نمایش‌نامه‌نویسان همواره به‌دنبال شگردهایی برای انتخاب نامی مناسب برای نمایش‌نامه‎ی خود بوده‎اند. گاهی نام نمایش‌نامه، برگرفته از نامِ شخصیتِ اصلیِ آن بوده است، مثل «هملت» یا «مکبث» و یا «فاوست». گاهی نام نمایش‌نامه یک جمله‎ی کامل بوده است، مثل: «آن‌جا که ماهی‎ها سنگ می‎شوند»، یا «اندوه، برازنده‎‎ی الکترا است» و یا «پهلوان اکبر می‎میرد». گاهی اسم‎ها، شاعرانه یا ادیبانه است، مثل: «ملودی شهر بارانی»، یا «غروب در دیاری غریب» و یا «سفر طولانی روز در دل شب». گاهی اسامی نمایش‌نامه‎ها اسم یا صفت است، مثل: «چهار صندوق» یا «مردم‎گریز» و یا «راهزنان». در این گفتار به نمایش‌نامه‎هایی خواهیم پرداخت که به‌نام شخصیت‌های اصلی اسم‎گذاری شده است. در تمامِ نمایش‌نامه‎های تاریخِ ادبیاتِ نمایشی، شخصیت، عنصرِ سازنده‎ی روایتِ نمایشی و پیش‎برنده‎ی داستان نمایش‌نامه بوده است. هیچ تصوری از نمایش‌نامه‎ای بدون حضور شخصیت‎ها، و یا موجودات و سمبل‎هایی که نماینده‎ی شخصیت‎های انسانی باشند، نمی‎توان داشت. از دیرباز و از همان هنگام که نمایش‌نامه‌نویسی در یونان باستان در دو گونه‎ی تراژدی و کمدی ظهور کرد، انتخابِ اسمِ نمایش‌نامه‎ها یکی از دغدغه‎های جدی نمایش‌نامه‎نویسان بوده است. هنر بزرگ درام‎نویسان، خلق شخصیت‎هایی استثنایی و بزرگ بوده است. شخصیت‎هایی که نمونه‎ی آن‌ها هرگز نه در اساطیر و ادبیات، و نه در زندگی عادی و روزمره، وجود نداشته است و برای مخاطبان، بسیار بدیع و شگرف بوده‎اند. نمایش‌نامه‎نویسی که می‎توانست چنین شخصیتی خلق کند، ترجیح می‎داد که نام نمایش‌نامه‎ی خود را نیز از همان شخصیت وام بگیرد. اگر از نخستین تراژدی‌نویسان آغاز کنیم، از «آیسخولوس»، تراژدی‌نویس سده‎ی پنجم قبل از میلاد، هفت تراژدی به‌جا مانده که اسامی خود را از شخصیت‎های اسطوره‎ای، هم‌چون «پرومته» و «آگاممنون» وام گرفته‎اند تا آیسخولوس، نمایش‌نامه‎هایی به همین نام‎ها بنویسد. از سوفوکل، دیگر تراژدی‌نویس هم‌عصر او نیز، هفت نمایش‌نامه به‌جا مانده است که به جز نمایش‌نامه‎ی «زنان تراخیس» (که درباره‎ی هرکول است)؛ بقیه، همگی به اسم شخصیت‎های اصلیِ نمایش‌نامه نام‎گذاری شده‎اند، شامل: «اُدیپوس شهریار»، «اُدیپوس در کولونوس»، «آنتیگونه»، «آژاکس»، «الکترا» و «فیلوکتت». اوریپید نیز که هم‌دوره‎ی دو تراژدی‌نویس پیشین بوده، در نام‌گذاری نمایش‌نامه‎هایش از روشِ دو نویسنده‎ی هم‎روزگار خویش تبعیت کرده است، در نمایش‌نامه‌هایی هم‌چون «مده‎آ»، «هکاب»، «هلن»، «ایون»، «آلسِست»، «هیپولیت»، «الکترا»، «اورستس»، «آلکستیس»، «آندروماک» و دو نمایش‌نامه به‌نام «ایفی‌ژنی». سنه‎کا، تراژدی‌نویس رومی قرن اول میلادی، نیز نمایش‌نامه‎هایی خلق کرده که به‌نام شخصیت‎های اصلی هستند، هم‌چون: «تی‎یِست» (یا توئستوس)، «اُدیپوس»، «هرکول»، «مده‎آ»، «فدرا» و «آگاممنون». اما سنت نام‎گذاری نمایش‌نامه بر اساسِ اسمِ شخصیتِ اصلی، در دوره‎ی ‎رنسانس نیز دنبال شد. اگر از نمایش‌نامه‌نویسان کِهتر هم‌چون کریستوفر مارلو، با نمایش‌نامه‎ی «دکتر فاستوس» و بن جانسون، با نمایش‌نامه‎ی «وُلپُن» بگذریم، مهم‎ترین نمایش‌نامه‌نویس عهد ملکه الیزابت، ویلیام شکسپیر است که با تعداد فراوانی از نمایش‌نامه‎هایی که به اسمِ شخصیت‎های اصلی هستند، در این عرصه بی‎رقیب است. تمام چهار تراژدی بزرگِ او، به‌نام شخصیت‎های اصلی هستند، یعنی: «اتللو»، «مکبث»، «لیرشاه» و «هملت». علاوه بر این‌ها تعداد فراوانی از کمدی‎ها و تراژدی‎های او همین خصوصیت را دارند. پس از شکسپیر نوبت به تراژدی‌نویسان نئوکلاسیک، در قرن هفدهم میلادی در فرانسه می‎رسد. پی‎یر کُرنِی و ژان راسین. از آثار کُرنی که دارای همین خصوصیت هستند، می‎توان چنین نام برد: «اِل‎سید»، «هوراس»، «اُدیپ»، «آتیلا»، «رُدوگونه»، «مده» و «مرگ پمپه». همتای دیگر کُرنی در فرانسه، ژان راسین است. تقریبا بیش‌تر آثار او به نام شخصیت اصلی اسم‎گذاری شده‎اند، اسامی آن‌ها چنین است: «اسکندر بزرگ»، «آندروماک»، «بریانیکوس»، «بایزید»، «مهرداد»، «ایفی‎ژنی»، «فدر» و «اِستر». در میان کمدی‎های مولیر نیز به چند نام با همین خصوصیت برمی‎خوریم، مثل: «تارتوف»، «دون ژوان»، «آمفی‎تریون»، «ژرژ داندن» و «نیرنگ‎های اسکاپن». در میان نمایش‌نامه‌نویسان مکتب رمانتیک نیز به نمونه‎های شاخصی از این دست برمی‎خوریم. از جمله یوهان ولفگانگ گوته با نمایش‌نامه‎های «فاوست» و «ایفی‎ژنی». فردریش شیلر با نمایش‌نامه‎های «دون کارلوس» و «ویلهلم‎تل» و هم‌چنین ویکتور هوگو با نمایش‌نامه‎ی «اِرنانی». اما این شیوه‎ی نام‎گذاری در درامِ مدرن نیز به همین جدیت دنبال شد. هنریک ایبسن، پایه‎‎گذارِ درامِ مدرن، هم‌چون اَسلاف خود، با استفاده از همین شگرد، نمایش‌نامه‌هایش را نام‎گذاری می‎کرد و بی‎تردید، ایبسن در خلق شخصیت‎های ماندگار در درام، استاد بود و بسیاری از شخصیت‎هایی که او خلق کرد در نمایش‌نامه‎هایش با نام خود جاودان شدند، از جمله: «هداگابلر»، «یولف کوچک»، «براند»، «جان گابریل بورکمان»، «پرگینت» و «خانم اینگر». سنت ایبسن، در آگوست استریندبرگ با «دوشیزه جولی»؛ و در چخوف با «ایوانوف» و «دایی وانیا» ادامه یافت، تا این‌که درام مدرن به امریکا رسید. یوجین اونیل، پایه‌گذارِ درامِ مدرنِ آمریکا است. او در برخی نمایش‌نامه‎هایش چنان شخصیت‎های قوی و چشم‌گیری آفریده است که همانا شایستگی آن‌را دارند که نام‌شان بر جلد کتاب نقش بندد، همانند: «امپراتور جونز»، «خداوندگار براون»، «لازاروس خندید»، «آنا کریستی». در میانِ نمایش‌نامه‌نویسان ایرانی نیز سنتِ نام‌گذاریِ اثر، به‌نام شخصیت اصلی، وجود داشته است. گویی شخصیت چنان بزرگ است که در میانِ صفحاتِ کتاب نمی‎گنجد و باید از میانِ سطورِ نمایش‌نامه بیرون جهد و در جایی بنشیند که مخاطب در نخستین نگاه او را ببیند. در آثار بهرام بیضایی، شماری از نمایش‌نامه‎ها چنین‌اند، مثل: «مرگ یزدگرد»، «هشتمین سفر سندباد»، «آرش»، «دنیای مطبوعاتی آقای اسراری»، «سهراب‎کشی». از اکبر رادی نمایش‌نامه‎ی «لبخند باشکوه آقای گیل» و از اسماعیل خلج «گلدونه خانم»، «صغری دلاک» یا «بابا شیرعلی» را از این دست می‎توان نام برد. تمام آثاری که در این گفتار کوتاه معرفی شدند، بر شالوده‎ی استوارِ شخصیتی چشم‌گیر و بزرگ نوشته شده‎اند و می‎توان شگرد نام‎گذاری نمایش‌نامه را بر پایه‎ی شخصیت، یکی از اصلی‎ترین و رایج‌ترین روش‎های یافتنِ اسم برای نمایش‌نامه‎ها دانست. در آینده و در ادامه‌ی شگردهای نام‌گذاری به سراغ آثاری خواهیم رفت که اسم‌شان، یک جمله‎ی کامل و یا یک عبارت طولانی است.

آخرین مقالات منتشر شده

ویژه روز جهانی تئاتر

  ۲۷ مارس مطابق با هفتم فروردین‌، روز جهانی تئاتر است. به همین مناسبت برای بزرگداشت این روز، هرسال یکی از هنرمندان تئاترِ جهان پیامی منتشر می‌کند. پیام امسال روز

ادامه مقاله »

تازه‌‌ها در تئاتر

درگذشت بیژن افشار بیژن افشار بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و عضو هیات‌مدیره‌ی انجمن بازیگران خانه‌ی تئاتر، در روز دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 و در سن 67 سالگی، بر اثر

ادامه مقاله »

عرضه و تقاضا در بازار تئاتر

در این نوشتار نخست به فرایند بازار تئاتر می‌پردازیم. در ادامه عوامل مؤثر بر تقاضای تئاتر را فهرست می‌کنیم و در پایان بخشی از یک پژوهش میدانی را به‌عنوان شاهدی

ادامه مقاله »

فرآیند مشاهده (دیدن) در آموزش تئاتر

شبکه‌های چندرسانه‌ای آموزشی، عامل تحول در روش‌های سنتی آموزش شده‌اند. اما تأثیرگذاری آن‌ها نیازمند دقت در طراحی و تولید محتوا بر اساس اهداف واحدهای درسی و توانایی‌های کاربران است. به‌کارگیری

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist