یک پدر شیمیایی شده به فروش می‌رسد

حالا دیگر می‌توان با اطمینان به این نکته اشاره کرد که خانواده در سپهرِ سیاسی و اجتماعی این روزهای ایران، آماجِ سخت‌ترین دشواری‌هاست. آرمان‌گرایی انقلابی دهه‌ی شصت، به واقع‌گرایی دوران معاصر منتهی شده و هم‌چنان خانواده به‌مثابه‌ی قدیمی‌ترین نهادِ اجتماعی بشر، در مقابلِ هجومِ بی‌امانِ مصائب و مسائل، از خود مقاومتِ جانانه‌ای را نشان می‌دهد. مسعود هاشمی‌نژاد در نمایش‌نامه‌ی تحسین‌شده‌ی «یک زندگی بهتر» به همین وضعیت بحرانی سوژه‌ی مستاصل ایرانی می‌پردازد. حتی عنوان این نمایش‌نامه، استعاره‌ای است از تمنای یک زندگی قابل‌قبول برای اعضای خانواده‌‌ای در حالِ فروپاشی و اضمحلال. تلخی ماجرا، نه در بازنمایی وضعیتِ فلاکت‌بارِ کنونی، که از قضا در همان امیدهای از دست‌رفته‌‌ای است که شاید می‌توانست ما را نجات دهد. اعضای این خانواده، شبیه مردمانی هستند که هم‌چون ما، در گوشه و کنارِ این کشورِ پهناور زندگی می‌کنند: پدری که دیگر نمی‌تواند سه‌تارِ جادویی از چوبِ توت بسازد و این روزها خسته و عاصی از رنجِ زمانه، خشمگین است و بدون درآمد؛ مادری که ناکامی اعضای خانواده را به تماشا نشسته و کاری از او بیش از غُر زدن و خیال‌بافی برنمی‌آید؛ پسری که مدت‌ها قبل به آلمان مهاجرت کرده و اکنون دست از پا درازتر برگشته و آهی در بساط ندارد. او که مهاجرتش به غرب و درس خواندن به‌منظور دریافتِ مدرکِ پزشکی و ساختنِ یک آینده‌ی باشکوه، امید بهبودی اوضاع برای اعضای خانواده محسوب می‌شد، به خانه بازگشته و اعتراف می‌کند که در آلمان، تنها یک کارگرِ خدماتی بیمارستان بوده، اعترافی که نشانی است از سیاه‌بختی کاملِ خانواده در امید بستن به پسری که مبلغِ هنگفتی پول خرج مهاجرتش شده، اما موفقیتی کسب نکرده است. یا آن یکی پسر، که مسعود نام دارد و به‌تازگی از کار بی‌کار شده و حتی توان آن‌را ندارد که خانه‌ای برای خود و همسرِ باردارش تهیه کند و از این بلاتکلیفی آزاردهنده خارج شود. عروس خانواده هم که از سرِ استیصال به ازدواج با مسعود تن داده و در خواب‌‌های شبانه‌ی خویش مدام خوش‌بختی را به تماشا می‌نشیند، دختری جوان است که هنر چندانی ندارد الا سرکوفت زدن به بی‌عرضه‌گی شوهر و تمجیدِ دروغین از والدینِ شوهر. به‌راستی که فاجعه برای این خانواده در راه است و از فرطِ نزدیکی، گویا چندان به چشم نمی‌آید. از یاد نباید برد که چگونه وقتی سرمایه‌ی مادی یک خانواده از بین می‌رود، هم‌دلی و هم‌بستگی میانِ‌ آنان به مخاطره افکنده می‌شود. پدر، که روزگاری برای خود اعتباری داشته و اقتداری، این روزها جایگاهِ نمادین‌اش را در مقامِ پدر، دارد از دست می‌دهد. دیگر به سخنان او توجهی ندارند، زیرا مردی که پول ندارد دیگر نمی‌تواند نقشِ پدرانگی را در یک ساختارِ پدرسالارانه ایفا کند. بنابراین می‌توان «یک زندگی بهتر» را افولِ پدرسالاری در جامعه‌ی بحران‌زده‌ی ایرانِ امروز فرض کرد. چرا که بدنِ مادی پدر، هم‌چون جایگاهِ نمادینِ او در حالِ مرگ است و اضمحلال. پدر می‌میرد تا شاید امکان یک زندگی بهتر برای اعضای خانواده مهیا شود. از این منظر می‌بایست جهانِ مخلوقِ مسعود هاشمی‌نژاد را ارج نهاد که بشارت می‌دهد خروج جامعه از این قیمومیت پدرسالارنه را. هم‌چنین می‌توان «یک زندگی بهتر» را وانهادن امیدهای واهی و مواجهه با واقعیتِ سختِ زندگی روزمره دانست. البته نباید از یاد برد که رنگ باختنِ امیدها می‌تواند به زوالِ اخلاقی جامعه دامن زده و نوعی افسردگی همگانی را بر اذهان و ابدانِ آحادِ مردم مستولی کند. گاه البته برای گریز از فروبستگی، می‌توان به دروغ متوسل شد و عقلِ سلیم را فریفت و وجدانِ عمومی جامعه را به هیچ فرض گرفت. چرا که سیاستِ بقا، گاهی با ناراستی و کژکرداری، امکان‌پذیر است. فی‌المثل خانواده در «یک زندگی بهتر» را از این منظر زیرِ نظر بگیریم. شاهد هستیم که چگونه پدر که روزگاری به جبهه رفته و شاهدِ شهادتِ هم‌رزمانِ خود بوده، اکنون هم‌چون ابژه‌ای برای عبور از بحرانِ فزاینده‌ی معیشتی، مورد توجهِ پسرِ ارشد قرار می‌گیرد. پسر، که رضا نام دارد و مهاجرتش به آلمان توفیقی به بار نیاورده، پیشنهاد می‌دهد که پدر را از طریق مواد شیمیایی، آن میزان مسموم کنند که هم زنده بماند و هم مقابلِ نهادهای رسمی و مسئول، گواهی باشد بر سابقه‌ی جانبازی و رشادت، تا بشود وامِ بلاعوض گرفت و زندگی را سامان داد. همان پدری که رزمنده‌ی دیروز بوده است و پدرِ تنگ‌دستِ امروز. پدر، که یوسف نام دارد، خود را در قبالِ مرگِ رزمندگانی که با او می‌جنگیدند خطاکار می‌داند، گویی در یکی از میدان‌های نبرد، دور از چشمِ دیگران، ماسک از صورت یک رزمنده‌ی در شرفِ شهادت برداشته و برای زنده ماندنِ خود از آن استفاده کرده. بنابراین یوسف اعتقاد دارد بن‌بستِ این روزهای زندگی‌اش، پادافره‌ی این خطا است و نتیجه‌ی آن نفرینِ ابدی که هر نوع گشایش را ناممکن کرده است. وقتی می‌پذیرد که هم‌چون ابژه‌ای آزمایشگاهی در معرضِ استنشاق بخار جوهر نمک قرار گیرد و اندک اندک، مرگ را پذیرا باشد، بی‌شک به این باور رسیده است که می‌بایست عقوبتِ آن گناه را بپردازد، تا شاید زندگی روی خوشِ خویش را به خانواده‌ی او نشان دهد. یوسف هم‌چون ادیپ، با حقیقت مواجه می‌شود و خود را قربانی می‌کند، حتی اگر این تن دادن به پادافره، از یک منظرِ نه‌چندان اخلاقی صورت گرفته باشد. شاید بتوان نمایش‌نامه‌ی «یک زندگی بهتر» را ذیل ادبیاتِ دفاع مقدس قرار داد. هر چه هست این اثر مرثیه‌ای است برای کم‌رنگ شدنِ آرمان‌هایی که روزگاری برای تحقق آن، عده‌ای جان و مالِ خویش را فدا کردند و به میدان‌های نبرد رفتند. با آن‌که این خانواده در شکل‌گیری وضعیتِ مصیبت‌بارِ کنونی خویش، نقشِ اساسی دارد، اما نمی‌توان از بحران در کلیتِ جامعه غفلت کرد که یکی از اصلی‌ترین دلایلِ زوالِ اخلاقیِ آحادِ یک جامعه محسوب می‌شود. از این باب تقلای این خانواده برای دست یافتن به یک زندگی نرمال و بدون دغدغه، حتی شده با ناراستی و فریب‌کاری، تا حدی قابل‌فهم است و توضیح‌دادنی. فی‌الواقع نمی‌توان در یک چشم‌اندازِ کلی، عقب نشستنِ یک جامعه را به‌نظاره نشست و از افراد همان جامعه انتظار داشت که به‌شکل فردی و با اتکا به خود، آن هم در هنگام سختی و فلاکت، مسئولانه و اخلاقی عمل کنند. تضاد همیشگی میان عاملیت و ساختار، بحثِ ریشه‌داری است که عالمان علوم اجتماعی را سال‌هاست به‌خود مشغول کرده. بی‌شک زیستنِ اخلاقی در یک دورانِ سخت، امری پسندیده و اغلب دشوار برای همگان است. وقتی کل یک خانواده از سرِ استیصال به امرِ غیراخلاقی رضایت می‌دهند و با برنامه‌ریزی دقیق، در پیِ اجرایی کردن آن هستند، می‌توان بر بحرانِ اخلاق در طیفِ گسترده‌ای از اقشارِ یک اجتماعِ انسانی اشاره داشت. نشانه‌ای از به محاق رفتنِ آرمان‌های جمعی و غیابِ نهادهای یارگیری، که مردمانِ بی‌بضاعت را به دستِ فراموشی سپرده‌اند. پس چندان جای تعجب نخواهد بود که افراد در زندگی‌های فردی و در حوزه‌ی خصوصی، اگر امکانی مهیا شد، طرح و توطئه کنند تا از منابعِ کم‌یابِ ثروت، قدرت و منزلت، بی‌بهره نمانند. در نمایش‌نامه‌ی «یک زندگی بهتر» این مسئله را به‌شکل خلاقانه‌ای مشاهده می‌کنیم. البته مسعود هاشمی‌نژاد می‌توانست بیش از این مکانیسم‌های اقتصادی نظمِ موجود را در توزیعِ منابع، رویت‌پذیر کند تا به فهمِ دقیق‌تری از تاثیراتِ مناسباتِ مادی بر زندگی روزمره‌‌ی افراد برسیم. اما با تمامی این کاستی‌ها، هم‌چنان می‌توان از رویکردِ این متن در بابِ روایتِ دورانِ معاصر دفاع کرد. به‌لحاظِ فرمال با هشت صحنه از زندگی یک خانواده‌ی ایرانی روبه‌رو هستیم که در دو سطح، نسبتِ خویش را با واقعیت تنظیم می‌کنند. سطحِ اول مبتنی است بر گفت‌وگوهایی که میانِ افراد صورت می‌گیرد و هسته‌ی اصلی آن مربوط است به بازگشتِ رضا یا همان پسرِ ارشدِ خانواده و اثری که این قضیه بر سرنوشتِ خانواده خواهد داشت. اما سطحِ دوم تک‌گویی‌ ذهنی شخصیت‌ها است که نوعی اتصال با امرِ خیالی و ایماژهای فردی و خصوصی افراد است. آشکار شدنِ سویه‌های پنهانِ شخصیتی این جمع، که امکان بروز آن در گفت‌وگوهای روزانه مهیا نمی‌شود و اکنون به میانجی تک‌گویی، به تخیل‌ورزی مخاطبان و تماشاگران دامن می‌زند. یک نقب زدن به لایه‌های سرکوب‌شده‌ی روانِ آدمی به میانجی اعترافاتی که در خلوت بیان می‌شود و خطابی است برای آنان‌که ناشناس هستند و شاید مشتاقِ شنیدن ما. در انتها لازم است به اجرایی اشاره کرد که در آذر و دی‌ماه 1396 در سالن شماره 2 تماشاخانه‌‌ی پالیز از این نمایش‌نامه بر صحنه رفت. اجرایی که با دراماتورژی محمد امیر یاراحمدی، کارگردانی شهاب‌الدین حسین‌پور و طراحی صحنه‌‌ی سعید حسن‌لو، بر اعتبارِ متن افزود و تماشاگران را واجدِ تجربه‌ای دل‌نشین کرد. به هر حال تاریخِ تئاتر در ایرانِ معاصر می‌تواند به میانجی آثاری چون «یک زندگی بهتر»، به آینده امیدوار باشد و «یک تئاتر بهتر» را به انتظار نشیند.

آخرین مقالات منتشر شده

نام نمایشنامه، دروازه ورود به متن

در نوشتار پیشین، شگردهای نام‎گذاریِ نمایش‌نامه‎ها بر اساسِ نامِ شخصیت‎های اصلی، مورد بحث قرار گرفت و نمونه‎های متعدد آن از آغاز تراژدی‎های یونانی تا دوره‎ی معاصر، بیان گردید. شگرد دیگری

ادامه مقاله »

نمایش نامه و مخاطب

درام، اثری ادبی است که با اجرا کامل می‌شود. تفاوت این‌ گونه‌ی ادبی با دیگر ژانرهای ادبیات، در همین نکته‌ی مهم است. نمایش‌نامه وقتی کامل می‌شود که بیان کلمات و

ادامه مقاله »

گفتگو با دکتر شهرام گیل آبادی، مدیرعامل خانه تئاتر

شهرام گیل‌آبادی مدیرعامل خانه‌ی تئاتر است، اما فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه‌ی مدیریت رسانه، تهیه‌کنندگی رادیو و تلویزیون، تدریس در دانشکده‌های هنری، کارگردانی تئاتر و نگارش نمایش‌نامه، مقاله و کتاب نظری

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist