گاه نامه ویکی تماس شماره 121 – ویکی تئاتر

منتشر شده در 24 فروردین 1400
گاه نامه ویکی تماس شماره 115- تئاتر شماره 15

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 121 – ویکی تئاتر

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

ضرورت تأسیس یک مرکز دیجیتال اسناد تئاتر

دکتر مجید گیاه چی

…بیش از یک سال از همه‌گیری کرونا و تعطیلی ناگزیر اجرای تئاتر بر صحنه‌ها می‌گذرد و گذشت هر روز و هفته و ماه، بر میزان نارضایتی، و متأسفانه حتی حالا دیگر خشم نسبت به عملکرد مدیران و مسئولان تئاتر، افزوده است؛ خشم فزاینده‌ای که در انواع رسانه‌ها قابل‌مشاهده و رصد و غیرقابل‌کتمان و انکار است.این سوال به‌شکل بسیار جدی وجود دارد که در ۱۴ ماه گذشته چه اقداماتی از سوی مسئولان دولتی و صنفی و تشکل‌ها و نهادهای تئاتری و مرتبط به تئاتر، صورت گرفته است و چه نتایجی در بر داشته است؟ حالا که به‌نظر نمی‌رسد درگیرِ فعالیتی عمده باشند، حداقل باید امکان گزارش کردن که داشته باشند؟ البته اگر مطلبی درخور گزارش وجود داشته باشد! مراکزی که بودجه و اعتباراتی برای حمایت و مدیریت تئاتر دریافت می‌کنند و هر یک مسئولیت‌هایی در قبال تئاتر و هنرمندان و دست‌اندرکاران تئاتر برعهده دارند، چه کرده‌اند؟ چه راه‌کارهایی پیشنهاد و مهم‌تر از آن اجرایی کرده‌اند و چه امیدها و گشایش‌هایی ایجاد نموده‌اند و اصولاُ همین بودجه و اعتبارات دریافتی را، هر چقدر هم که از مبنا کم و اندک بوده باشد، چگونه هزینه کرده‌اند؟…

تازه ها در تئاتر

تحریریه

…فیلم‌تئاتر «خاله مرجان و خروس»، به‌نویسندگی و کارگردانی مریم کاظمی، در گامِ سوم طرح «نمایش‌نما»، از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اکران اینترنتی می‌شود. این تئاتر که از تولیدات سال ۱۳۹۰ مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری است، از روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، در پایگاه مجازی کانون، به نشانی: th.kpf.ir به‌نمایش گذاشته شده است. «خاله مرجان و خروس»، به کارگردانی تلویزیونی مهدی گنجی، ماجرای دو خواهر به نام‌های مرجان و ریحان است که در دو مزرعه‌ی کنار هم زندگی می‌کنند. اما یکی از آن‌ها اهل کار و کوشش نیست و باعث مشکلاتی در مزرعه می‌شود. این نمایش شاد و آهنگین، با شیوه‌ی دست‌کشی و نخی، بر اساسِ داستان «قوقولی قوقول» کتاب فارسی ابتدایی قدیم ساخته شده است…

کرونا، تئاتر ما را شکست داد؛ گفت و گو با رامتین شهبازی

رضا آشفته

…انسان با طبیعت خوب برخورد نکرده است. اگر آن بحثی که اگزیستانسیالیست‌ها مطرح می‌کنند یا بحث گناه نخستین را در نظر بگیریم، انسان همیشه آلوده به گناه بوده و در واقع انسان آلوده به گناهی بوده که ابوالبشر انجام داده و به‌واسطه‌ی آن طرد شده و به زمین رانده شده است و اگر این را بیس بگیریم؛ انسان همیشه در خطر انتقامِ طبیعت یا متافیزیک است. بله این‌ نقصی تراژیک و یک تراژدی است. فکر می‌کنم عامل اصلی‌ِ آن، گناهانی است که انسان‌ها مرتکب آن شده‌اند. فلسفه‌ی جدید یا پست‌مدرن درباره‌ی امور متکثر است، شاید نشود قضاوت کرد، ولی چیزی که خیلی از دیگران می‌شنوم این است که می‌گویند: اگر می‌خواهی کسی را دوست داشته باشی، اول باید خودت را دوست داشته باشی. این‌که خودت را دوست داشته باشی، انگار که دیگری هیچ اهمیتی ندارد. در صورتی‌که وقتی تاریخ عشق را مطالعه می‌کنیم، عشق کلاسیک و عشق مدرن، اصولاً توجه به دیگری است…

تجربیات زنانه مهاجرت در غیاب تعمدی مرد ایرانی

محمدحسن خدایی

سپیده خسروجاه، در مقام نمایش‌نامه‌نویس، یکی از آن نویسندگانی است که به مهاجرت در میان ایرانیان پرداخته، به‌خصوص زنانی از سه نسل متفاوت، که اغلب در یکی از موج‌های مهاجرت، از ایران خارج شده و به قصد زندگی، کار یا تحصیل به امریکا سفر کرده‌اند. آثاری چون «مرغ سحر»، «در سوگ کاظم اشتری» و «آغاز فصلی سرد»، که مبتنی هستند بر گفتار زنانه‌، اغلب در غیابِ مردان، روایت شده و تلاش دارند چرایی خبط و خطاهای مردِ ایرانی را واکاوی کنند. حتی در نمایش‌نامه‌ی‌ «در سوگ کاظم اشتری»، که در ایران می‌گذرد و خبر چندانی از مهاجرت در آن نیست و این اتصال با امریکا از طریق دختر خانواده، یعنی عاطفه اشتری برقرار می‌شود که برای تحصیل سینما به امریکا رفته و مدتی است برای ساختن فیلمی مستند در رابطه با سینمای پس از انقلاب به کشور بازگشته، باز هم یک مرد با نام کاظم اشتری وجود دارد که با دروغ‌گویی در صدد جلب توجه دیگران است و بازگشت به دوران اوجی که هیچ‌گاه به‌دستش نیاورده است.

گاه نامه ویکی تماس شماره 121 - ویکی تئاتر 1 - 58418
گاه نامه ویکی تماس شماره 121 - ویکی تئاتر 2 - 58418

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 121 – ویکی تئاتر
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

محمدعلی و محمود فروغی با مولیر و گیلیرم فیگیردو چه کردند؟!

بهروز غریب پور

…به‌تعبیر ملک‌الشعراء، محمدعلی فروغی (ذکاء‌الملک) از چنان خبث و بدطینتی برخوردار بوده است که هم تاج‌بخش، هم تاج‌ربا بوده و شاه می‌بایستی از او حذر می‌کرده است. این سخن تا چه اندازه درست یا غلط است موضوع این یادداشت نیست و به همین جهت ورود به این مسأله و مبحث تاریخی را ضروری نمی‌دانم. هرچه بود قصدم این است که بگویم در زمانه‌ای که محمدعلی فروغی به کار سیاسی، در حد نخست‌وزیری مشغول بود، هرگز از یک وظیفه‌ی دیگر غافل نشد و آن غنی کردن فضای فرهنگی کشور از زاویه‌ی دید خود بود: تصحیح دیوان‌های شعرای بلندپایه‌ی ایران: سعدی و خیام و حافظ و …؛ تألیف کتب پایه‌ای: «سیر حکمت در اروپا» و … و ده‌ها مقاله‌ی علمی در خصوص زبان فارسی، تنها بخشی از خدمات اوست، بماند که در ساخت و مرمت بناهای آرامگاه فردوسی، حافظ و دیگران چه نقش مؤثری داشت یا در تأسیس دانشگاه تهران و فرهنگستان زبان فارسی و …، اما در حوزه‌ی ترجمه و آداپتاسیون، او سنتی مردود از خود به‌یادگار گذاشت که متأسفانه فرزند دیپلمات و ادیب‌اش نیز در ترجمه‌ی نمایش‌نامه‌ی «روباه و انگور»، اثر «گیلیرم فیگیردو»، این شیوه را به‌کار بست و هر دو بی‌نهایت ناموفق بودند، و اگر قصدشان نزدیک کردن این آثار دراماتیک به مخاطبان بوده است، که بی‌شک چنین بوده، بسیار ناموفق بوده‌اند…

فرآیند مشاهده (دیدن) در آموزش تئاتر

دکتر حمیدرضا افشار

…در این شیوه‌ی آموزشی، بر اساس مشاهده (دیدن) و نمایش مفاهیم و معانی، محتوای مطالب نظری و عملی در قالب عکس و تصاویر ویدیویی که بتواند گویای وضعیت و موقعیت واحدهای درسی باشد، آموزه‌های تئاتر آموخته می‌شود. این روش در مراحل اولیه‌ی آموزش تئاتر، اهمیت ویژه‌ای دارد. دیدن، دایره‌ی شمول گسترده‌ای دارد و می‌تواند شامل: نشانه، خط، عکس، گرافیک، انیمیشن، موشن‌گرافی، پادکست ویدیویی، پادکست صوتی و نمودار باشد. «انتقال نشانه‌ها و مفاهیم جدید، بدون استفاده از توضیح و تفسیر، و تأکید جذب معنی، با تصاویر و ویدیوی مطالب و موضوعات درسی، مؤثرتر است، زیرا هرگاه ویدیو و تصاویر با ادراک شنیدن و دیدن هم‌زمان شوند، در تحکیم دریافت، موفق‌تر عمل می‌کنند». (بلیایف، ۱۳۶۸: ۸۴) بنا بر اصول روان‌شناسی حافظه، مطالبی در حافظه‌ی افراد استوارتر می‌ماند که از سه راه دیداری، شنیداری و حرکتی پدید آید. در این میان، شیوه‌ی دیداری، اثر بیش‌تر و پایدارتری در یادگیری دارد. بر اساس مطالعات «سپینکلتون» آموزش در کودکی ابتدا کُند صورت می‌گیرد و پیشرفت کودک در آموختن ملایم پیش می‌رود و او به‌تدریج به سطوح بالاتری از مهارت‌های جدید دست می‌یابد…

برشت، شاعری که دروازه‌های تئاتر را برای ناممکن های فرمالیستی باز کرد

دکتر طلایه رویائی

…برتولت برشت برای نخستین‌بار در یادداشتی به‌تاریخ فوریه‌ی 1922، اصطلاح «فاصله‌گذاری» را به‌کار می‌برد: «امیدوارم از یک اشتباه بزرگ، آن‌چه که معمولاً هنر می‌نامندش، در «بعل» و «جنگل»، پرهیز کرده باشم، یعنی از تلاش برای مجذوب کردن تماشاگر … من در این نمایش‌نامه به‌طور غریزی فاصله گذاشته‌ام». بدین‌ترتیب او برای نخستین‌ بار از روشی بهره می‌گیرد که هم‌چون اصل آشنایی‌زدایی فرمالیستی، در روال معمول تئاتر، تغییری به‌وجود آورد، تغییری ساختار‌شکنانه. مبارزه با شکل‌های دائمی که به عادت درآمده‌اند و تداعی‌کننده‌ی اشکالِ خاصی از هنر و ادبیات هستند. که برشت نام آن‌را «بیگانه‌سازی» می‌گذارد. او بیگانه‌سازی‌اش را در تمامِ ابعادِ تئاتر به‌کار می‌گیرد، در موضوع، زبان، دستورهای اجرا، بازیگری و طراحی، که همه در تعارض کامل با شیوه‌ها و سلیقه‌های رایج ادبی و هنری است، تا حدی که می‌نویسد: «سلیقه‌ی ادبی متداول، با سلیقه‌ی من چندان متفاوت است که من در این موضعِ اسف‌بار اعتراض، به‌محض این‌که ببینم لفظی معین، خاطرات (ادبی) معین را زنده نمی‌کند، این لفظِ نامتناسب را بر لفظِ متناسب، ترجیح می‌دهم»…

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist