حیف که از پزشکان عمومی خوب استفاده نمی شود

در ایران این عادت شده که برای یک سرماخوردگی به متخصص عفونی مراجعه کنیم و برای دل‌درد به فوق تخصص گوارش، برای جوش صورت مدت‌ها منتظر می‌مانیم تا وقتی از یک متخص پوست بگیریم و اگر در یک آزمایش قند خون ما بالا نشان داده شد به سراغ وقت گرفتن از یک فوق تخصص غدد می‌رویم، اما واقعیت این است که خودمان هم می‌دانیم که این تخصص‌گرایی نه درست است و نه عقلانی و نه منطقی، واقعیت این است که سیستم آموزش سلامت، پزشکان عمومی را تربیت می‌کند که قرار است و می‌توانند بسیاری از مشکلات و مسائل معمول و بیماری‌ها را تشخیص دهند و به‌خوبی درمان کنند. قرار هم بوده که با شکل‌گیری مکانیسمی به نام «سیستم نظام ارجاع» هرکس هر مشکل و ناراحتی و بیماری داشت در هر جای ایران ابتدا به پزشک عمومی مراجعه کند و سپس درصورتی‌که این پزشک عمومی صلاح دید فرد را برای اقدامات تخصصی‌تر به متخصصان ارجاع دهد وگرنه خود او را درمان کند، اما در عمل این اتفاق نیافتاده است. این مطلب با طرح سؤالاتی از دو پزشک عمومی حاضر در ارکان سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال رسیدن به پاسخ این سؤال است که چرا از ظرفیت پزشکان عمومی به‌خوبی استفاده نمی‌شود؟

  • اراده‌ی قوی برای استفاده از پزشکان عمومی وجود ندارد

درحالی‌که انتظار می‌رفت اجرای برنامه‌ی پزشک خانواده، فرصت‌های شغلی متعددی را پیش پای پزشکان عمومی قرار دهد و از توان پزشک عمومی برای ارتقای سلامت شهروندان استفاده شود، اما هم‌اکنون شاهد هستیم که شکل اجرای نظام ارجاع، تناسبی با این اهداف عالی ندارد. دکتر محسن مصلحی، دبیر شورای‌عالی سازمان نظام‌پزشکی کشور با اشاره به این‌که نظام ارجاع فعلی نتوانسته است رضایت خاطر پزشکان عمومی را جلب کند، یادآور می‌شود: «قانون نظام ارجاع، سطح‌بندی خدمات درمانی و پزشک خانواده در قانون برنامه سوم، چهارم، پنجم، ششم و پیش‌نویس برنامه هفتم توسعه آمده است. پرونده‌ی الکترونیک سلامت نیز در این قانون دیده شده است. با اجرای این قانون، ساختار بهداشتی و درمانی، سروسامان می‌گرفت. همان‌طور که در خیلی از کشورهای جهان، این اتفاق افتاد. با اجرای درست نظام ارجاع، هم از نظر افزایش رضایتمندی بیماران و بررسی علمی‌تر مباحث پزشکی، اتفاق خوبی می‌افتاد و هم جایگاه پزشکان عمومی و سایر دانش‌آموختگان پزشکی کاملاً مشخص بود. از نظر مالی نیز صرفه‌جویی عظیمی در منابع نظام سلامت اتفاق می‌افتاد که این منابع می‌توانست صرف توسعه‌ی زیرساخت‌های نظام سلامت و افزایش کیفیت ارائه‌ی خدمات شود. متأسفانه به‌دلیل عدم اراده‌ی قوی در متولیان نظام سلامت، این تکلیف قانونی اجرا نشد. متأسفانه هم‌اکنون نیز این اراده وجود ندارد.»
او تأکید می‌کند: «متأسفانه در مقاطعی، سیاستگذاران و مجریان کشور به‌جای تلاش برای اجرای قانون پزشک خانواده و احیای رشته‌ی مهمی به نام پزشکی عمومی، به اجرای طرح‌های فی‌البداهه‌ای مثل طرح تحول سلامت روی آوردند که دقیقاً خلاف نظام ارجاع است. عواقب آن را نیز هم‌اکنون می‌بینیم. یکی از عواقب آن، این است که جمع قابل توجهی از فارغ‌التحصیلان رشته‌ی پزشکی عمومی و حتی اخیراً برخی از رشته های تخصصی، جایگاه مشخصی در نظام سلامت ندارند و به مشاغل دیگری غیر از طبابت روی آورده‌اند. اگر جایگاه واقعی پزشکان عمومی در نظام سلامت تعریف می‌شد، حداکثر این بود که یک بخشی از پزشکان عمومی به حیطه‌هایی مثل پوست، زیبایی و ترک اعتیاد گرایش پیدا می‌کردند، اما به‌دلیل ساختار غلط نظام سلامت، برخی از پزشکان عمومی از سر اجبار وارد این حوزه شده‌اند.»
مصلحی با اشاره به عواقب فرهنگ تخصص‌گرایی در جامعه و تأثیر آن بر فعالیت پزشکان عمومی، خاطرنشان می‌کند: «به دلیل این‌که جایگاه پزشک عمومی در نظام سلامت، به‌درستی تعریف نشده است، میل به تحصیل در رشته‌های تخصصی در بین جامعه‌ی پزشکان عمومی بسیار بالاست. هم‌چنین باتوجه ‌به درامد پایین بسیاری از پزشکان عمومی، تلاش‌ها برای تحصیل در دوره‌های دستیاری افزایش پیدا کرده است تا شاید از این طریق، درامدها افزایش پیدا کند. مجموع این شرایط موجب شده است که ما با موج مهاجرت پزشکان عمومی نیز روبرو باشیم. واقعیت این است که میزان مهاجرت پزشکان عمومی، کم‌تر از پزشکان متخصص نیست. این یک فاجعه است که سایر کشورها، پزشکان ایرانی را به‌عنوان کارگران ماهر جذب می‌کنند و ما این سرمایه‌ها را از دست می‌دهیم.»
او هشدار می‌دهد: «ما مردم را عادت داده‌ایم که با احساس کوچک‌ترین علائمی از درد و بیماری به پزشکان متخصص و فوق‌تخصص مراجعه کنند. نتیجه‌ی این فرهنگ غلط، افزایش هزینه‌ی دارو و خدمات پاراکلینیکی و افزایش هزینه‌های نظام سلامت است. درحالی‌که با اجرای نظام ارجاع و بهره‌مندی از توان بالای پزشکان عمومی، سلامت جامعه با هزینه‌ای کم‌تر و بهره‌وری بیشتر، قابل دستیابی بود.»
مصلحی با اشاره به وضعیت مالی نامطلوب پزشکان عمومی، می‌گوید: «بی‌انگیزگی پزشکان عمومی در بخش خصوصی برای ارائه‌ی خدمات، بخش دیگری از این عوارض است. به‌دلیل میل غلط جامعه به سمت تخصص‌گرایی که سال‌ها رواج پیدا کرده است، مطب داری برای بسیاری از پزشکان عمومی به‌صرفه نیست و برخی از آن‌ها به‌سختی می‌توانند دخل‌وخرج مطب را تنظیم کنند.»
مصلحی بر این باور است که راه نجات نظام سلامت، احیای طب عمومی، اجرای قوانین بالادستی نظام سلامت و اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده است. او تصریح می‌کند: «ما موجود بسیار نابهنجاری در نظام سلامت ایجاد کرده‌ایم. برگرداندن شرایط و اصلاح آن نیز بسیار کار سختی است. وقتی فرهنگ مردم و حتی جامعه‌ی پزشکی را تغییر دادیم، در آن صورت نمی‌توان یک‌شبه آن را تغییر داد. به‌همین‌دلیل، هیچ راهی نداریم جز این‌که عوارض دردناک مسیر بازگشت را بپذیریم، زیرا چاره‌ای جز این نداریم. اگر می‌خواهیم نظام سلامت، سروسامان پیدا کند، باید به احیای طب عمومی و اجرای پزشک خانواده برگردیم. در غیر این‌صورت باید هم‌چنان منتظر افزایش روزافزون هزینه‌های درمانی، نارضایتی مردم و جامعه‌ی پزشکی و کاهش کیفیت خدمات درمانی باشیم.»

 

  • جایگاه شایسته برای پزشکان عمومی درنظر گرفته نمی‌شود

دکتر فرزاد فرقان، نایب‌رئیس شورای‌عالی نظام‌پزشکی هم به آماده نبودن زیرساخت‌های اجرای نظام ارجاع اشاره دارد و می‌گوید: «واقعیت این است که زیرساخت‌های نظام سلامت و زیرساخت‌های فرهنگی ما متناسب با اجرای برنامه‌ی پزشک خانواده نیست. ما در یک سری اصول اولیه‌ی اجرای نظام ارجاع و برنامه‌ی پزشک خانواده مانده‌ایم و با وجود تمام شعارهایی که سر داده می‌شود، عزم جدی برای اجرای نظام ارجاع وجود ندارد. نگاه تخصص‌گرایی در اتخاذ سیاست‌های کلان نظام سلامت از جمله عوامل اجرا نشدن برنامه‌ی نظام ارجاع است که جایگاه شغلی پزشکان عمومی را خدشه‌دار کرده است. شاید بتوان گفت همین ولنگاری و هرج‌ومرج در نظام سلامت، سود مالی برای عده‌ای دارد، به‌طوری‌که شاید اجرای دقیق نظام ارجاع به منافع آن‌ها آسیب بزند.»
فرقان بر این باور است که ما نیاز به یک مدل جدید از پزشک خانواده داریم که هم سلامت جامعه را ارتقا دهد و هم جایگاه پزشکان عمومی را ارتقا ببخشد. او توضیح می‌دهد: «این مدل فعلی از اجرای برنامه‌ی پزشک خانواده که در آن، بیمار می‌تواند به هر پزشکی که دلش خواست مراجعه کند، چند دفترچه‌ی بیمه داشته باشد و حتی مثلاً در یک روز به پنج مطب مختلف برود و پنج آزمایش پزشکی برایش تجویز شود، این یک مدل غلط است که در هیچ کجای جهان اجرا نمی‌شود. این ولنگاری اقتصادی که در حوزه‌ی سلامت وجود دارد، موجب شده است که هرچقدر هم اعتبارات در این نظام سلامت بریزید، مثل کیسه‌ی سوراخی باشد که هرگز پر نمی‌شود. باتوجه‌به این موارد، شاید نیاز است ما به‌دنبال شیوه جدیدی از اجرای پزشک خانواده باشیم. مثلاً به‌نظر نمی‌رسد که نسخه‌ی اروپایی یا نسخه‌های رایج از برنامه‌ی پزشک خانواده در جهان بتواند در کشور ما جواب دهد. حتی با توجه به تکثر فرهنگی در نقاط مختلف کشور نمی‌توان یک نسخه‌ی واحد از اجرای برنامه‌ی پزشک خانواده را در کل کشور اجرا کرد.»
او با صراحت می‌گوید: «مدل پزشک خانواده‌ای که هم‌اکنون اجرا می‌شود، یک مدل من‌درآوردی است که من این مدل را نمی‌پسندم. در این شرایط من به‌عنوان یک پزشک نمی‌پذیرم که به‌عنوان پزشک خانواده فعالیت کنم، زیرا شرایط نظام سلامت را برای تحقق امنیت سلامت مردم، مساعد نمی‌بینم.»
فرقان از جایگاه فعلی پزشکان عمومی در برنامه‌ی پزشک خانواده نیز انتقاد می‌کند و می‌گوید: «باتوجه‌به شرایط فعلی نظام سلامت و برنامه‌ی پزشک خانواده‌ای که هم‌اکنون اجرا می‌شود، بخش زیادی از پزشکان عمومی به حال خود رها شده‌اند، درحالی‌که سرمایه‌های زیادی برای آموزش آن‌ها صرف شده است. در همین دوران مقابله با کرونا، فداکاری پزشکان عمومی ما مثال‌زدنی بوده است. اگر پزشکان عمومی در خط اول مقابله با این بحران قرار نداشتند، قطعاً عمق این بحران خیلی بیشتر می‌شد، ولی در حاضر یک نوع بی‌انصافی در حق آن‌ها دیده می‌شود و جایگاه آن‌ها چندان در نظام سلامت دیده نمی‌شود. هیچ سیستم و استراتژی تعریف‌شده‌ای نیز برای سامان‌دهی و بهره‌برداری حداکثری از توان علمی پزشکان عمومی در کشور وجود ندارد. خیلی اوقات آن‌ها خودشان دست‌به‌کار می‌شوند و در شاخه‌هایی مثل زیبایی، درمان اعتیاد و یا درمان دیابت، حضور فعال پیدا می‌کنند. در مجموع می‌توان گفت برنامه‌ی پزشک خانواده‌ی فعلی نتوانسته است به ارتقای جایگاه شغلی پزشکان عمومی کمک کند.»

آخرین مقالات منتشر شده

روزه داری در سال کرونایی

در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان هستیم و برای همین قصد داریم تا توصیه‌هایی برای افراد سالم و نیز افرادی که ممکن است به بیماری‌هایی مبتلا باشند، داشته باشیم تا در

ادامه مقاله »

وقتی مس خطرناک می شود

بیماری ویلسون یک بیماری ژنتیکی است. اگرچه میزان شیوع آن بالا نیست، اما بیماری مهمی ارزیابی می‌شود و یک نکته‌ی مهم در مورد آن، این است که برخی از موارد

ادامه مقاله »

خوش آمدید!

لطفا از طریق فرم زیر به حساب کاربری خود وارد شوید

بازیابی گذرواژه

لطفا جهت بازیابی گذرواژه، نام کاربری و یا ایمیل خود را وارد نمائید.

ورود / عضویت

Add New Playlist