گاه نامه ویکی تماس شماره 157 – ویکی تئاتر

منتشر شده در 24 خرداد 1400
گاه نامه ویکی تماس شماره 157- تئاتر شماره 19

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 157 – ویکی تئاتر

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

در باب ضرورت توجه به پرورش مخاطبان تئاتر

دکتر مجید گیاه چی

…وضعیت تئاتر در تمامِ دهه‌هایِ اخیر و به‌خصوص دهه‌ی نود، جز مقاطعی استثنایی و کوتاه، سال به سال دریغ از پارسال بود و در وخیم‌ترین شرایطِ ممکن به‌سر می‌برد. به نحوی‌که حتی این اواخر، اجرایِ نمایش‌هایِ ناب و کلاسیکِ تئاتری تقریبا غیرممکن شده بود و عموما تنها با اتکا به حضور سلبریتی‌ها و به صحنه بردنِ نمایش‌های عامه‌پسند بود که تئاتر امکانِ حیات و استمرار داشت. بررسی آمارها نشان می‌دهد که از بیش از یک‌صد نمایشی که هر شب بر صحنه‌های تئاتر تهران به‌اجرا در می‌آمد چیزی تنها حدود ۵ تا ۱۰درصد نمایش‌ها، تامین‌کننده‌ی هزینه‌های حقیقی تولید بودند و مابقی در بهترین حالت، سودِ موردانتظار و قابل‌توجهی نمی‌رساندند و حتی قریب به اتفاق گروه‌ها، به این‌که ضرر عمده‌ای نپردازند، راضی بودند. این شرایط که با توجه به کاهشِ حمایت‌های دولتی و گسترشِ تماشاخانه‌های خصوصی، با انعقادِ قراردادهای یک‌طرفه (که در صورتِ فروشِ مناسب، در سودِ گروه‌ها شریک بودند، اما در غیر این‌صورت هیچ ریسکی را در ضرر و زیانِ گروه‌ها نپذیرفته و سهمی که خود تعیین می‌کردند، تمام و کمال دریافت می‌کردند)، هم‌چنین تورمِ افسارگسیخته و ناامنی ناشی از دخالت‌های ارگان‌های مختلف و مداوما در حال گسترش، در موضوع نظارت و ممیزی، موجب شده بود بسیاری از کارگردانان و هنرمندان تئاتر بی‌آن‌که رسما اعلام کنند کنار مانده یا با انتخابی ناگزیر، خودشان کنار بکشند. با همه‌گیری کرونا، مشکلی چنان بزرگ‌تر از مشکلاتِ پیشین بروز کرد که موقتا تمام این نارسایی‌ها و دیگر مشکلات از یاد رفت…

تازه ها در تئاتر

تحریریه مجله

…برادران هاشمی، این روزها دست به کار آماده‌سازی نمایشِ تازه‌ای هستند، نمایشی با نام «خانواده‌ی آقای هاشمی» که قرار است در تماشاخانه‌ی سنگلج به صحنه برود. متن نمایش نوشته‌ی علی عامل‌هاشمی است که خودش هم کارگردانی آن‌را بر عهده دارد و هادی عامل‌هاشمی، به‌عنوانِ تهیه‌کننده و مشاورِ کارگردان، برادر جوان‌تر خود را در اجرای این اثر همراهی می‌کند. این نمایش خانوادگی اجرا می‌شود، ولی از آن‌جا که هدایت هاشمی، دیگر برادرشان، مشغولِ بازی در یک پروژه‌ی تصویری است، فرصت حضور در این نمایش را ندارد و گروه اجرایی به طنز می‌گویند، این نمایش قصه‌ی «خانواده‌ی آقای هاشمی، بدون هدایت» است. نمایش هم گوشه‌چشمی به ماجراهای خانواده‌ی آقای هاشمی، خانواده‌ای کازرونی که ماجراهایشان را در کتابِ اجتماعی دوره‌ی مدرسه‌ خوانده‌ایم، دارد و هم اشاره‌هایی به خانواده‌ی برادران هاشمی (هنرمندان تئاتر ایران)، که این نمایش را به‌صورتِ خانوادگی بر روی صحنه می‌برند…

گفتگو با منیژه محامدی، کارگردان، مترجم و استاد دانشگاه

رضا آشفته

…دولتِ آمریکا از تئاترها حمایت ویژه‌ای نمی‌کند، تئاترِ دولتی و غیردولتی هم ندارد، اما به‌شکلی مبنایی هر کسی که در آمریکا کار می‌کند و از جمله تئاتر کار می‌کند، مادامی که کار کند، از حقوقِ بیکاری هم برخوردار است، به همین دلیل زندگی مردم از نظر مالی، بالاخره می‌گذرد. اگر تئاترها بسته باشند، تئاتری‌ها از بیمه برخوردارند و بیمه‌ها مقداری شرایط عبور از بحران‌هایی این‌چنین را برایشان آسان می‌کنند. اما این‌که جای دیگری هم پولی بدهد؛ تا جایی‌که من می‌دانم دولت به تئاترهای خصوصی کمک نمی‌کند، اما این‌که شاید در شرایط کرونایی با توجه به ویژه بودن موقعیت، کمکی کرده باشد؛ واقعا نمی‌دانم.شما معلم تئاتر هستید، آیا در یک سال اخیر توانسته‌اید با شکل‌های مجازی آموزش تئاتر، خو بگیرید؟در یک سال گذشته به‌دلیل کرونا نتوانستم کار تدریس را ادامه بدهم. اصولا در استخدام دانشگاه آزاد بودم و الان بازنشسته‌ام، بعد از بازنشستگی و قبل از آن‌که دانشگاه به سوهانک منتقل شود هم‌چنان تدریس می‌کردم، اما پس از آن کلاس نگرفته‌ام و فقط به‌عنوان استاد راهنمای پایان‌نامه‌ها همکاری دارم…

درمان زخم عظیم استعمار با پنیسیلین استقلال

محمدحسن خدایی

…مسئله‌ی استعمار حتی در سرزمینِ توسعه‌یافته‌ای چون امریکا هم‌چنان ادامه دارد. کشور پهناوری که با رؤیای امریکایی قرار بود جهانی تازه بیافریند و سرمشقی برای دیگران باشد. تاریخِ امریکا با برده‌داری پیوندی مستحکم دارد و خیلِ عظیمِ سیاه‌پوستانی که بنا بر ضرورت، به‌عنوان برده به این یوتوپیایِ تحقق‌یافته، گسیل شده‌اند از شمارش خارج است. بنابراین نویسنده‌ای چون «لورن هنزبری» حق دارد در جایگاه یک سیاه‌پوست، بار دیگر به نژاد و نژادپرستی در امریکا بپردازد و به‌قول «آلبرت مِمّی»، «چهره‌ی استعمارگر و استعمارزده» را در مناسباتِ زندگی روزمره‌ی مردمانِ کوچه و بازار بازنمایی کند. اما چنان‌که «سارتر» در مقدمه‌‌ی کتاب مِمّی می‌نویسد، گویی مرز استعمارگری و استعمارزدگی بیش از پیش در حالِ مخدوش شدن است و می‌بایست با نگاهی دقیق این وضعیتِ متناقض و گاه ایدئولوژیک را رصد کنیم. با آن‌که زیستن در شهرهای کوچک و بزرگِ امریکا، به‌مانندِ گذشته، به سفیدپوستان این امتیاز را نمی‌بخشد که نژاد را عاملی برای برتری خود بدانند و به‌خاطرِ رنگِ پوست، سیاهان را به استثمار کشند، اما شکل‌های پیدا و پنهانِ نژادپرستی هم‌چنان در حالِ بازتولید است. لورن هنزبری به‌شکلِ درخشانی نشان می‌دهد که فرم‌های تبعیض، چه میزان پیچیده شده است و رابطه‌ی سلسه‌مراتبِ نژادی چه هوش‌مندانه و منکوب‌کننده…

گاه نامه ویکی تماس شماره 157 - ویکی تئاتر 1 - 58870
گاه نامه ویکی تماس شماره 157 - ویکی تئاتر 2 - 58870

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 157 – ویکی تئاتر
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

درباره نمایشنامه «آتش‌سوزی‌ها»

شهرام کرمی

…موضوع نمایش‌نامه‌ی «آتش‌سوزی‌ها» اندکی مشابه ساختارِ شناخته‌شده‌ی درام‌های پلیسی، در بستر یک روایت و رابطه‌ی روزمره‌ی اشخاص، درباره‌ی جست‌وجو و کشفِ حقیقت است. ماهیتِ انسان به‌عنوانِ موجودی صاحبِ عقل و کنکاش در همه‌ی برهه‌های مختلفِ زندگی، برای درک معانی حقیقی و پنهانش، بسترِ کشف و شهود شده، وصیت‌نامه عاملی می‌شود تا زندگی و حقایق آن برای اشخاص، هویدا و آشکار گردد. وقایع زندگی، به‌خصوص وقوعِ جنگ و خشونت، بر شخصیت‌های نمایش تحمیل شده، مسیرِ زندگی آنان را تغییر می‌دهد. آخرین دیالوگ نمایش‌نامه عصاره‌ی مضمون و درون‌مایه‌ی نمایش را آشکار می‌سازد. جایی‌که نوال [مادر] می‌گوید: «حقایقی وجود دارند که نمی‌شود برملایشان کرد، مگر به شرطی که کشف شده باشند». نمایش‌نامه ساختاری ویژه دارد، زبان و گفت‌وگوی شخصیت‌ها و موقعیت‌های نمایشی، با ظاهری واقع‌گرایانه و رئالیستی، فضایی رویایی و شاعرانه‌ می‌سازند. علی‌رغم آن‌که زبانِ محاوره‌ای شخصیت‌های نمایش، بسیار به زندگی روزمره نزدیک است، «آتش‌سوزی‌ها» را نمی‌توان اثری رئال تلقی کرد. هم‌چنان‌که شخصیت‌ها و موقعیت‌های نمایشی واقعی بوده و کنش‌ها در فضای حقیقی و ذهنی اشخاص شکل می‌گیرد، اما دریافتِ مخاطب از کلیتِ اثر، تجربه‌ای امپرسیونیستی است…

در «بنیاد نمایش در ایران» با چه رو به روئیم؟

بهروز غریب پور

…کتابِ «بنیاد نمایش در ایران»، با نگاهی به نمایش ایرانی در ایران باستان، آغاز می‌شود و آن‌چه که مجید رضوانی، در نوشته‌ی ارزشمندش “پیدایشِ رقص و نمایش در ایران”، با آوردنِ شواهدی در مورد آیین‌ها و مراسم و مناسک ایران و نقل‌قول‌هایی از مردم‌شناسان و تاریخ‌نویسان، مستند کرده بود، دکتر جنتی عطائی هم با ارائه‌ی اسنادی معتبر و نقل‌قول‌هایی از علامه قزوینی، محمدعلی فروغی، استاد سعید نفیسی، ملک‌الشعراء بهار، خان‌بابا بیانی، نیما یوشیج، دکتر خانلری، رشید یاسمی و مستشرقین و جهان‌گردان و سفرای غربی در ایران، تکمیل می‌کند تا بطلان این نظریه که نمایش از غرب به ایران وارد شده را اثبات کند. گروهی معتقدند که نمایش مانند اغلب علوم و فنون، از یونانی‌هاست و ایران، سوریه، کلده و هندوستان نیز مانند سایر ممالک، از منبعِ فیضِ آن مهد، سیراب شده‌اند. اسنادِ مورد مطالعه‌ی این عده از مستشرقین، یادداشت‌های مورخانِ غربی است که اصولا به شرق نیامده‌اند … البته منکرِ نفوذِ تمدنِ یونانی نیستیم، ولی معتقدیم که به‌علتِ مغلطه‌ی بعضی از نویسندگان و مورخان، نفوذ معنوی ایران در یونان، از نظرها مخفی شده است و مردم از تاثیر عظیم و عمیقِ تمدنِ عالیِ ما در عقاید، روحیات و تشکیلات سیاسی و اجتماعی یونان، غافل مانده‌اند …

تئاتر جهان را شخم بزنیم

محمد ابراهیمیان

…اوری‌پیدِ شوربخت را در کهن‌سالی، زنان باکانتی به مجلسِ ضیافتِ شامی دعوت کردند و به‌هنگام ورود به باغ، سگ‌های گرسنه را به جان او انداختند و تکه‌تکه‌اش کردند. سرنوشتِ تراژیکی که آشیل بزرگ نیز از آن در امان نماند. روزی آشیل در تبعید، در کناره‌های دریای مدیترانه در سیسیل، روی صخره‌های موج‌گیرِ دریا ایستاده بود و به امواجِ کوبنده که بر صخره‌‎های ساحل کوبیده می‌شدند و بازمی‌گشتند که صخره‌ها را موج‌کوب‌تر کنند، نگاه می‌کرد، عقابی بر آسمان و بالای سرِ آشیل در پرواز بود. برقِ آفتاب بر سرِ طاسِ آشیل و انعکاسِ آن، عقاب خیال کرد آفتاب به نقطه‌ای از صخره خورده است. لاک‌پشتی را که شکار کرده بود، رها کرد و بر سر آشیل فرود آمد. که در دم جان سپرد. شگفتا! تُندرویی را کُند‌رویی کشت … تئاتر، از یونانِ باستان تا عصرِ ما قدیسان خود را پرورده است. و هر گاه بتواند پیامِ الکترا، دخترِ آگاممنون را بر صحنه‌های تئاتر به گوش مخاطبانش برساند، زنده و پویا به حیات خود ادامه خواهد داد: «کیفرخواستم را چگونه آغاز کنم و چگونه به پایان برم و در این میانه چه خواهد گذشت؟». هنوز بانگِ اعتراضِ الکترا، از سردابه‌های تاریخی تئاتر، از یونانِ باستان – عصرِ سلطنتِ مستبدانه‌ی خدایان المپ – تا حکومتِ مستبدانه‌ی خدایانِ کاریکاتوریِ المپیِ عصرِ ما، به گوش می‌رسد. این طنینِ درایِ کاروانِ بشری‌ست … در هر نقطه‌ی جهان، هر درام‌نویس و تئاتر‌پیشه‌ای، با هر موقعیتِ تاریخی – جغرافیایی – فرهنگی، که بانگِ اعتراضِ الکترا را در درام و در اجرای خود، به‌عنوانِ اصلِ پیامِ معترضِ تئاتر، لحاظ کند، به گوهرِ تئاتر که معبدِ آزادی‌ست، نزدیک شده است…

تاملی درباره ماهیت نمایشنامه

منوچهر اکبرلو

یک نمایش‌نامه، مانند یک داستان، طرح و شخصیت را به‌کار می‌گیرد، مضمونی را می‌پرورد، عاطفه‌ی آدمی را برمی‌انگیزد یا به مزاجِ حسِ طنزِ آدمی خوش می‌آید و باز نمایش‌نامه ممکن است تفریحی یا تحلیلی باشد. نمایش‌نامه‌ها در گذشته بیش‌تر منظوم بودند و امروزه معمولا به نثر نوشته می‌شوند، اما همه‌ی نمایش‌نامه‌ها دارای خصوصیتِ مشترکی هستند: نمایش‌نامه برای اجرا نوشته می‌شود و نه برای خواندن. و به‌طورِ معمول نمایش‌نامه کارش را نخست از طریق بازیگران، دوم روی صحنه، و سوم در برابرِ تماشاگران انجام می‌دهد. هر یک از این وضعیت‌ها برای ماهیتِ نمایش‌نامه نتایجِ مهمی دربردارد و هر کدام از آن‌ها منبعِ قدرتِ عظیمِ بالقوه‌ای در اختیارِ نمایش‌نامه‌نویس می‌گذارد و نیز هر یک از آن‌ها در جهت‌گیریِ کارِ نمایش‌نامه‌نویس، محدودیت‌هایی را به وی تحمیل می‌کند. چون نمایش‌نامه کارش را از طریقِ بازیگران ارائه می‌دهد، تاثیرش مستقیم و فوری است، و با مهارت‌های بازیگران اوج می‌گیرد. تماشاگران به‌جای این‌که با خواندنِ کلماتی که بر روی کاغذ نوشته شده، واکنش نشان دهند، هر آن‌چه را که اجرا می‌شود، می‌بینند و هر آن‌چه را که گفته می‌شود، می‌شنوند و تجربه‌ی نمایش، مستقیما بر احساس‌های مختلف‌شان تاثیر می‌گذارد. بنابراین ممکن است نمایش‌نامه، جامع‌تر و فشرده‌تر بشود. اگرچه ممکن است داستان‌های منثور در یک ‌بند به ما بگویند که شخصیتی چگونه است، در بندِ دوم بگویند که چگونه حرکت و یا صحبت می‌کند، و در بندِ سوم از حرف‌هایی که می‌زند سخن بگویند و در بندِ چهارم واکنش شنوندگانِ شخصیت را وصف کنند…

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist