فرآیند مشاهده (دیدن) در آموزش تئاتر

شبکه‌های چندرسانه‌ای آموزشی، عامل تحول در روش‌های سنتی آموزش شده‌اند. اما تأثیرگذاری آن‌ها نیازمند دقت در طراحی و تولید محتوا بر اساس اهداف واحدهای درسی و توانایی‌های کاربران است. به‌کارگیری اصول و فنون آموزش از طریق فن‌آوری دیجیتال، در فرایند مشاهده (دیدن) و دریافت، باعث دقت و سرعت می‌شود. یکی از مراحل مهمی که عامل موفقیت در مرحله‌ی آموزش نظری و عملی تئاتر است و هنرجو را در این فرایند، پشتیبانی و حمایت می‌نماید، «دیدن» است. زیرا هنرجو از طریق چشم می‌بینند و از طریق گوش می‌شنود، بنابراین برقراری ارتباط، راحت‌تر؛ و دریافت آن، سریع‌تر است. «دیدن»، تمرکز و توجه به مشاهده‌ی نمایش عینی و تصاویر، در موقعیت‌ و شرایط مختلف اجرا است. مشاهده یا «دیدن»، در چهار مرحله شکل می‌گیرد. ابتدا از طریقِ «حرکت»، به‌گونه‌ای که هنرجو بتواند با مطالب «ارتباط‌» برقرار کند؛ ارتباطی که منجر به تحریک احساسات و عواطف شود، و سپس محتوای نظری و عملی تئاتر را در ذهن خود «تجسم» کند. بعد از مرحله‌ی تجسم دریافت‌ها در ذهن، مرحله‌ی «کشف» معانی و مفاهیم نهفته در آموزه‌های نظری و عملی شکل می‌گیرد.

مقدمه. در این شیوه‌ی آموزشی، بر اساس مشاهده (دیدن) و نمایش مفاهیم و معانی، محتوای مطالب نظری و عملی در قالب عکس و تصاویر ویدیویی که بتواند گویای وضعیت و موقعیت واحدهای درسی باشد، آموزه‌های تئاتر آموخته می‌شود. این روش در مراحل اولیه‌ی آموزش تئاتر، اهمیت ویژه‌ای دارد. دیدن، دایره‌ی شمول گسترده‌ای دارد و می‌تواند شامل: نشانه، خط، عکس، گرافیک، انیمیشن، موشن‌گرافی، پادکست ویدیویی، پادکست صوتی و نمودار باشد. «انتقال نشانه‌ها و مفاهیم جدید، بدون استفاده از توضیح و تفسیر، و تأکید جذب معنی، با تصاویر و ویدیوی مطالب و موضوعات درسی، مؤثرتر است، زیرا هرگاه ویدیو و تصاویر با ادراک شنیدن و دیدن هم‌زمان شوند، در تحکیم دریافت، موفق‌تر عمل می‌کنند». (بلیایف، 1368: 84) بنا بر اصول روان‌شناسی حافظه، مطالبی در حافظه‌ی افراد استوارتر می‌ماند که از سه راه دیداری، شنیداری و حرکتی پدید آید. در این میان، شیوه‌ی دیداری، اثر بیش‌تر و پایدارتری در یادگیری دارد. بر اساس مطالعات «سپینکلتون» آموزش در کودکی ابتدا کُند صورت می‌گیرد و پیشرفت کودک در آموختن ملایم پیش می‌رود و او به‌تدریج به سطوح بالاتری از مهارت‌های جدید دست می‌یابد، اما بزرگ‌سالان ابتدا به‌سرعت پیشرفت می‌کنند، ولی این روند با گذشت زمان کاهش می‌یابد. زیرا بزرگ‌سالان در برابر تغییرات محیطی مقاومت نشان می‌دهند. به‌علاوه تغییرات سیستم عصبی نیز ممکن است توانایی بزرگ‌سالان را در آموختن مطالب جدید کاهش دهد. اندام‌های عصبی دیداری‌-شنیداریِ فردِ بزرگ‌سالی که با فرهنگِ خانوادگی و اجتماعی خاصی رشد یافته و با آن اندیشیده و نیز احساسات و عواطف خود را بیان کرده است، به تولید و درکِ نشانه‌ها و یافته‌های مادری‌اش عادت کرده است. پس تمامی این عوامل، روند آموزش را در بزرگ‌سالان دچارِ اختلال و نهایتاً کُند می‌کند. اما تجربه ثابت کرده است هرگاه آموزش تئاتر از طریق تجسم بصری صورت گیرد، قدرتِ یادگیری افزایش می‌یابد، زیرا دقتِ شنیداری در فرایندِ دیداری در آموزش، به‌مراتب بیش‌تر از مطالعه‌ی صرف است و در خاطر پایدارتر خواهد بود. آلبرت بندورا (2005-1925) روان‌شناس و پژوهش‌گر دانشگاه استنفورد، نظریه‌پرداز یادگیری مشاهده‌ای، معتقد است: تمایلی طبیعی در انسان‌ برای تقلید آن‌چه در دیگران مشاهده می‌کند، وجود دارد. فعل و انفعالاتی که در مغز هنگام مشاهده صورت می‌گیرد، مربوط به نورون‌ها (سلول‌های عصبی) هستند. نوعی از نورون‌ها، نورون آینه‌ای نامیده می‌شوند. این نورون‌ها زمانی در مغز فعال می‌شوند که فرد عملی انجام می‌دهد یا آن‌چه را که فردی دیگر انجام می‌دهد، مشاهده می‌کند. در این شرایط، حرکت این نورون‌ها شدیدتر از زمان‌های دیگر است. نقش این نورون‌ها این است که در یک تعامل اجتماعی، عملِ فردِ مشاهده‌کننده را، به عملِ فردِ موردمشاهده، نزدیک می‌کنند. به‌عبارت دیگر مطابقت دادن، اساسی‌ترین ویژگی نورون‌های آینه‌ای است. این نورون‌ها مشاهده‌گر را قادر می‌سازند تا از طریق مطابقت دادن رفتار حرکتی خود با رفتار فردِ موردمشاهده، آن رفتار را دریافت، و در آن موقعیت قرار ‌گیرد. مهارت‌های رفتاری، هنگامی‌که از طریق دیدن در صدد تثبیت داده‌ها بر آیند، می‌توانند روند یادگیری را سرعت بخشند. این مهم نه‌تنها در دوران کودکی است، بلکه در دوران بزرگ‌سالی نیز کاربرد دارد. یادگیری بر اساس دیدن، در الگوهای متفاوتی ارائه می‌شود که طی آن هنر‌آموز می‌تواند با طی مراحل مشخص با تئاتر آشنا شود. مراحل الگوی یادگیری بر این اساس، پس از مشاهده و «دیدن» را می‌توان این‌گونه بیان نمود: مرحله‌ی اول، توصیف وضعیت و موقعیت: توصیف و تشریح وضعیت و موقعیت نمایش؛ به‌عبارت دیگر، هنرآموزان آن‌چه از شرایط نمایش دریافت می‌کنند، توصیف می‌کنند و توصیف آن‌ها بر اساس مطالبی است که می‌بینند و از طریق چشم با آن ارتباط برقرار می‌نمایند. مرحله‌ی دوم، مقایسه مستقیم: مقایسه‌ی دو یا چند موضوع و تعیین تفاوت‌ها و تشابهات آنان با یک‌دیگر. هنرآموزان مفهوم موردنظر را با موضوعات گوناگون مقایسه می‌کنند و به تحلیل و تفسیر کوتاه آن می‌پردازند. مرحله‌ی سوم، مقایسه‌ی شخصی: هنرآموزان باید بین خود و مفهوم موردنظر، هم‌سویی و هم‌دلی ایجاد کنند و احساسات و انگیزه‌های خود را بیان نمایند. احساس نزدیکی و یکی شدن مفهوم، در قالبِ قیاسِ شخصی، ارزش‌مند و در خلاقیت شخصی مؤثر است. گام چهارم؛ مقایسه‌ی مستقیم و شخصی: هنرآموزان می‌بایست با استفاده از قیاس مستقیم و تعارض فشرده، احساسات و تمایلات خود را توصیف کنند. در تمامِ چهار مرحله، هنرآموز با تکیه بر دیدن، پاسخ‌گوی خواسته‌های مربی خواهد بود.
فرایند «دیدن» و توجه به آن، نتایج و آثار بسیاری در آموزش تئاتر دارد و بر کارایی فرایند آموزش می‌افزاید، هم‌چنین باعث تداوم آموزها می‌گردد. «دیدن صورت‌های مشخص هنری به‌وسیله‌ی نشان‌های بصری معین، موجب می‌شود که بر میزان کارآیی یافته‌ها به‌طرزی چشم‌گیر افزوده شود. بیان شفاهی هر گوینده‌ای را می‌توان تنها از فاصله‌ی‌ نزدیک، در ظرف چند لحظه، به گوش شنید و حال آن‌که اسناد مکتوب و تصاویر را می‌توان به هر مکانی برد و برای هر مدتی از زمان نگاه داشت. تعداد مدارک و تصاویری که ما در یک زمان می‌توانیم ببینیم، بسیار بیش‌تر از تعداد مطالبی است که در همان زمان می‌توانیم بشنویم، گذشته از آن‌که ما با پدیده‌های دیداری بهتر می‌توانیم ارتباط برقرار کرده و کار کنیم». (بلومفید، 1379: 46) «دیدن» در آموزش و یادگیری رشته و گرایش‌های تئاتر تأثیر بسیار چشم‌گیری دارد و هنرآموز از طریق برقراری ارتباط چشمی با آموزه‌ها و آن‌چه در صدد یادگیری آن است می‌تواند موفق‌تر عمل نماید. عوامل مهمی می‌توانند در پیدایش و تقویت این اصل دخیل باشند. مثلاً گاهی «حرکت» در طول فرایند تدریس، می‌تواند با تحریکِ دیدن، یادگیری را تحت‌تأثیر قرار دهد. هم‌چنین «احساس»، و تحریک آن نیز از طریق دیدن، می‌تواند تأثیرگذار باشد. روان‌شناسان معتقدند، حرکات از هر منبعی که صادر شود می‌تواند از طریق چشم به‌طرفِ مقابل منتقل شود و احساس او را تحریک نماید. بعد از تحریکِ احساسات، طرفِ مقابل، صحنه‌ها و آموزه‌های مختلف را در ذهن خویش تجسم می‌کند و بعد از آن می‌تواند در مرحله‌ی بعدی، به «کشف معانی» دست یابد. در تمامی این چهار مرحله یعنی حرکت، احساس، تجسم و کشف معانی، قوه‌ی دیداری دخیل است و فرد با دیدنِ صحنه‌ها، مطالب و موضوعات آموزشی را در ذهن خویش تثبیت می‌نماید. حال اگر بتوان از این چهار اصل، با تکیه بر دیدن، به آموزش تئاتر پرداخت، هم سرعت یادگیری افزایش می‌یابد و هم قوام و پایداری آموزه‌های نظری و عملی در ذهن بیش‌تر می‌شود. هم‌چنین حجم مطالبی که قرار است هنر‌آموز آن‌را بیاموزد افزایش می‌یابد. یکی از مشهورترین پژوهش‌های «آلبرت بندورا»، مربوط به آزمایشی با یک عروسکِ بادشده به‌طول ۹۰ تا ۱۲۰ سانتی‌متر، به‌نام «بوبو» است؛ که این آزمایش به‌نام «عروسک بادکرده‌ی بوبو» مشهور است. بندورا به‌وسیله‌ی آن، توانست نشان دهد که چگونه مشاهده‌ی رفتار پرخاش‌گری، می‌تواند بر یادگیری خشونتِ کودکان تأثیر داشته باشد. او ۷۲ کودک ۳ تا ۶ ساله را انتخاب و آن‌ها را در سه گروه ۲۴تایی، تقسیم کرد. گروه اول، کودکانی بودند که رفتارِ خشونت‌آمیزِ یک الگویِ بزرگ‌سال را به‌مدت ده دقیقه نسبت به بوبو تماشا می‌کردند، که به‌صورت پرخاش‌گری فیزیکی، حمله‌کردن و ضربه‌زدن به عروسک بادی بود، و هم‌زمان با داد و فریاد، پرخاش‌گریِ کلامی را نیز نشان می‌دادند، و قبل از آن‌که چنین رفتاری را مشاهده کنند به اتاقی دیگر برده می‌شدند که حاوی اسباب‌بازی‌های دیگر بود، ولی به آن‌ها اجازه‌ی بازی به‌مدت ۲ دقیقه داده نمی‌شد، تا دچار تعارض شوند و آمادگی لازم برای پرخاش‌گری را بیابند. گروه دوم، کودکانی بودند که آن‌ها هم رفتار الگوی بزرگ‌سال را تماشا می‌کردند، اما این رفتار، یک رفتارِ خشونت‌آمیز نبود و به‌صورت بازی با سایر اسباب‌بازی‌هایی بود که در اتاقِ آزمایشی توسط آزمایش‌گر فراهم شده بود. گروه سوم: کودکانی بودند که هیچ نوع الگوی بزرگ‌سالی را تماشا نمی‌کردند و به‌تنهایی در اتاقِ آزمایش، بازی می‌کردند. از طرفی تمام این سه گروه، به‌طور کاملاً مساوی به دو گروه دختر و پسر تقسیم شده بودند. در پایانِ آزمایش، دیده شد گروهی از کودکان که الگوی پرخاش‌گریِ بزرگ‌سال را تماشا کرده بودند، بیش‌تر از دوبرابر گروه کنترل، رفتارهای پرخاش‌گری فیزیکی و کلامی نشان دادند. و کودکان گروهی که الگوی بدون پرخاش‌گری بزرگ‌سال را مشاهده کرده بودند، حتی نسبت به گروه کنترل، رفتارِ پرخاش‌گری کم‌تری نشان دادند. در این مرحله، تأثیر «دیدن» را در یادگیری و آموزش تئاتر، در چهار مرحله‌ی زیر به‌ترتیبِ اعمال، موردبررسی قرار می‌دهیم: الف) حرکت، ب) احساس، ج) تجسم، د) کشف معانی.

الف) حرکت. یکی از عوامل مهم در اصلِ «دیدن» و امر آموزش، بحث «حرکت» و نوع آن است. با توجه به آن‌که حرکت از جانبِ مربی باشد یا هنرجو، تأثیر آن فرق می‌کند. در این قسمت، هدفِ ما حرکتی است که از سوی مربی، به‌عنوان کسی که تئاتر را آموزش می‌دهد، صورت می‌گیرد. این اصل به‌عنوان اولین مرحله در برقراری ارتباط از طریق «دیدن» در نظر گرفته می‌شود. بدین‌ معنا که از طریق حرکتی که به طرق مختلف از طرفِ مربی صورت می‌گیرد، هنرجو آن‌را می‌بیند و در مراحل بعد، به تبعِ آن به یادگیری می‌پردازد.

ب) احساس. در این مرحله، هنر‌آموز بعد از آن‌که از طریق مشاهده و در خلال حرکات، با برخی از آموزه‌ها آشنا شد و با آن ارتباط برقرار نمود، به‌طور ناخودآگاه آن ارتباط، باعث تحریک ‌بخشی از احساسات او می‌شود. البته منظور از احساس، معنی کلی کلمه است. زیرا کار‌شناسان آموزشی معتقدند هر نوع یادگیری، در نتیجه‌ی تحریک ‌بخشی از احساسات فرد است. اگر احساسِ فرد، تحریک و وارد عمل نشود، او هیچ‌گاه نمی‌تواند مطلبی را به‌خاطر بسپارد. در نتیجه بعد از آن‌که هنر‌آموز از طریق هر نوع حرکت و دیدن صحنه‌های مختلف با موقعیت‌های جدید روبه‌رو شد، آن موقعیت‌ها بخشی از احساسات او را تحریک می‌نماید و این تحریک احساس، می‌تواند باعث ایجاد زمینه‌های یادگیری در ذهن شود.

ج) تجسم. در مرحله‌ی «تجسم»، از طریق آموزش‌ موقعیتی ایجاد می‌شود که هنر‌آموز با بهره‌گیری از مشاهده، به تجسمِ موقعیت‌های گوناگون می‌پردازد و با قرار دادنِ خود در آن موقعیت، به‌راحتی می‌تواند مطالب نظری و اتودهای عملی موردنیاز را که از قبل آموخته است در ذهن تداعی نماید. «تجسم» در مرحله‌ی مشاهده، باید با تولیدِ بیان و بدن و حرکت همراه باشد. به‌عبارت‌ دیگر، ابتدا هنرآموز عملی را می‌بیند، سپس آوا و صدایی را می‌شنود، بعد خود را در موقعیتی جدید تجسم می‌کند، و سپس از طریقِ واکنشِ بیان، بدن و حرکت پاسخ می‌دهد. تجسم، نه‌تنها در کلاس و صحنه و هنگام تمرین به‌کار می‌آید، بلکه در چگونگی ارایه‌ی محتوای منابع درسی نیز نقش‌آفرین است.

د) کشف معانی. در کشف معانی و قواعد انتزاعی و اصول و فنون، ابتدا باید هنر‌آموز به مهارتِ کافی در آموزش دست ‌یافته باشد. مثلاً ابتدا مناسبات و محتوا را در مراحلِ قبلی، از طریقِ دیدنِ تئاتر و فیلم به‌خوبی آموخته باشد. این امر هنگام آموزش به‌خوبی مشهود است. هرچه ارتباط، روشن و بی‌ابهام‌تر باشد، کشفِ معانی توسط مخاطب آسان‌تر است و او راحت‌تر می‌تواند اغراضِ طرفِ مقابل را دریابد. می‌توان چنین نتیجه گرفت؛ به‌منظور بهره‌گیری از «مشاهده» در فرایند تدریس تئاتر، از طریق حرکت، می‌توان با هنر‌آموز ارتباط دیداری برقرار نمود و با تحریکِ احساساتِ او در این ارتباط، داده‌ها را برای او مجسم نمود. تجسمی که در پی آن هنر‌آموز می‌تواند معانی نشانه‌ها را کشف کرده و مبانی نظری و عملی تئاتر را به‌خوبی بیاموزد و از طریق آن بتواند با تئاتر ارتباط برقرار سازد.

نتیجه. «دیدن» در مراحل اولیه‌ی آموزش هنر، به‌خصوص تئاتر، اهمیت ویژه‌ای دارد و می‌تواند باعث تثبیت اطلاعات گردد. هرگاه عمل با تصاویر بصری و ادراک شنیداری هم‌زمان شود، در تحکیمِ به‌خاطر سپردنِ رفتار، مؤثرتر خواهد بود. در اولین مرحله از «دیدن»، با حرکتی که در برابرِ هنرآموز و به‌عنوان اولین مرحله از مراحل آموزش بصری صورت می‌گیرد، هنر‌آموز شروع به درک و یادگیری آموزه‌ها می‌نماید. در این مرحله، منظور از حرکت، جابه‌جایی یک شی نیست، بلکه هر نوع استفاده از وسایل کمک‌آموزشی، حرکات فیزیکی، بدنی، ایما، اشاره و … به‌عنوان یک حرکت در نظر گرفته می‌شود، که هنر‌آموز آن‌را با چشم می‌بیند و درک می‌کند. در بحثِ حرکت‌هایی که منجر به یادگیری می‌شوند، می‌توان به «نمایش خلاق» اشاره نمود و منظور از آن، حرکاتی موزون و برنامه‌ریزی‌شده از سوی مربی آموزشی است که می‌تواند زمینه‌های فراگیری آموزه‌ها را برای هنر‌آموزِ تئاتر هموار نماید. هنر‌آموز بعد از طی سه مرحله‌ی حرکت، احساس و تجسم، به کشف معانی دست می‌یابد؛ یعنی ابتدا حرکات را می‌بیند و با آن ارتباط برقرار می‌کند، در نتیجه‌ی آن، احساس او تحریک می‌شود و به تجسم موقعیت‌های مختلف می‌پردازد و در انتها با به خاطر سپاری آن‌ها در حافظه، به کشف معانی دست می‌یابد.

آخرین مقالات منتشر شده

بنیاد نمایش در ایران

می‌توان استنباط کرد که دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی، به چند دلیل، تحت‌تاثیرِ مجید رضوانی، نویسنده‌ی پژوهشی با عنوان «پیدایش نمایش و رقص در ایران» بود (این پژوهش در سال 1356،

ادامه مقاله »

فرآیند مشاهده (دیدن) در آموزش تئاتر

شبکه‌های چندرسانه‌ای آموزشی، عامل تحول در روش‌های سنتی آموزش شده‌اند. اما تأثیرگذاری آن‌ها نیازمند دقت در طراحی و تولید محتوا بر اساس اهداف واحدهای درسی و توانایی‌های کاربران است. به‌کارگیری

ادامه مقاله »

تازه ها در تئاتر

هادی مرزبان و سرانجام دکتر نون هادی مرزبان که چند سالی هست درصدد اجرای نمایش دکتر نون است، به‌زودی تمرین‌های این نمایش را برای اجرا در تالار اصلی تئاتر شهر

ادامه مقاله »

شگردهای نامگذاری نمایشنامه

نمایش‌نامه‌نویسان همواره به‌دنبال شگردهایی برای انتخاب نامی مناسب برای نمایش‌نامه‎ی خود بوده‎اند. گاهی نام نمایش‌نامه، برگرفته از نامِ شخصیتِ اصلیِ آن بوده است، مثل «هملت» یا «مکبث» و یا «فاوست».

ادامه مقاله »

تازه ها در تئاتر

«خاله مرجان و خروس» در فضای مجازی فیلم‌تئاتر «خاله مرجان و خروس»، به‌نویسندگی و کارگردانی مریم کاظمی، در گامِ سوم طرح «نمایش‌نما»، از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان،

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist