گاه نامه ویکی تماس شماره 79 – ویکی تئاتر

منتشر شده در 24 بهمن 1399
گاه نامه ویکی تماس شماره 79- تئاتر شماره 11

فهرست گاه نامه ویکی تماس شماره 79 – ویکی تئاتر

نگاهی بر آنچه در این شماره خواهید خواند

در باب برگزاری جشنواره تئاتر فجر

دکتر مجید گیاه چی

…پیش از ادامه‌ی این مطلب لازم است به دو نکته که هر دو از اصول هنر تئاتر است، اشاره شود. نخست آن‌که هیچ موضوعی در زندگی مطلق و قطعی و همیشگی نیست و این عدم‌قطعیت، از اصولی است که تئاتر به آن پای‌بند است و مداوماً آن‌را یادآوری می‌کند و دومین موضوع که باز از اصول تئاتر محسوب می‌شود و در پیوند کامل با موضوع نخست است، مردود دانستن «تقابل‌های دوگانه» در تئاتر است، آن‌چه که موجب می‌شود چیزی را سیاه سیاه، یا سفید سفید بیانگاریم. بنابراین، طرح انتقاد نسبت به این جشنواره، جشنواره‌های تئاتر فجر و به‌طورکلی جشنواره‌های مختلف تئاتری، به‌منزله‌ی فقدان هیچ حُسن و دست‌آوردی در آن‌ها نیست، که موضوعاتی چون فرصت معرفی هنرمندان جوان و کم‌تر شناخته‌شده یا گسترش تعاملات، به‌خصوص برای هنرمندان ساکن شهرستان‌ها، امتیاز و حسن همیشگی هر گردهم‌آیی تئاتری‌ای است، که هر چقدر با ایجاد بستر و فرصت لازم و مناسب و برابر، توأم و بی‌تبعیض و برنامه‌یزی‌شده و هدف‌مند باشد، نتیجه‌بخش‌تر هم خواهد بود. اصولاً و عموماً مخالفت با نفس برگزاری جشنواره‌های شاخص هم مطرح نیست، بلکه انتقادات نسبت به نحوه و چگونگی برگزاری و میزان تأثیر و نتیجه‌بخش بودن آن‌ها، در نسبت با هزینه‌های انجام‌شده و از سویی دیگر توقعات بایسته از آن‌هاست. در همین جشنواره هم ممکن است برگزارکنندگان این دوره، تنها یک هدف و آن هم نمایش بقا و استمرار تئاتر را مدنظر قرار داده باشند که هر چند برای تنها و مهم‌ترین رویداد تئاتری سال، ابداً کافی نیست، اما فی‌نفسه ارزشمند و درخور تحسین است. در این‌جا اما چون همواره تریبون‌های تأیید و تشویق پرتعداد است، با نگاهی اندکی انتقادی به جشنواره می‌پردازیم…

تازه ها در تئاتر

تحریریه مجله

…چاپ تازه‌ی سه نمایش‌نامه‌ی تک‌پرده‌ای «سفر دور و دراز به وطن»، نوشته‌ی یوجین اونیل، با ترجمه‌ی صفدر تقی‌زاده و محمدعلی صفریان، پس از سال‌ها منتشر شده است. چاپِ نخستِ این کتاب به فروردین سال ۱۳۳۷ بازمی‌گردد. این مجموعه نمایش‌نامه‌های یوجین اونیل با ترجمه‌ی صفدر تقی‌زاده و محمدعلی صفریان، ۶۲ سال پیش توسط انتشارات نیل به‌چاپ رسید و چاپ دوم آن نیز امسال از سوی انتشارات نریمان منتشر شد. این‌که چرا و چه شد که بیش از نیم قرن کتابی چنین ارزشمند و آموزنده نادیده گرفته شد و از انتشار مجدد بازماند، خود بحثی مفصل می‌طلبد … به هر حال این سه نمایش‌نامه همراه با متن سخنرانی پروفسور کوئین‌بی که در سال ۱۳۳۵ در باشگاه نفت آبادان ایراد شد و در ابتدای کتاب آمده، کتابی آموزنده برای دانشجویان ادبیات نمایشی و علاقه‌مندان به تئاتر و تاریخِ آن محسوب می‌شود. این کتاب در ۱۴۸ صفحه و با قیمت ۳۰ هزار تومان در انتشارات نریمان راهی بازار کتاب شده است…

بررسی سی و نهمین جشنواره تئاتر فجر

رضا آشفته

سی‌ونهمین جشنواره‌ی تئاتر فجر که به‌دلیل شرایط کرونایی متفاوت‌ترین دوره‌ی برگزاری جشنواره هم بود، شامگاه دوشنبه ۲۰ بهمن، با برپایی مراسم اختتامیه و معرفی برگزیدگان در تالار وحدت به کار خود پایان داد. در این دوره که به‌نوعی انسانی‌ترین دوره‌ی جشنواره هم بود، برای اعلام زنده بودن و استمرار تئاتر، هنرمندان تهران و شهرستان، در بخش‌های چندگانه‌ی داخلی، گرد هم آمدند و اعلام حضور کردند؛ هر چند نبود برخی از هنرمندان که قربانی وضعیت کرونایی شدند، برای اهل تئاتر بسیار اندوه‌بار تلقی می‌شد. بخش اجرای آثار نمایشی جشنواره‌ی سی‌و‌نهم، میزبان اجرای ۱۰۷ نمایش بود، که در شرایط دشوار و تقریباً ناممکنِ ناشی از همه‌گیری کرونا، کمیت رضایت‌بخشی بود و توانست این امید را زنده نگه دارد که هنوز هم اراد‌ه‌ای پولادین برای حضور و کار هنرمندان تئاتر وجود دارد. از این تعداد، ۴۹ نمایش از گروه‌های تهران (۴۶% آثار)، و ۵۸ نمایش از گروه‌های مستقر در دیگر استان‌ها (۵۴% آثار)، در جشنواره حضور یافتند، که باز هم رقم قابل‌توجه و امیدبخشی بود، چرا که تا پیش از این، همواره تعداد آثار تهرانی بیش از ۵۰ درصد آثار شرکت‌کننده در جشنواره‌های تئاتر فجر بود، و بالا رفتن درصد شرکت تولیدات شهرستان‌ها را باید با امید به بالا رفتن هم‌زمان کیفیت تئاتر در شهرستان‌ها در سال‌های پیش رو، به‌انتظار نشست. باشد که ایده‌ی قدیمی و تاکنون عقیم‌مانده‌ی تمرکززدایی از پایتخت تحقق یابد و همه‌ی ایران بتواند از نیازمندی‌های فرهنگی‌اش به هنر تئاتر، برخوردار باشد…

نگاهی به اجرای نمایش «سرایدار»، به کارگردانی مهدیس زارع نژاد

محمدحسن خدایی

…مهدیس‌ زارع‌نژاد با نگاهی به ترجمه‌ی رضا دادویی، خوانشی متفاوت از جهان پینتری انجام داده است. شاید دلیل این شکل از دراماتورژی مربوط باشد به شیوه‌ی مادی تولید تئاتر در سالن‌های خصوصی. طولانی بودن نمایش‌نامه‌ی سرایدار و لاجرم بالا رفتن هزینه‌های تولید، گروه اجرایی را به این واقعیت سوق داده که می‌بایست متن اصلی را ساختاری تازه بخشد و تغییراتی اعمال کند. اشاره به این تغییرات می‌تواند نسبت این نمایش را با جهان پینتری روشن کند. اجرایی که در تماشاخانه‌‌ی ملک بر صحنه است، ویژگی مهم شخصیت دیویس را دچار دگرگونی کرده. دیگر از آن حرافی مدام، لاف‌زنی و بی‌قیدی این پیرمرد، خبر چندانی نیست. علی باقری که این نقش دشوار را بازی می‌کند، کم‌تر از دیویسِ نمایش‌نامه، سخن می‌گوید و کمابیش درون‌گراتر است. مقتصدانه سخن گفتن، دیویس را اغلب هم‌چون یک فیگور قربانی نشان می‌دهد که نه در آستانه‌ی پیری، که در دوران میان‌سالی است و تا حدی مأخوذ به حیا و مبادی آداب. بنابراین با نوعی فاصله‌گیری از جهان پینتری مواجه هستیم که فلاکت بیش‌تر و مقاومت کم‌تری را به میانجی شخصیت دیویس، برمی‌سازد. مهدی کوشکی، نقش استون را بازی می‌کند و گویی قرار نیست ناتوانی یک بیمار ذهنی که روزگاری شوک‌درمانی‌ شده را بازنمایی کند…

گاه نامه ویکی تماس شماره 79 - ویکی تئاتر 1 - 57863
گاه نامه ویکی تماس شماره 79 - ویکی تئاتر 2 - 57863

مجله اینترنتی ویکی تماس

شماره 79 – ویکی تئاتر
نسخه کامل گاه‌نامه را از اینجا تهیه نمائید

یکصد و بیست و نه بند از بندهای «ناتیا شاسترا»، یا «ناتیا ودا»، ودای نمایش

بهروز غریب پور

…بند ۱۴ الی ۱۵. و پس از آن با خود اندیشید: از سنت‌ها ودای پنجمی خواهیم پرداخت. پنجمین ودا، ودای نمایش را که بر اساس فرامین و اصول، به غنا و افتخار، مردمان را هدایت و ارشاد کند. تشخیص و سواد بیاموزاند و مردمان را راهنمایی کند، راهنمای آنانی باشد که هنوز می‌بایستی دوباره زاده شوند، مشاورت کنند، آن‌گونه مشاوره‌ای که انسان نیک را لازم آید.بند ۱۶. بدین‌ترتیب او که مقدس است و شایسته‌ی تکریم، چنین خواست. وداها را بیاورد و از هر کدام، یک چیز اخذ کرد.بند ۱۷ الی ۱۸. ازبرخوانی را از «ریگ ودا»، سرودخوانی را از «ساما ودا»، حالات چهره را از «یاجور ودا» و احساسات را از «آتهاروا ودا» اخذ کرد. بدین‌ترتیب از امتزاج اینان، ودا و «اوپا ودا»ی بهاراتای مقدس که معروف خاص و عام است، آفریده شد.بند ۱۹ الی ۲۰. پس از آفریده شدن ناتیا ودا، برهما به ایندرا چنین عرض کرد: من روایات اساطیری را درهم آمیخته‌ام، اکنون خدایان به‌فرمان شما بایستی گرد آمده به این روایات جان بخشند. این ناتیا ودا را، خدایان بسیار، آنان‌که در جنب‌وجوش‌اند و دانایند و حق مطلب را ادا می‌کنند و می‌دانند چگونه و به چه ترتیب بر خستگی و کرختی فائق آیند.بند ۲۱ الی ۲۲. ایندرا با این کلمات به برهما که در برابر وی زانوی ادب زده است و دو دست بر سینه نهاده است پاسخ می‌گوید: ای تو مقدس و عزیز، این دانش را نه خدایان می‌توانند کسب نمایند، و نه می‌توانند نگه دارند و مناسب آنند که آن‌را درک و دریافت کنند و به‌کار بندند. نمایش فایده‌ای به حال آنان نداشته و آنان نیز نمی‌توانند با نمایش هیچ‌گونه عملی انجام دهند…

پیش به سوی توجه تماشاگر

منوچهر اکبرلو

حیات تئاتر بسته به وجود تماشاگر است. به‌دلیل حضور اوست كه سالن نمایش ساخته می‌شود، نمایش‌نامه به نگارش در می‌آید، بازیگران تمرین می‌كنند، صحنه آراسته می‌شود و … اما واكنش تماشاگر تئاتر است كه سرنوشت نمایش را مشخص می‌كند. نمایش‌نامه‌ی تازه، شبیه ظرف سفالی نپخته است. تا زمانی‌كه در مواجهه با آتش كوره قرار نگیرد، رنگ و شكل نهایی آن قابل‌تشخیص نیست. بنابراین باید اذعان كرد كه یك اجرای نمایشی تا پیش از آن‌كه به محك تجربه برنیامده و در مقابل تماشاگر قرار نگرفته است، نمی‌تواند از اعتبار نمایشی چندانی برخوردار باشد. اغلب نمایش‌نامه‌نویسان، مانند روزنامه‌نگاران، برای مصرف آنی، قلم می‌زنند. به‌طور معمول، معیار عمومی موفقیت یك نمایش‌نامه، در چگونگی وضعیت گیشه سنجیده می‌شود. البته در کشورهایی مانند ایران، با وابستگی گاه زیاد به حمایت دولت و سوبسیدهای مستقیم و غیرمستقیم (البته تنها برای برخی آثار)، درآمد حاصل از گیشه، الزاماً به‌معنای فروش سودآور نسبت به هزینه‌ها نیست. اما در صنعت تئاتر، این بدان معنا است كه نمایش‌نامه‌نویس باید به‌گونه‌ای نمایش‌نامه‌ی خود را بنویسد كه علاوه بر مخارج نمایش، سود لازم هم به‌دست آید (آثار تجربی در سالن‌های کوچک و با تولید کم‌هزینه، روال دیگری دارند)…

ژنه شاعر سرود مطرود جانهای نرم شده از رنج

دکتر طلایه رویائی

نمایش‌نامه‌های ژان ژنه (1910-1986 Jean Genet)، سخت و پیچیده است و در عین‌حال بسیار زیبا و عمیق … متن‌هایش نیازمند کنار زدن لایه‌های متعدد زیادی هستند که در نهایت باز هم تو را به مغز و هسته‌ی اصلی نمی‌رساند، چون ژنه چیزهایی می‌بیند که دیگران نمی‌بینند. سراغ کسانی می‌رود که فراموش‌شدگانند، که حافظه‌ی جامعه آن‌ها را در حاشیه‌ می‌گذارد تا آسودگی و امنیت و خوشی‌اش درهم نریزد … مثل فاحشه‌خانه‌ها، مراکز موادفروشی، زندان‌ها … کسانی‌که جامعه نادیده‌شان می‌گیرد: کلفت‌ها … سیاه‌ها … زندانی‌ها … قاتلین … خلاف‌کارها … هم‌جنس‌بازها …؛ ژنه خود را متعلق به این‌دسته از آدم‌ها می‌بیند و در آن‌هاست که درخشش را کشف می‌کند … او همان‌طور که قبلاً در کتاب «حرکت تئاتر به سمت شعر» نوشتم، “شاعر مطرودین” است … آه مطرودین، مطرودین، این حلقه‌ی سیاه و کثیف و چندش‌آور، که جامعه می‌داند هستند، اما رویش را از آن‌ها برمی‌گرداند … فاحشه‌خانه، جای بدی است، اما باید وجود داشته باشد تا بدی و بیماری به‌سوی ما خوشبخت‌ها نیاید و در دایره و حلقه‌ی خود بماند. زندان، جای بدی است، اما خلاف‌کارها که نباید در میان‌ ما باشند؛ همان‌طور که زمانی سیاه‌ها هم نباید با ما حشر و نشر می‌کردند و فقط برده‌ی ما بودند و کلفت‌ها خواسته و آرزو و عشقی نداشتند، جز آن‌که با حسرت، همه را حق خانم بدانند، چرا که عشق مال خوشبخت‌هاست و نه مطرودین…

پیشنهاد سردبیر

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist