نام نمایشنامه، دروازه ورود به متن

در نوشتار پیشین، شگردهای نام‎گذاریِ نمایش‌نامه‎ها بر اساسِ نامِ شخصیت‎های اصلی، مورد بحث قرار گرفت و نمونه‎های متعدد آن از آغاز تراژدی‎های یونانی تا دوره‎ی معاصر، بیان گردید. شگرد دیگری كه نمایش‌نامه‌نویسان برای نام‎گذاری نمایش‌نامه‎های خود به‌كار می‎برند، استفاده از یك جمله‎ی كامل است. یعنی مجموعه‎ای از واژگان بر روی محورِ هم‌نشینیِ زبان، كه دارای فعل باشد. مثل نمایش‌نامه‎ی «در مه بخوان» نوشته‎ی اكبر رادی. در این مقاله مشخصا كاربردِ فعل، موردنظر است و جمله‌هایی كه فعل در آن‌ها پنهان باشد و یا به قرینه‌ی معنوی حذف شده باشد، موضوع این بحث نیستند. بنابراین اسم نمایش‌نامه‎هایی هم‌چون «چشم در برابر چشمِ» ویلیام شكسپیر و یا «شب به‌خیر جنابِ كُنتِ» اكبر رادی در این مقال نمی‎گنجند. برخی نمایش‌نامه‎نویسان جهان و ایران، در اسم‎گذاریِ آثارشان، جمله‎هایی كوتاه یا بلند انتخاب كرده‎اند. برای پی‌گیری این موضوع باید ابتدا به نمایش‌نامه‎نویسان یونان باستان رجوع كرد. هیچ‎یك از تراژدی‎نویسان یا كمدی‎نویسان یونانی در نام‌گذاری نمایش‌نامه‎های خود، از یك جمله‎ی كامل استفاده نكرده‎اند. بر همین قاعده باید ذكر كنیم كه نمایش‌نامه‎نویسان رومی، هم‌چون «پلاوتوس»، «ترنس» و «سِنِكا» نیز از نام‎های كوتاه و اسامی شخصیت‎های نمایش‌نامه‎های خویش برای كمدی‎ها و تراژدی‎های خود بهره برده‎اند. تا عهد رنسانس، هیچ نامی برای نمایش‌نامه به‌صورت جمله انتخاب نشده است. در این دوره در میان نمایش‌نامه‎های شكسپیر، دو نام به‌صورت جمله وجود دارد: «هر طور كه شما بخواهید» و «آن‌چه پایانش خوش است، خوب است». در تمام نمایش‌نامه‎های سبك نئوكلاسیك كه در قرن هفدهم به قلم نمایش‌نامه‎نویسان فرانسوی هم‌چون «ژان راسین»، «پی‎یِر كُرنِی» و «مولیر» نوشته شده است، هیچ نامی به‌صورت جمله، به‌چشم نمی‎خورد. هیچ‌یك از آثار گوته و شیلر نیز دارای چنین عناوینی نیستند. در میان نمایش‌نامه‎نویسان مدرن اروپایی، هنریك ایبسن یك نمایش‌نامه دارد كه با این روش نام‎گذاری شده است: «وقتی ما مردگان برمی‎خیزیم». آگوست استریندبرگ هم نمایش‌نامه‎ای دارد با عنوان «همه‌جا جنایت است، جنایت». اما در میان دنباله‎روان درامِ مدرن در قرن بیستم، بیش از همه، یوجین اونیل از این روشِ نام‎گذاری بهره برده است. او چهار نمایش‌نامه بر این سیاق دارد: «مرد یخ‎فروش می‎آید»، «اندوه، برازنده‌ی الكترا است»، “همه‎ی فرزندان خدا بال دارند» و «لازاروس خندید». از آرتور میلر، نمایش‌نامه‎ی «مردی كه بخت یارش بود» و از تنسی ویلیامز، نمایش‌نامه‎ی «قطار شیر، دیگر این‌جا توقف نمی‎كند» به همین روش نام‎گذاری شده‎اند. اما طولانی‎ترین اسمی كه در ادبیات نمایشی می‎توان یافت، نمایش‌نامه‎ای است از آرتور كوپیت به‌نام «آه پدر، پدر بیچاره، مامان تو را در گنجه آویزان كرده و من خیلی دلم گرفته». كوپیت نمایش‌نامه‎ی دیگری نیز دارد كه نامش به‌قدر كافی طولانی و به‌صورت یك جمله‎ی بلند است: «روزی كه ابلیس برای تنیس‎بازی بیرون آمد». البته این نام، در مقایسه با نام اصلیِ نمایش‌نامه به‌زبان انگلیسی، برای فرار از ممیّزی، مختصر تغییری كرده است. سهم نمایش‌نامه‌نویسان ابزورد از نام‎های جمله‎وار، با اوژن یونسكو به دو نمایش‌نامه می‎رسد، با نام‌های «آمِده، یا چطور از شرش خلاص شویم» و «شاه می‎میرد» كه ما را به یا «مالون می‎میرد» ساموئل بكت می‎اندازد، البته با ذكر این نكته كه «مالون می‎میرد»، نمایش‌نامه نیست و رُمان است. در میان نمایش‌نامه‌نویسان قرن بیستم میلادی، شون اوكیسی با نمایش‌نامه‎ی «ستاره به سرخی می‎گراید»، و برتولت برشت با نمایش‌نامه‌ی «آدم، آدم است»، و ادواد اَلبی با نمایش‌نامه‎ی «چه كسی از ویرجینیا وولف می‎ترسد؟»، و تام استاپارد با نمایش‌نامه‎ی «روزنكرانتز و گیلدنسترن مرده‎اند»، و هم‌چنین جان آزبورن با نمایش‌نامه‎ی «با خشم به یاد آر»، سهم اندكی از بازار اسم‎گذاری نمایش‌نامه‎ها به‌صورت جمله را به خود اختصاص داده‎اند. این شیوه‎ی نام‎گذاری نمایش‌نامه، در ایران نیز نمونه‎هایی داشته كه بی‎گمان در پیوند با روش نمایش‌نامه‎نویسان غربی بوده است. بهرام بیضایی با نمایش‌نامه‎ی «افرا، یا روز می‎گذرد»، اكبر رادی با «در مه بخوان»، اسماعیل خلج با «حالت چطوره مش‌رحیم»، محمد چرمشیر با نمایش‌نامه‎های «رویای بسته‌شده به اسبی كه از پا نمی‎افتد»، یا «در مصر برف نمی‎بارد»، یا «همه‌چیز می‎گذرد، تو نمی‎گذری» و … محمود استادمحمد با نمایش‌نامه‎ی «آن‌ها مامور اعدام خود هستند»، دِین خود را به این شیوه‎ی نام‎گذاری اَدا كرده‎اند. البته تعداد اسامی كارهای چرمشیر، با این روش نام‌گذاری، خیلی بیش از این‌هاست و این مقوله، خود یك پژوهش مستقل می‎طلبد. بحث درباره‎ی نام‎گذاری نمایش‌نامه یكی از بغرنج‎ترین مراحل تولید اثر را به خود اختصاص می‎‎دهد. هر نمایش‌نامه‎نویسی واقف است كه انتخابِ اسم در موفقیتِ كارِ او سهمی به‎سزا دارد و چه بسا اسم‎های نامناسب و ناكارآمد، موجب شكست یك اثر شده‎اند. در میانِ نامِ نمایش‌نامه‎های جهان و یا ایران، همان‌طور كه در نوشته‎ی پیشین ذكر شد، بیش‌ترین استقبال از نام شخصیت‎های اصلی به‌عمل آمده است. در كنار شیوه‎ای كه در این گفتار درباره‎‎ی جمله‎های دارای فعلِ مشخص، بیان كردیم، در میان نمایش‌نامه‎نویسان ایرانی، اسم‎های شاعرانه بسیار پُرطرفدار بوده است. كاربرد چنین نام‎هایی را به‌ویژه در نمایش‌نامه‎های رادی و بیضایی می‎توان مشاهده نمود. امید كه این مبحث بتواند برای نمایش‌نامه‎نویسان جوان راه‌گشا باشد تا نام‎هایی انتخاب كنند كه از همان ابتدا، توجه مخاطب را به خود جلب كند.

آخرین مقالات منتشر شده

ویژه روز جهانی تئاتر

  ۲۷ مارس مطابق با هفتم فروردین‌، روز جهانی تئاتر است. به همین مناسبت برای بزرگداشت این روز، هرسال یکی از هنرمندان تئاترِ جهان پیامی منتشر می‌کند. پیام امسال روز

ادامه مقاله »

تازه‌‌ها در تئاتر

وقت خوشِ حمید امجد حمید امجد خوشنود است که در دوران قرنطینه چند اثر و از جمله تازه‌ترین کارش ـ نمایش‌نامه‌ی «وقت خوش» ـ را نوشته است، که نمایش‌نامه‌ای درباره‌ی

ادامه مقاله »

نام نمایشنامه، دروازه ورود به متن

در نوشتار پیشین، شگردهای نام‎گذاریِ نمایش‌نامه‎ها بر اساسِ نامِ شخصیت‎های اصلی، مورد بحث قرار گرفت و نمونه‎های متعدد آن از آغاز تراژدی‎های یونانی تا دوره‎ی معاصر، بیان گردید. شگرد دیگری

ادامه مقاله »

گفتگو با دکتر شهرام گیل آبادی، مدیرعامل خانه تئاتر

شهرام گیل‌آبادی مدیرعامل خانه‌ی تئاتر است، اما فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی مدیریت رسانه، تهیه‌کنندگی رادیو و تلویزیون، تدریس در دانشکده‌های هنری، کارگردانی تئاتر و نگارش نمایش‌نامه، مقاله و کتاب نظری

ادامه مقاله »

پیامدهای خصوصی شدن تئاتر

اگر بخش خصوصی بتواند به‌نحوی کارآمد، در بازار تولید و عرضه‌ی یک کالای خاص، حضور داشته باشد، برخی نتایج و پیامدها از این خصوصی شدنِ تئاتر حاصل می‌شود. در این

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist