رسانه‌ تئاتر و رسانه های دیگر؛ تعامل یا تقابل؟

یک) هر ابزاری که پیامی را به مخاطب انتقال دهد، رسانه نام دارد. طبیعی است که با این تعریف، تئاتر یک رسانه تلقی می‌شود و مانند هر رسانه‌ی ‌دیگری ویژگی‌ها و عناصر و شیوه‌های تاثیرگذاری خود را داراست.
دو) تئاتر مانند همه‌ی رسانه‌های دیگر، در همه‌ی دنیا، متناسب با جنسِ پیامِ خود بخشی از جامعه را هدفِ خود قرار می‌دهد. به سخنِ دیگر، برای تمامی اقشار و سنینِ مختلفِ اجتماع، تئاتر وجود دارد. این‌چنین است که در شکل‌های تخصصی، حتی تئاتر برای نوزادان نیز داریم. از لحاظ تقسیم‌بندی‌های فرهنگی نیز برای سطوحِ مختلفِ اجتماعی، تئاتر تولید می‌شود.
سه) این نکته می‌تواند شاخصِ خوبی برای ارزیابی وضعیتِ تئاتر ما باشد. یعنی وقتی تئاتر می‌تواند پویا و پُررونق باشد که برای همه‌ی اقشار اجتماع، تولیداتِ کافی داشته باشد. منظورم از کافی، وجودِ زیرساخت‌هایی است که بر فرضِ تولیدِ تئاتر، امکان دسترسی مخاطبِ موردنظر را فراهم سازد. زیرساخت‌هایی مانند سالن نمایش، یا گسترش تئاتر در خارج از سالن‌ها و در محیط‌هایی که سالن رسمی تئاتر نیستند، ولی امکان تماشای تئاتر وجود دارد. مکان‌هایی مانند مدارس، خانه، محیط‌های عمومی، کارخانه‌ها، مراکز تجمع مردم و مانند آن. طبیعی است که بدون ایجاد این زیرساخت‌ها، تئاتر، فراگیر نمی‌شود. در این صورت هنرمندان هم مجبورند نمایش‌هایی تولید کنند فقط برای مخاطبی که علاقه و امکان حضور در سالن‌های محدود موجود را داشته باشد.
چهار) رسانه‌ها کارکردهایی از جمله آموزش، اطلاع‌رسانی و سرگرمی دارند. تئاتر نیز به‌عنوان یک رسانه، همه‌ی این کارکردها را داراست. همه معتقدند که تئاتر به‌خاطر خلقِ لحظه‌های زنده و تاثیرگذاری لحظه‌ای بر مخاطب، تاثیرات بسیار عمیق‌تری می‌تواند داشته باشد. البته این به‌معنای ترجیح تئاتر بر رسانه‌های دیگر نیست. هر رسانه‌ای کارکرد خود را دارد و به‌صورتِ هم‌عرض، مجموعه‌ی رسانه‌ها کارکرد خود را در جامعه ایفا می‌کنند. مهم این است که از همه‌ی رسانه‌ها باید با حداکثر پتانسیل بهره گرفته شود.
پنج) فرم و محتوا، دو وجه هر اثر هنری‌اند. این دو بخش از هم جدایی‌ناپذیرند. تفکیک این دو، یکی از عوامل بزرگ آسیب‌رسان به تئاترِ موجودِ ماست. تفکیک این دو، سبب شده شاهد تولید انبوه نمایش‌هایی باشیم که یا بسیار شعاری و محتواگرا، بدون ارزش‌های هنری و در نتیجه بدون تاثیرگذاری هستند، یا از سوی دیگر شاهد تولید نمایش‌هایی هستیم که فقط ارزش‌های تکنیکی آن مورد توجه بوده و از اندیشه تهی هستند. بنابراین تئاتر به‌عنوان یک رسانه، هم‌زمان باید به تولید اندیشه، آگاهی‌بخشی و سرگرم‌سازی فکر کند و این سه را همراه با قواعد زیبایی‌شناسی تئاتر ارائه دهد.
شش) بدیهی است انتخاب فرم باید متناسب با بیان و محتوای اثر باشد. اثر هنری موفق، اثری است که فرم و محتوای همگن داشته باشد. هم‌خوان نبودن این دو سبب می‌شود اثر یا شعاری و یا از اندیشه تهی باشد. آثار فرمالیستی، مخاطب خود را دارد، که البته دایره‌ی محدودی را تشکیل می‌دهند. به هر حال برای این مخاطب هم باید تولیداتی داشته باشیم و حذف آن به حذف بخشی از مخاطبان تئاتر می‌انجامد. اما دلایل مختلف سبب شده این نوع از نمایش رشد غیرطبیعی داشته باشد. بخشی از آن به‌دلیلِ کج‌سلیقگی و کم‌دانشی، به‌هنگامِ تصویب و ممیزی متن صورت می‌گیرد، و بخشی هم مربوط به هنرمندی است که دغدغه‌ی اجتماعی ندارد. ترکیب این دو، سببِ رشدِ بیش از حد و غیرطبیعیِ این‌گونه آثار می‌شود.
هفت) اما چرا تولیدات تئاتر ما به نسبت سینما کم‌تر تبلیغ می‌شود؟ باید گفت که تبلیغ‌کنندگان دو دسته‌اند؛ یکی نهادهای دولتی که بر اساسِ نگاهِ کارمندمحور، هیچ انگیزه‌ای برای تبلیغات ندارند، زیرا بحث و اهمیتِ بازگشتِ سرمایه، اساسا برای آن‌ها مطرح نیست و کارمند به این می‌اندیشد که فروش یا عدم‌موفقیتِ یک نمایش، تاثیری جدی بر وضعیتِ او ندارد. نوع دیگر بخش خصوصی است که به‌هنگام روبه‌رو شدن با پیشنهاد تبلیغ یا اسپانسر شدن، این را در نظر می‌گیرد که مجموعه‌ی روزهای اجرای یک نمایش، ضرب در تعدادِ کلِ صندلی‌های سالن، نهایتا چند هزار نفر را شامل می‌شود، با این محاسبه او ترجیح می‌دهد به‌سراغ رسانه‌های دیگر برود که با مخاطب بسیار بیش‌تری روبه‌رو است؛ رسانه‌هایی مانند سینما، روزنامه، بیل‌بردهای سطح شهر یا ظرفیت‌های فضاهای مجازی. افزایش روزهای اجرای یک نمایش، تا زمانی‌که مخاطب خود را دارد، می‌تواند اسپانسرها را به‌سوی تئاتر بکشاند. در موقعیتِ کنونی، به‌خاطر انبوه متقاضی و کمبود سالن، برخی نمایش‌ها در اوج استقبال کنار گذاشته می‌شوند. البته تئاتر ایران، هیچ‌گاه مانند سینمای ایران در دنیا مطرح نشده است. در این میان، عوامل مختلفی دخیل‌اند: یکی زبان فارسی، که خارج از ایران کاربرد ندارد. از طرفی تلاش برای زیرنویس کردن تئاتر، هیچ‌گاه نتیجه‌ی چندان مطلوبی نداده است. هم‌چنین تکیه‌ی زیاد بر دیالوگ و قصه‌گویی نسبت به تصویرسازی و کنش‌های بیرونی، سبب شده است این نوع نمایش‌ها امکان ارتباط با مخاطب غیرایرانی را نداشته باشد. از سوی دیگر، بسیاری از آثار فرمالیستی، به‌دلیل تقلید آثار اروپایی، طبیعتاً از سوی مخاطب آن‌جا که اصل آثار را دیده، با استقبال روبه‌رو نخواهد شد و عوامل دیگر که خود موضوع نوشتاری مستقل است.
هشت) تاثیر ترکیب تئاتر با رسانه‌های دیگر، مانند تلویزیون و رادیو در قالب تئاتر تلویزیونی و نمایش رادیویی، بخشی از توانایی‌های تئاتر هستند. اما آیا این رسانه‌ها می‌توانند به یاری تئاتر صحنه‌ای بیایند؟ در این زمینه باید در نظر داشت که تئاتر به انواع مختلف تقسیم می‌شود. طبیعی است که هر کدام از این شاخه‌ها ویژگی و جنس تاثیرگذاری متفاوتی را نیز با خود به‌همراه دارند. به‌عنوان مثال، تئاتر رادیویی بر تاثیرگذاری در حفظ شنوایی مخاطب تاکید دارد و می‌کوشد با تمرکز بر این حس، تخیلِ مخاطب را برانگیخته کند. هم‌چنین تئاتر تلویزیونی از امکانات رسانه‌ی فراگیر تلویزیون بهره می‌گیرد، تا هم‌زمان با مخاطب بسیار گسترده‌ای روبه‌رو شود. طبیعی است که بهترین شکل تاثیرگذاری، همانا تئاتر زنده در سالن تئاتر است. همان‌طور که می‌توان یک فیلم سینمایی را روی دی‌وی‌دی هم تماشا کرد، اما هیچ‌گاه تجریه‌ی حاصل از دیدنِ این فیلم مانندِ تماشای آن روی پرده‌ی سینما نیست. مهم‌ترین تفاوت، حضور جمعی در سالن‌های نمایش است و تجربه‌ی حضور جمعی و تماشای یک تئاتر، با تماشای فردی از روی قاب تلویزیون، یا شنیدن از رادیو، بسیار متفاوت است. اما نباید فراموش کرد که رادیو و تلویزیون می‌تواند خلاء در دسترس نبودن سالن تئاتر برای مخاطب به هر دلیل دور از سالن تئاتر را پُر و تامین کند.
نه) تئاتر برخلاف سینما، متکثر نیست. یک اجرا تمام می‌شود، اما یک فیلم بعد از ساخت و اجرا، برای همیشه می‌ماند. تئاتر با وجود این‌که این ویژگی را ندارد، قدرت خود را از کجا می‌گیرد؟ نگارنده قائل به برتری هیچ رسانه‌ای نسبت به رسانه‌ی دیگر نیست، هر رسانه‌ای تاثیرات خود را ایجاد می‌کند اما ویژگی بارز تئاتر، زنده اجرا شدن آن است. تماشاگر زنده، شخصیت‌ها و رویدادهای خلق‌شده توسط گروه اجرایی را شاهد است. این حضور زنده‌ی تماشاگر، به‌صورت متقابل روی اجرای نمایش و میزان تاثیرگذاری آن اثر می‌گذارد. همه‌ی هنرمندان تجربیاتی از اجرای خوب یا بد در شب‌های متوالی از اجرای یک نمایش واحد را داشته‌اند.
ده) برخی معتقدند متن نمایشی فقط یک واسطه است و اثر اصلی همان اجرای نمایش است. اما این‌که از یک متن واحد می‌توان به دفعات، اجراهای متعدد و متنوعی داشت، نشان می‌دهد نطفه‌ی هر نمایش صرفا بر اساس متن تشکیل می‌شود. این امر حتی در نمایش‌هایی که گفته می‌شود متن اولیه یا کاملی ندارند و مثلا بر اساسِ اِتُدها یا بداهه‌سازی‌ها شکل می‌گیرند، هم مصداق دارد. چرا که در این نوع نمایش‌ها از بداهه به متن می‌رسند، یعنی در هر حال متنی تولید شده است و در نهایت ملاک اصلی ارزیابی، اجرای یک متن است. نکته‌ی دیگری که اهمیت مستقل بودن یک متن را نشان می‌دهد این است که مانند متون دیگر ادبی، مثل شعر و داستان، این متون هستند که سندِ اصلی مورخان و جامعه‌شناسان و دیگر محققان برای تحلیل یک برهه‌ی تاریخی محسوب می‌شوند. پس نمایش‌نامه می‌تواند مثل یک کتاب به‌عنوان رسانه عمل کرده، پیامی که در دل متن پنهان است، پیش از اجرا به خواننده منتقل کند. اگر یک متن نمایشی به‌طور مستقل واجد پیام و مفهومی نباشد، یک کارگردان قرار است چه چیزی را روی صحنه ببرد؟ به سخن دیگر مجموع عناصر موجود در یک متن، رویدادها و نیز پایان‌بندی، در مجموع و در نهایت با هدف انتقال یک مفهوم چینش شده‌اند. اگر این عناصر برای رساندن یک مفهوم، هم‌سو و هم‌خوان نباشند، اساساً این نمایش‌نامه راه به جایی نمی‌برد و کارگردان نمی‌تواند دست‌مایه‌ی مناسبی برای یک نمایش داشته باشد. این‌که برخی کارگردانان به هنگام روی صحنه بردن یک نمایش‌نامه، دست به تغییراتی در متن می‌زنند با این هدف صورت می‌گیرد که مجموعه‌ی عناصر موجود در متن را بیش‌تر با یک‌دیگر هم‌خوان کنند. هم‌چنین دراماتورژ در کنار کارگردان قرار است به او کمک کند تا مفهوم نهفته در اثر را درست‌تر دریابد تا بتواند شکل کامل‌تری از متن را روی صحنه ببرد.
یازده) در سال‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری محتوای تئاترها و تبلیغ و اطلاع‌رسانی آن‌ها تاثیرگذار بوده‌اند. به‌نظر می‌رسد در حال حاضر، مهم‌ترین، فراگیرترین، سریع‌ترین و تاثیرگذارترین رسانه در میان قشر تحصیل‌کرده و جوانان، رسانه‌های مجازی است که بسیار فراتر از رسانه‌های مکتوب مانند روزنامه‌ها یا حتی سایت‌های خبری، عمل می‌کنند. طبیعی است که این رسانه‌ها می‌توانند بسیار بر سیاست‌گذاری‌ها یا تبلیغ یک فیلم یا تئاتر تاثیر بگذارند. به همین دلیل است که بسیاری، مواجهه با یک فیلم و تئاتر و کتاب را بر اساس بازخورد آن در شبکه‌های اجتماعی، انتخاب می‌کنند. هم‌چنین به صورت دائم در حال رصد کردن تحلیل‌ها و یادداشت‌ها و بازخوردهای رویدادهای سینمایی و نمایشی در این رسانه‌ها هستند.
دوازده) آیا ادبیاتِ شبکه‌های اجتماعی وارد متون نمایشی هم شده است؟ خیر! به‌نظر می‌رسد نویسندگان راه خود را می‌روند و بر اساس نیاز متن، ادبیات خاصِ خود را انتخاب می‌کنند. ادبیاتِ فضای مجازی بیش‌تر از ادبیات محاوره‌ای تاثیر می‌گیرد. به‌عبارت دیگر آدم‌ها در شبکه های اجتماعی، بیش از این‌که برای هم متن بنویسند، گویی که با هم حرف می‌زنند. این‌که در آینده چه رخ دهد، اکنون قابل تصور نیست. اما اگر زبان ادبیاتِ نمایشیِ ما تحتِ تاثیرِ زبانِ اینترنت تغییر یابد، به هیچ‌وجه شگفت‌زده نخواهیم شد. در زمانی دور یا نزدیک!

آخرین مقالات منتشر شده

نمایش نامه و مخاطب

درام، اثری ادبی است که با اجرا کامل می‌شود. تفاوت این‌ گونه‌ی ادبی با دیگر ژانرهای ادبیات، در همین نکته‌ی مهم است. نمایش‌نامه وقتی کامل می‌شود که بیان کلمات و

ادامه مقاله »

شگردهای نامگذاری نمایشنامه

نمایش‌نامه‌نویسان همواره به‌دنبال شگردهایی برای انتخاب نامی مناسب برای نمایش‌نامه‎ی خود بوده‎اند. گاهی نام نمایش‌نامه، برگرفته از نامِ شخصیتِ اصلیِ آن بوده است، مثل «هملت» یا «مکبث» و یا «فاوست».

ادامه مقاله »

گفتگو با دکتر شهرام گیل آبادی، مدیرعامل خانه تئاتر

شهرام گیل‌آبادی مدیرعامل خانه‌ی تئاتر است، اما فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی مدیریت رسانه، تهیه‌کنندگی رادیو و تلویزیون، تدریس در دانشکده‌های هنری، کارگردانی تئاتر و نگارش نمایش‌نامه، مقاله و کتاب نظری

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist