ا‌ی از تدوین و تکوین یک ژانرِ ایرانی، که در صورتِ ادامه می‌توانست به درامِ ملی بیانجامد، برمی‌شمرد. شاید تعزیه‌نامه‌ها، از نظر ادبی دارای ارزش فراوانی نباشند، ولی از آن‌جا که تا حدودی با مختصاتِ هنرهای دراماتیک تناسب دارند، می‌توان آن‌ها را اولین تراژدی‌های نمایشی ایران اطلاق نمود:
«امیر تیمور: شنیدم شما هردو ناپاک زاد/ نمودید در دین و ملت فساد/ چرا افسادِ ملت ‌کنید/ بنی‌هاشمی را اذیت می‌کنید؟
وزیر اول: من نکردم هیچ تقصیر ای امیر
وزیر دوم: پس که کرده ظلم بی‌حد ای وزیر
وزیر اول: آن‌چه کرده، این بد اختر کرده است
وزیر دوم: آن‌چه کرده، این ستم‌گر کرده است
وزیر اول: مستحقِ چوب باشد، این وزیر
وزیر دوم: حبسِ انبارش بفرما، ای امیر
امیر تیمور: هر دو را باید زدن چوبِ زیاد/ تا به رشک آورم روانِ ابن‌زیاد/ چوب آرند و فلک با میرغضب/ هردو را بندند از راه ادب»
پژوهش‌های دکتر جنتی عطائی نشان می‌دهد که این نسخه‌ی تعزیه، دارایِ تاریخِ مشخصی نیست و حدس می‌زند که این متن متعلق به نیمه‌ی دوم قرن سیزدهم هجری قمری باشد و … نکته‌ی مهم این است که شاعر برای ایجاد تنوع از بحور مختلف سروده … و با آن‌که موضوع (تم) اصلی این اثر، دارای شاخه‌های فرعی زیادی نیست، معذلک محتوی آن به‌علت داشتن مضامین گوناگون، مناظر، شخصیت‌های تیپیک و اوضاعِ خنده‌انگیز می‌تواند زمینه‌ی خوبی برای یک فیلم تبلیغاتی باشد. زیرا از عالی‌ترین و بهترین وسایلِ ترویج و تجهیزِ افکار و معتقداتِ دینی و احیای تعصباتِ مذهبی است. جنتی عطائی، این تفسیر را از عبدالحسین نوشین برگرفته و در سایر موارد هم هر سند و مدرکی را به‌دور از نحله‌های فکری و سیاسی افراد، به‌کار گرفته است.
او در این بررسی کوتاه و مجمل، همه‌ی آن‌چه که دیگران با شاخ و برگ دادن به آن، “مفصل‌تر” بیان کرده‌اند، با ایجازی معقول توضیح می‌دهد و اصول چرایی تعزیه را از نوشتنِ نسخه‌ها گرفته تا نقشِ افراد در شکل‌گیری اجرا، محل اجرا، و لوازم یک اجرایِ بدونِ دکور و فقط مبتنی بر لباس‌های رنگارنگ، بیان کرده و جابه‌جا از اکابر و افاضلِ دوره‌های مختلف، اسناد معتبر عرضه می‌کند: «عبدالله مستوفی در کتابِ «شرحِ زندگانی من»، درباره‌ی میرزاتقی می‌نویسد، سردسته‌ی گروه تعزیه، که پس از دریافتِ لقبِ معین‌البکاء (مباشر گریاندن) از ناصرالدین‌شاه، گویی این شخص هر که باشد، معین‌البکاست. به هرحال او وظایفِ سردسته‌ی تعزیه را معادلِ رژیسور (کارگردان) می‌داند. این اپرای تراژیک (تعزیه)، رژیسوری هم داشت که کارِ شف در ارکستر (Chef d,orchestra، رهبر ارکستر، رئیس ارکستر) و مسئولیت کارگردانی (Mis En Scene) به‌عهده‌ی او بود». و دکتر جنتی در وصفِ تعزیه‌خوانان حقیقتی را اضافه می‌کند: «این افرادِ نام‌دار، در ابتدا آوازخوان‌هایی ماهر و معروف بوده‌اند که با استفاده از حسنِ صورت و صوتِ رسا و پُرطنین و جذاب، و در سایه‌ی کارِ مدام در دوره‌ی “بَردستیِ” یک مرشد، فوت و فنِ معرکه‌گیری را می‌آموختند …».
در «بنیاد نمایش در ایران»، از عناوینِ شاهنامه‌خوان، نقال، حاجی‌فیروز، آتش‌افروز، مطربی، شعبده‌بازی، مجالس معرکه‌گیری: جنگ گاو، خروس و مارگیری، خیمه‌شب‌بازی، دلقکان و … هم‌چنین فهرست بلندبالائی از اشخاص نام‌دار و به‌موقع، با آوردن ابیاتی از خیام و نظامی گنجوی و سایر شعرای نام‌دار، غفلت نشده و به‌معنای واقعی، اوست که چراغی روشن کرد و تاریخِ نمایشی ایرانی را از ماندن در تاریکی رهاند.
پیش از این گفتم که او در این رساله‌ی ارزشمند، نسبت به سپهرِ نمایشِ ایرانی در منتهای امانت‌داری به توضیح دادن پرداخته و با اغماض، می‌توان ادعا کرد که چیزی را از قلم نیانداخته است: به‌عنوان مثال در موردِ «پهلوان‌کچل» که شیوه‌ی دست‌کشی نمایش‌های عروسکی و معادلِ علمی آن Glove puppet است، چنین توضیح می‌دهد: «دکتر خلیل ثقفی در «صد و پنجاه مقاله» می‌نویسد: پهلوان‌کچل از جمله بازی‌هایی است که مختص به یک شهر و بلد نیست و در همه‌جا عمومیت داشته و هر ملت و مملکتی این بازی را درآورده، منتهی اسامی مختلف به آن داده‌اند: در ایران، پهلوان‌کچل؛ در عثمانی، قره‌گز؛ و در فرنگستان، گین‌یول و پولی‌شی‌نل؛ نامیده‌اند و …».
با عنایت به اهمیتِ «بنیاد نمایش در ایران» در فرصتی دیگر به امتیازات این اثرِ ماندگار اشاره خواهم کرد، و در این‌جا با تکرارِ مطلبی که در مطلع این نوشته، به آن اشاره شد، این مطلب را به‌پایان می‌رسانم: دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی در اوجِ جنگ‌های حیدری نعمتی، به وظیفه و تعهدش پرداخته است. درود بر روان او که از هیچ تهمتی نهراسید و رساله‌ای نوشت که اگر نبود، شاید ما هنوز در تاریکی و ظلماتِ این‌که گذشته‌ی نمایش ایران چه بوده است، دست و پا می‌زدیم.

آخرین مقالات منتشر شده

تازه‌‌ها در تئاتر

وقت خوشِ حمید امجد حمید امجد خوشنود است که در دوران قرنطینه چند اثر و از جمله تازه‌ترین کارش ـ نمایش‌نامه‌ی «وقت خوش» ـ را نوشته است، که نمایش‌نامه‌ای درباره‌ی

ادامه مقاله »

تازه ها در تئاتر

هادی مرزبان و سرانجام دکتر نون هادی مرزبان که چند سالی هست درصدد اجرای نمایش دکتر نون است، به‌زودی تمرین‌های این نمایش را برای اجرا در تالار اصلی تئاتر شهر

ادامه مقاله »

تازه‌‌ها در تئاتر

برخورد محمد یعقوبی با انتشار بدون اجازه‌ی کارهایش محمد یعقوبی درصدد است جلوی انتشار غیرقانونی فیلم‌تئاترهایش را بگیرد. محمد یعقوبی با انتشار یادداشتی اعلام کرد: “چند روز پیش با خبر

ادامه مقاله »

گفتگو با دکتر شهرام گیل آبادی، مدیرعامل خانه تئاتر

شهرام گیل‌آبادی مدیرعامل خانه‌ی تئاتر است، اما فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی مدیریت رسانه، تهیه‌کنندگی رادیو و تلویزیون، تدریس در دانشکده‌های هنری، کارگردانی تئاتر و نگارش نمایش‌نامه، مقاله و کتاب نظری

ادامه مقاله »

نمایش نامه و مخاطب

درام، اثری ادبی است که با اجرا کامل می‌شود. تفاوت این‌ گونه‌ی ادبی با دیگر ژانرهای ادبیات، در همین نکته‌ی مهم است. نمایش‌نامه وقتی کامل می‌شود که بیان کلمات و

ادامه مقاله »

تازه ها در تئاتر

«خاله مرجان و خروس» در فضای مجازی فیلم‌تئاتر «خاله مرجان و خروس»، به‌نویسندگی و کارگردانی مریم کاظمی، در گامِ سوم طرح «نمایش‌نما»، از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist