تلاشی جاودانه؛ داستان غم انگیز اتلو (اتللو) مغربی در وندیک (ونیز)

«”ویلیم شاکسپیر” که یکی از سخنوران بزرگ و شعراء معروف انگلستان است در این صنعت – دنیای تئاتر – تصرفات تازه کرده و پایه‌ سخن را بجائی بلند رسانیده است. پس از قرنها که پیروی پیشینیان دائره را محدود کرده بود، مبتکر سبکی جدید گردیده و منظره وسیع به عالم طبائع و اخلاق گشوده، گوئی نظر دقیق او بهر گوشه و بیغوله‌ی دل انسانی راه برده که نکته‌ای از اسرار مکنون در آن پوشیده نیست … گاهی به چند کلمه‌ی رنگین، نقشی مینگارد که گوئی روح در آن دمیده شده است. در کلام اندک، معنی بسیار گنجانیدن از خصایص او است و پاره از عباراتش مانند امثال در زبان انگلیسی جاری. در نظم خود تصنعاتی نموده از قبیل: ترک قافیه استعمال سکته ملیح (به اصطلاح عروض) انتقال دنباله و وقفه کلام از شعری به شعری دیگر و بریدن نیمی از فرد – بالجمله نکاتی چند بکار برده است برای آنکه جریان شعر بر یک منوال طبع را ملالت نیاورد و گفتارش به گفتار عادی ماند و نیز گاهی به اقتضاء حال، قافیه یا نثر سنجیده آورده است». (ص 16 از مقدمه‌ی ترجمه‌ی ناصرالملک)
فرزندِ ناصرالملک – ابوالقاسم خان قره‌گزلو – در مقدمه‌ی تراژدی «اتللو»، یا برابر با عنوانی که خود مترجم انتخاب کرده است: «داستان غم‌انگیز اتلو مغربی در وندیک»، که در مطبعه‌ی ملی پاریس فرانسه، در سال 1961، چاپ شده است، چنین نوشته است: «… اگر چه کسی از این ترجمه اطلاع نداشت و اگر داشت به متن آن دست نیافته بود، پس از آن نمایش [منظور اجرایی است که بازیگر روس، پاپازیان، در آن نقش اتللو به‌زبان فرانسه را بازی می‌کرد و دیگر بازیگران، به‌زبان فارسی. در نوشته‌ای جداگانه، در مجله‌ی کرگدن، به این رسوائی پرداخته‌ام. شمس پهلوی برای ایجاد تئاتر ملی! از طریق سازمان شیر و خورشید سرخ، از پاپازیان دعوت می‌کند که این وظیفه‌ی خطیر را به‌عهده بگیرد و این مضحکه بر پا می‌شود]، جمعی پی بردند و عده‌ای عین یا قسمتی از ترجمه‌ مرحوم پدرم را در ترجمه‌ای که از متن انگلیسی یا فرانسه نمودند، منعکس ساختند».
چنان‌که یکی از آ‌ن‌ها، آقای نوشین بود که در آن نمایش نقشی به‌عهده داشت، و در ترجمه‌ی خود به این‌که از این ترجمه استفاده نموده است، اشاره کرده است … به‌هرحال اولین نسخه‌ی تصحیح‌شده‌ی این ترجمه، به‌خط میرزا عیسی‌خان فیض، خوش‌نویسی شد، اما حسن‌علی قراگزلو، فرزند ناصرالملک، پس از مقابله‌ی متن با نسخه‌ی چاپی اتللو 1296 میلادی، و به‌رغم تصحیح‌های مکرر پدر، چاپ کتاب را تا سال 1337 شمسی به تأخیر انداخت و با این‌که یکی دو مورد افتادگی حروف و نقطه‌گذاری نادرست دارد، بدون اغراق یکی از بهترین چاپ‌های موجود در میان همه‌ی نمایش‌نامه‌های ترجمه‌شده به‌زبان فارسی است و اضافه بر این، “زبان اثر” و تطبیق ترجمه با متن، بر ترجمه‌های عبدالحسین نوشین و محمود به‌آذین، برتری غیرقابل کتمان دارد. با این‌که نوشین نسبت به زبان اثر حساس بود و به‌صورت تئوریک می‌دانست که امانت‌داری مترجم تا چه اندازه مهم است، اما در عمل آن‌چه که از خود به‌جا گذاشت، اثری‌ست ضعیف که حتی با این‌که برای ترجمه‌ی اشعار از همکاری نیما یوشیج نیز برخوردار بود، در ترجمه توان برابری با ترجمه‌ی فردی غیرتئاتری و غیرمدعی را ندارد. متأسفانه مصطفی اسکوئی هم در اجرای سال 1337 گروه تئاتر آناهیتا، از این ترجمه‌ی بی‌نظیر غافل ماند و آن‌چه بر روی صحنه برد، فاقد زبانی بود که در ابتدای این نوشته و از زبان ناصرالملک به آن اشاره شد. یکی از دلایل موفقیت مرحوم ابوالقاسم ناصرالملک این است که او به‌دلیل نائب‌السطنه بودن در دوره‌ی قاجاریه، از تشخص زبان آرکائیک، که پس از وزن و قافیه از مهم‌ترین عناصرغیر روزمره کردن زبان است، آگاهی داشته و هرچند معتقد است که به‌قصد تفنن، به ترجمه‌ی نمایش‌نامه‌ای از شکسپیر پرداخته است، اما تسلط‌اش به هر دو زبان مبدا و مقصد، سبب شده است که زبانی قابل‌استفاده برای بازیگر و در عین‌حال زبانی چابک و خوش‌بیان و فاخر به‌وجود بیاورد. انگیزه‌ی او در این رابطه هم قابل‌تأمل است: … شبی در حضور جمعی از دوستان که نزدِ ناصرالملک گرد می‌آمدند و از هر دری سخن می‌راندند، صحبت از شاعر انگلیسی، ویلیم شاکسپیر، به‌میان آمد و یکی از حضار اظهار نمود که ترجمه‌ی منظومات و نقل معانی و عبارات آن شاعر شهیر به‌زبان فارسی، امکان‌پذیر نیست. ناصرالملک با این عقیده موافق نبود و از راه آزمایش و تفنن، در صدد بر آمد چند سطر از یکی از آثار آن نویسنده را ترجمه نماید و به این منظور تصادفاً نمایش‌نامه‌ی اتللو انتخاب گردید … اما سالیان سال طول کشید تا این امر تصادفی و ظاهراً تفننی، مورد رضایت او قرار بگیرد و بارها و بارها این تحصیل‌کرده‌ی آکسفرد، تصمیم‌گیری در این‌ مورد که بپذیرد نوشته‌اش را دیگران بخوانند را به تعویق انداخت. ناصرالملک در سال 1306، بدرود حیات گفت و هرگز نه چاپ ترجمه‌اش و نه اجرایی از آن‌را ندید. اکنون برخی از دیالوگ‌های این ترجمه را به‌عنوان نمونه ذکر می‌کنم و به کسانی که مشتاق پذیرش‌اند پیشنهاد می‌کنم این ترجمه را بخوانند و عمیقاً لذت ببرند:
«یاگو: … حالا که دنبال او افتاده‌ام، همانا در پی کار خود هستم و خدا می‌داند که هیچ از روی مهر و وظیفه‌شناسی نیست، بلکه برای فائده‌ی خود این‌گونه جلوه می‌دهم. هرگاه رفتار ظاهرم نشانه‌ی سیرت و نیت باطنم باشد، چندی نخواهد گذشت که باید دلم را روی دست بگیرم هر زاغی به آن منقار بزند، من آن نیستم که می‌نمایم.
برابانسیو: های! چخماق بزنید، چراغ بیاورید، همه‌‌ی کسان مرا بخوانید. این پیشامد به خوابی که دیده‌ام بی‌شباهت نیست، اندیشه‌ی این‌که راست در آید از حالا سینه‌ام را تنگ می‌کند. چراغ! های چراغ …!

برابانسیو: … آیا امکان داشت که دختری چنان نازپرورده، زیبا و خوش‌دل، دختری چنان از شوهر کردن گریزان، که تازه‌جوانانِ رعنا و توان‌گرِ مرز و بومِ خویش را رد می‌کرد، اکنون بدین سر شود که خود را انگشت‌نمای عالم ساخته از زیرِ بالِ پدر فرار کند و به آغوشِ دوداندوده‌یِ چون توئی در آید که جایِ وحشت است نه لذت؟ بگذار جهانیان داوری کنند …

دوک: گمان می‌کنم این قصه، دلِ دختر مرا هم می‌ربود. برابانسیوی عزیز، این کارِ درهم شده را به خود هموار کن. شمشیر شکسته در ناچاری، به که دست برهنه.

یاگو: … چنین بودن یا چنان بودن، به‌دست خودمان است. بدن، مانند باغی است و اراده‌ی ما باغبان. می‌خواهیم در آن گزنه می‌کاریم یا تخمِ کاهو می‌افشانیم، آویشن بر می‌کنیم یا زوفا می‌نشانیم، یک گونه گیاه می‌پروریم یا گیاه‌های گوناگون، به تنبلی بایرش می‌گذاریم، یا به کوشش بارورش می‌نماییم. باری نیک و بدِ آن، بسته به اراده‌ی ماست. اگر در ترازوی وجود ما کفه‌ای از فکر و اندیشه نباشد، که با کفه‌ی شهوت موازنه کند، شراره‌ی درون و بدی که در نهاد ماست سرانجام کار ما را به تباهی خواهد رسانید. فکر و اندیشه در وجود ما برای این است که نیشِ هوس را بکاهد و هواهای خروشان و شهوت بی‌لگام را فرو بنشاند …».
دوست دانشورم، جمشید ملک‌پور، نیز در جلد دوم کتاب «ادبیات نمایشی در ایران»، صفحات 283 تا 292، برخی از دیالوگ‌های ترجمه‌ی ناصرالملک را با متن اصلی مقابله کرده و خوش‌بختانه او هم اعتقاد دارد که این ترجمه، بهترین ترجمه‌ی یک اثر شکسپیر است. و اما آخرین دیالوگ اتللو: «به‌ایستید، چندان‌که یک دو کلمه پیش از رفتن شما بگویم. خدماتی به دولت کرده‌ام که می‌دانند – از این می‌گذرم. در نامه‌های خود – آن‌گاه که این گزارش بدفرجام را خبر می‌دهید – خواهش دارم از من چنان‌که هستم بگوئید. نه هیچ بکاهید و نه از روی بدخواهی چیزی بیافزائید. پس بایدتان گفت، مردی بود که در پیروی عشق، راه عقل ندید، اما از جان عشق ورزید. مردی که به آسانی رشکین نمی‌شد، اما به فسانه و فسون سخت آشفته گردید، مردی بود که مانند هندوی فرومایه، گوهری را تباه کرد گران‌بهاتر از همه‌ی دودمان خویش، و از درد چشم‌هایش که آب در آن نگشتی – چنان‌که صمغ‌ دار و از درختان عربستان چکد – بی‌اختیار اشک می‌ریخت. این‌را نوشته و هم بیفزائید که روزی در حلب، بدسرشت ترکی دستار به‌سر دیدم که یکی از مردم وندیک را می‌کوبید و به دولت ناسزا می‌گفت، گلوی آن سگ ختنه‌کرده را گرفته و این چنین ضربتی به او زدم. (کارد را به تن خود فرو می‌برد)
لودیگو: آه از این سرانجام خونین!

آخرین مقالات منتشر شده

بنیاد نمایش در ایران

می‌توان استنباط کرد که دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی، به چند دلیل، تحت‌تاثیرِ مجید رضوانی، نویسنده‌ی پژوهشی با عنوان «پیدایش نمایش و رقص در ایران» بود (این پژوهش در سال 1356،

ادامه مقاله »

تازه‌‌ها در تئاتر

درگذشت بیژن افشار بیژن افشار بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و عضو هیات‌مدیره‌ی انجمن بازیگران خانه‌ی تئاتر، در روز دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 و در سن 67 سالگی، بر اثر

ادامه مقاله »

برشت، شاعری که دروازه‌های تئاتر را برای ناممکن های فرمالیستی باز کرد

برتولت برشت برای نخستین‌بار در یادداشتی به‌تاریخ فوریه‌ی 1922، اصطلاح «فاصله‌گذاری» را به‌کار می‌برد: «امیدوارم از یک اشتباه بزرگ، آن‌چه که معمولاً هنر می‌نامندش، در «بعل» و «جنگل»، پرهیز کرده

ادامه مقاله »

تازه ها در تئاتر

هادی مرزبان و سرانجام دکتر نون هادی مرزبان که چند سالی هست درصدد اجرای نمایش دکتر نون است، به‌زودی تمرین‌های این نمایش را برای اجرا در تالار اصلی تئاتر شهر

ادامه مقاله »

تازه ها در تئاتر

«خاله مرجان و خروس» در فضای مجازی فیلم‌تئاتر «خاله مرجان و خروس»، به‌نویسندگی و کارگردانی مریم کاظمی، در گامِ سوم طرح «نمایش‌نما»، از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist